تبليغاتX
دلم میخواد بارون بباره
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
ریش است !
-------------------------------------------------------------------------------------------
 


با کمال پشیمانی از مدتی دست کلید نبودن به این نتیجه رسیدم که در راستی بی جواب نگذاشتن حرفای رهبری یک پست هرچند ناچیز برای تنفیذ احمدینژاد و سپس تحلیف آن و برگذاری دادگاه درج کنم باشد که حداقل دو نفر بخوانند و پند هم نگرفتن مهم نیست !


1. تصور کنید که محمد رضا پهلوی یک عالمه ریش بگذارد و مقداری هم پارچه بجای تاج بر سرش بپیچد و هر چند وقت یک بار بعد کمی دری وری گفتن ادعا کند که لباس امام زمان هم پوشیده و نظامش هم مقدس هست

در ضمن قبل بعد از کلامش هم به طور تصادفی قطعی از کتابهای ادعیه و زیارت امام زاده های که از ارث پدر بزرگ ساخته را بخواند ! و مردم بجای قبله عالم به او بگویند ولی فقیه مطلقه !

فقط تصور کنید ! در این حالت اگر شما نقاشی بلد باشید به راحتی میتوانید یک کاریکاتور بکشید که خیلی هم بانمک هست البته از اتفاقات بعدی آن چندان قرار نیست حرف بزنیم ! بیشتر میخواهیم از اتفاقات قبلی آن حرف بزنیم که خنده دار هست که

چون رهبری جنبش سبز را یک کاریکاتور از انقلاب 57 ایران عنوان کرد و خنده دار این هست که اگر حرف اینجانب درست باشد پس خودشان نیز یک کاریکاتور از شاه هستند ؟!


2. لامپ یک نوع چراغ هست که نور میدهد و البته از هر طرفش پرتو های حامل انرژی با قدرت بسیار زیاد در مسیر مستقیم حرکت میکند

و برای پیروی از این جسم مبارک ما هم نیز وقتی در یک چیز ریز میشویم فوری یک مسیر از جنس آش کش خاله که بخوری پاته نخوری پاته رسم میکنید تا مردم آزادانه در آن عبور کنند ! و مرور کنید !

اگر این مسیر بر  راستا ی ولایت فقیه کاریکاتور و حکومت در جهت مستقیم باشد لذا از موارد زیر نتایج زیر تر را حاصل میکنیم !

هویدا یک کاسه لیس بود

هویدا یک پاچه خوار بود

هویدا یک کم به مردم کمک کرد

بر سر هویدا کاسه کوزه شکسته شد

هویدا اعدام شد

در دستگاه کاریکتاور میدهد

هاشمی یک کاسه لیس بود

هاشمی یک پاچه خوار بود

هاشمی یک کم به مردم خدمت کرد

بر سر هاشمی کاسه کوزه شکسته شد

هاشمی کاریکاتور هویدا هست


در اینجا لازم است که

1 فرض کنید هویدا بجای اینکه تلاش کند سرش مو دار شود تلاش کند ریش هایش در بیایید ! 

2 فرض کنید هویدا بجای دست بوسی از شاه معمولا دست خودش را ببوسد !

3 فرض کنید هویدا برای خدمت نیم بند به مردم مجبور باشد یا نفعی ببرد !

4 فرض کنید هویدا اینقدر بدبخت باشد که بجای دعوای سوری سرش دعوا راستگی پیاده کنند !

5 فرض کنید امیر عباس هویدا بجای فکر کردن مرتب از روی آخرین کتابی که دم دستش بود یک قسمتی جدا کند و بخواند و بجای کلاه پارچه سفید ببند به سرش و غیره !

6 حال فرض کنید شما نقاش هستید تصویری که خواهید کشید کاریکاتوری از هویدا خواهد بود !


3. زندان ! یک محلی هست که در اسمش زن و دان وجود دارد بنابرین احتمالا در آن زن نگه داری میشود !

وقتی در اخبار خبری های مربوط به زندانی زندان ایون 209 ... منتشر میشود اقدامات زیر می افتاد 

الف . حرکت زمین به سمت آسمان »

بنابر این اقدام حالتی به وقع می پیوند که در آن یک عده حق دارند هر چی دوست دارن به یک عده دیگر بگویند ! همان عده حق دارن یک عده دیگری را بگیرند بگذارن کنار همان عده دیگر . یک عده حق دارند بمیرند . یک عده حق دارند شوخی شوخی حکم اعدام بگیرند . یک عده حق دارند خنده خنده فحش بشنود . یک عده حق دارند نرمه نرمه گم گور شوند

ب. حرکت آسمان به سوی زمین «

در این حالت اولین اقدام یک هواپیما جاسوس آمریکایی انجام میدهد که با گرفتن پول و تبدیل کردن ظاهر خود به توپولف قصد مخدوش کردن چهره دوست برادر همسایه روسی میکند .

بنابر این یک عده دیگر حق ندارند جواب عده قبلی را بدهند . یک عده دیگر حق ندارن علیه عده قبلی شوخی شوخی شکایت کنند . یک عده دیگر حق ندارن وکیل داشته باشند . یک عده آخری هم حق ندارند بفهمند نظر پزشکی قانونی مهم تر است یا شوفر اتوبوس

و بعد از آن در نهایت همه چیز وارد بن بست میشود ! از حمله اقتصاد جهان . خشم کشور های که بمب هسته ای در حال تاریخ مصرف گذشتن بسیار دارند . خشم گمنامی که حقوق میگیرد .

و یک چیز از بن بست خارج میشود و آن چیزی نیست جز . وضعیت اقتصادی سیاسی اجتماعی ایران .


4. بالگرد : یک نوع خود رو هست که نزدیک بهارستان پارک میکند و از آنجا به بعد تبدیل میشود بعد ماشین !

بعد از این تبدیل شدن اتفاقات جالبی رخ میدهد

مشاور رئیس جمهور به روزنامه ها فحش میدهد

یک سری سوال در ذهن انسان ها نقش میبندد

برای پرسش سوالها فکر میکنند

و در نهایت ممکن است همین سوالها را بگویند

و اینطوری به راحتی کاردار و کارمند سفارت خانه بشوند !

و به این فرایند هرچه گفته شود تصویه حساب گفته نمیشود !

و این به جنس سوال مرتب هست

برای اینکه بیشتر به کهن مطلب پی ببرید تعدادی از سوالات رو در زیر میاورم برای حسن خاتمی ! یا حسن ختام

تفاوت هواپیما با هلیکوپتر !

هر دو بال دارند ولی یکی بالش میگردد و اون یکی نمیگردد مگر در زمانی که موشک تاریخ مصرف گذشته به موتورش بخورد ! 

برای مثال احمدینژاد از هوایپما پیاده و سوار ماشین میشود . و مسیر 10 قدمی را به خاطر اذهام جمعیت 10 ساله طی میکند !

ولی حد فاصل پاستور به بهارستان را با ماشین جوری حرکت میکند که 10 دقیقه هم نمیشود !

و حال سوال !

آیا راننده محمود آنقدر خوش دست است که میتواند مسیر به این شلوغی را به راحتی طی کند ؟

آیا ماشین محمود میتوانند بر روی خس خاشاک ها حرکت کند و سرعتش کم نشود ؟

آیا ماشین محمود دارای بال که میگردد و اسکیت هست ؟

در مراسم تحلیف چطور محمود به این نتیجه میرسد که فکر میکنید ؟

و چطور به این نیتیجه سنگین تر میرسد که به چه چیز فکر میکند بجز خدمت به مردم

اگر او به هیچ چیز به جز خدمت به مردم فکر نمیکند وقتی در دستشویی هم هست دارد به مردم خدمت میکنید ؟

یا وقتی دارد ناهار میخورد ؟

ببخشید اصلا اینجا صاحب ندارد ؟

+ نوشته شده در 3:45 توسط احمد.
یکشنبه چهارم مرداد 1388
حادوی فکر بزرگ
-------------------------------------------------------------------------------------------
موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.
میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.
موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است. بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : " هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ". و یا امرسون که گفته است : " مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ". متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت : " ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ". و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود: " چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".
بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.
وعده و وعید کافی است.
از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید : " زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود ".

به موفقیت خود ایمان داشته باشید:

موفقیت به معنی برخورداری ازبسیاری مواهب است؛ ازجمله : رفاه در زندگی ، خانه ی مناسب ، استفاده از تعطیلات . موفقیت یعنی کسب احترام ، بزرگی و عزت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع.
موفقیت یعنی پیروزی.
موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است.
با ایمان می توانید کوهی را جابه جا کنید . اگر ایمان داشته باشید که موفق می شوید ، حتماً موفق خواهید شد.
نیروی ایمان نه چیزی سحرانگیز است و نه اسرارآمیز.
ایمان به این شکل عمل می کند : اعتقاد به این که " من ازعهدهی این کار بر می آیم " ، قدرت ، مهارت و انرژی لازم را برای موفقیت در اختیارمان می گذارد . هرگاه باور داشته باشیم که می توانیم کاری انجام دهیم ، روش انجام دادن آن کارپیدا می شود.
کلید انجام کارها همیشه به سوی انسانی می آید که ایمان دارد می تواند کاری را به انجام برساند.
ایمان راسخ ، ذهن رابه سمت یافتن راه ها ، وسایل و چگونگی ها سوق می دهد. ایمان شما به توانستن ، اعتماد دیگران را نیز به سوی شما جلب می کند.
ایمان نیروی توانستن را به وجود می آورد.
به موفقیت خود ایمان داشته باشید و یقین بدانید که حتماً موفق خواهید شد.
بی اعتقادی یک نیروی مخرب است. فکری که ایمانش را از دست داده یا گرفتار شک شده است ، پی دلائلی می گردد تا دودلی خود را توجیه کند. مسبب بسیاری از شکست ها ، بی اعتقادی ، عدم اطمینان ، گرایش ناخودآگاه به شکست و نداشتن رغبت چندان به پیروزی است.

+ نوشته شده در 23:4 توسط احمد.