تبليغاتX
دلم میخواد بارون بباره
شنبه بیست و هشتم شهریور 1388
اینجا همچنان و همیشه ایران هست
-------------------------------------------------------------------------------------------
سلام من هم همچنان احمد هستم و همچنان به یاد شما و همچنان گونی گونی  دوستتون دارم دوستای گلم  گونیشم نمیخوام نگه دارید یادگاری

چیزی که منو الان خوشحال کرد و باعث شد دست به کلید بشم این بود که الان میتونم پست بدم هوراااااااااااااااااا چون الان صفحه وبلاگ باز شده توجه کنید اتفاقا اتفاق بزرگی افتاده من هر وقت میام نت فوری میرم پیام ها رو بخونم کلی دوست دارم بعد میخوام جواب بدم همیشه یکم مینویسم بعد یهو نت میره اون دنیا و منم میمونم نا امید که نمیشه جواب داد مخصوصا تو این روزای که گذشت که دلایل برای نوشتن فراوان بودو حتی نوشتن پست هم نوشتی ! منم پست نوشتم این از  طرف من اما ارسال نشدن ! چون نشد که بشن این هم از طرف نت !

حرفای زیادی بود که بزنم

حرفای زیادی بود برای گفتن الان دیگه تبدیل شدن برای نگفتن میخواستم حرف دلمو درمورد روز قدس بگم که نشد الان که فکر میکنم میبینم این که مثل همیشه تو هر کاری حکمتی هست درست ولی اینکه پست هام نمیرفته یه سودی هم برای من داشته دیروز خواب بودم خواب دیدم که یهو چند نفر اومدن گفتن تو اعلامیه دادی برای رنگ های انحرافی بیا بازداشت شو ! بعد دیگه خداراشکر بیدار شدم بازداشت و بازداشتگاه رو تو خواب ندیدم ولی خوب من نبودم که چیزی بنویسم که بازداشت بشم ! و این هم برام بد نبود و حالا هم این مشکل هست ! که زبون و قلم نیش دار رو زندونی میکنن البته که فهمیدن این مطلب که جواب نوشته و قلم نوشته هست نه بازداشت گاه سخت نیست ولی برای کسی یکم فکر کنه و در ضمن یکم مغز هم داشته باشه !

دانشگاه قبول شدم ! یا نشدم ؟!

آهان راستی میخواستم بگم دانشگاه رفتم اینو الان هم میگم دانشگاه رفتم رشته های زیست شناسی و اقتصاد که همیشه آرزو داشتم برم اینکه اینو هم میگم که دانشجو شدم با تاخیر یک ساله و نرسیدن به اون چیزی که بیشتر دوست داشتم یعنی رشته پزشکی این هم حتما مثل نرفتن پست های نوشته شده من به روی پیشخون (؟) وبلاگم حکمتی داشته

چند دقیقه قبل از اینکه ببینم کجا و چی قبول شدم داشتم با دوستم که هم کلاسی هم بودیم حرف میزدم میگفت از رشته های مسخره ای با عنوان "بین الملل" که باعث میشه تحصیل بیشتر از اینی که هست پولی و مسخره بشه وقتی با تلاش و ممارست فراوان صفحه سایت سنجش باز شد دیدم نسبت به همین رتبه ای که داشتم نتیجه گرفتم ولی ناراحت شدم خیلی چون من خیلی بهتر میتونستم کنکور بدم و این منو ناراحت کرد که چرا ندادم چرا خوب نبودم قبول شده بودمنار احت شدم خیلی زیاد آخه انگار سهمیه هم هیچ تاثیری نداشته برای من ! این دیگه دور از ذهن هم نبود البته اگه این پزشکی بین الملل تو این لیست علاقه مندی هام نبود شاید پزشکی قبول شده بودم وقتی نوشتم پزشکی بین الملل رو حتی گذاشتم اولیت اولا نمیدونستم چی هست که فکر کردم خوبه مثلا 

پزشکی بین الملل ! مسخره هست که 9 میلیون هر ترم شهریه میگره و به صورت نیمه حضوری و... هرچی لعنت کنم و فحش بدم بهش بازم کمه گفته میشه که این رشته به درد هیچی نمیخوره یعنی فقط پول میگرن مدرک میدن همین ! همون مدرک جعلی در نظر بگیرم خوبه !

بیخیال شدم الانم که دانشجو هستم دانشگاه آزادی هستم و پیام نوری . این دوتا در حد درجاتی فحش محسوب میشن برای خیلی ها  اما وقتی دوست دوستم که صنعتی شریف بوده و کلی هم پزشو میده گفت "دانشگاه ها همش مثل هم هستن و به یک اندازه از امکانات و خدمات مناسب بی بهره هستن " گفتم خوب این چه گیری هست که نرم آزاد یا پیام گور ! تازه من عاشق فلسفه و عرفان هستم و بدون دانشگاه رفتن چند قدمی کارشناسی گرفتن تو رشته علوم قرانی هستم  . برای همین خیلی خیلی زود از دپسوردگی در اومدم ! و میتونم بگم عمرم رو هدر ندادم

باید بگم که چرا پیام نور اگه دانشگاه دولتی مثلا همین اقتصاد میزدم یا حقوق که دوست دارم یا مدیریت (وای من خودمم گیج میشم از علایقم همه چی دوست دارم) خوب دیگه سال دیگه نمیتونستم برم کنکور بدم آخه من چشم سفید کردم یه جوری گیر میدم آخرش میرم پزشکی با همین دوتا رشته در کنار هم به قول دوستم من مثل ماشین معدن هستم اگه حجم کارم کم باشه خوب انجام نمیدم و اگه زیاد باشه راحت ترم . ماشین های معدن هم اگه سبک باشن راه نمیرن !

ولی دوست دارم از همه دوستام معذرت بخوام که نتونستم امسال پزشک بشم آخه خیلی چندش آور هست که سه بار کنکور بدم !!!!!@#$ ولی خوب من به عنوان دانشجو علاقه مند کنکور میدم این بهتره از پشت کنکوری بودن که همون یه بارهم حقم نبود ! از دوتا گل معذرت خواستم که گفتن نه چرا و حالا هم از همه دوستام معذرت میخوام میدونم میگید نه چرا ولی خوب میخوام دیگه ! به خاطر اینکه شاید یه چیز شدم تو مایه های آینه ی دق  و مشتقاتش !مثل برج زهر مار و هر چیز دیگه که باعث نا امیدی مقطعی در انسان میشود !


ثبت نام دانشگاه!

اساسا در حکومت اسلامی ! حاکم اسلامی اگه خوشش بیاد میتونه بگه همه برن کافر بشن و این موضوع کاملا هم قابل اثبات هست و در اسلامی بودنش هم اگه شک کنی بیخودی 100 روز بازداشت میشی  ! مثلا تجسس در کار مردم ! و گوش دادن به صحبتهای خصوصی مردم کلی حروم و گناه هست اما وقتی میری دانشگاه ثبت نام کنی به سوالاتی رو به رو میشی که فکر میکنی دقیقا خودت هم باید درموردشون فکر کنی یا نه ؟! سوالاتی مسخره ای مثل اینکه "مشکل عشقی داشتید ؟ " "مشکل عاطفی داشتید ؟ " "آیا  با نظام موافق هستید ؟" و غیره ! البته جوابش رو باید به صورت بله و خیر بزنی و بعد هم توضیح بدی ! در ضمن قبل از اینکه بری باید 8 تا فتوکپی از تمام برگ های شناسنامه داشته باشی احتمالا اینکه ببینم به چندتا رای دادی ! دوست داشتم روی برگی که نوشته بود برای مهر های انتخابات هست بنویسیم "این صفحه سر کاری است " خوب خیلی ضایع هست که چهار سال پیش احمدینژاد در 3 تیر با 63 درصد رای آورد و امثال هم در 22 خرداد همون 63 درصد رای آورد ! فکر کنم اگه 100 سال دیگه هم کاندید بشه رجا نیوز میگه "این دوره هم رقیب محمود ، اکبر است" وبعد هم همون نتایج رقابت محمود و اکبر به دست میاد ! قاعدتا حرف مرد یکی هست و تو ایران کسی از زنان رای نمیگیره برای همین اینطوری میشه البته فقط در دوتا چیز حرف مرد یکی نیست اول "حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله " که تبدیل میشه "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی " و رای 80 درصدی که به خاتمی داده شد که تبدیل شد به هیچی ! 

رمضان شد شب تولد امام حسن شد شب قدر شهادت امام علی و باز هم شب قدر و

و اینکه من از خودم پرسیدم رمضان زاده آیا متولد رمضان هست ؟ این اولین سوالم بود که بعد فهمیدم نیست تازه فهمیدم بابام یه زمانی باهاش دوست بوده و اون موقعه رمضان زاده تو خط شلمجه واسه دفاع از ایران میجنگیده و حالا هم شاید داره میجنگه برای اینکه بگه این دولت نهم اینقدر مزخرف بود که نباید تو دولت 10 تکرار بشه ! رمضان شد ماه زیبایی ضد روزمرگی خدا ، و شبای قدر و میخواستم از اونا بنویسم میخواستم از دعا کردن هم بنویسم برای دوستای کنکوریم دعا کردن و از نفرین نکردن از اینکه نفرین نکردن رو دوست دارم دیگه نفرین کردن برام آرامش بخش نیست 

طنز های سیاسی یا نقد های اخلاقی !

 حرفای سیاسی هم حرف داشتم حرفای رهبری رو در جمع انسان های مختلفی که به هر دلیل جلوشون نشسته شده بودن و ایشون براشون توضیح میدادن که چطوری باید زندگی کرد . یعنی یاد بدن که چیزای که نباید گفت رو نباید گفت و بعد هم چیزای رو که باید گفت رو باید گفت! که این جمله یاد این حکایت میندازه که مردم شهری برای اینکه جای رو مسطح کنن که بشه توش خونه ساخت مشغول بردن خاک های اونجا  بودن به یه منطقه ای خارج از شهر و مرتب ظرف های خاک رو پر میکردن و میرفتن خارج از شهر خالی میکردن ! یکی اومده و گفته که چرا دارید همچین میکنید گفتن پس چی کار کنیم گفته خوب یه چاه بکنید خاک ها رو بریزد توش گفتن خوب خاک های چاه رو چی کار کنیم گفته که خودتتون فکر اینجاشو بکنید !!! سخنرانی جمعه گذشته که برخی بهش میگفتن خطبه های نماز جمعه هم حکایتی بود نوشتنی  که حیف شد مشروحش رو ننوشتم چون حالم گیر بود !  و حرفای ایشون که مجموعه تمام تناقضات سی سال گذشته بود از بیان نظرشون درمورد نظر قران که به راحتی حرف قران را تحریف کردن و کسی حتی اعتراض هم نکرد به هر حال شخص اول ملکت حق داره هر کاری کنه حتی گفتن دری وری به عنوان نظر قران !

و همچنین محمود قهرمان هسته ای که هرچند نتونست نفت رو سر سفره های مردم بیاره (بجز آلودگی 15 میلیون بشکه نفتی که وارد سفره های آب زیر زمینی تهران شده !

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806270181

که قراره در آینده بیاد سر سفره مردم ! ) تونست با بی دقتی مدیراش و بی اهمیت کردن جان مردم برای خودش ! کادمیم و آرسنیک تحت عنوان برنج سر سفره های مردم بگذاره

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806251434

بگم و سخنرانی بانمکشو هم تحلیل کنم اما نبود نت که به روز باشم ولی الان هستم

میتونم یه خبر خوش تو این دوران بدم اینکه اینجا همچنان ایران هست خوشبختانه دادگاه ظاهرا قسمتی از ویران شدن جنگل های شمال رو درک کرد و تا حدی جلوش رو گرفت تا ببینم آیا آثار باستانی ما و فرهنگ باستانی ما هم در آینده مورد توجه قرار میگیره یا نه !

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806270290

امروز چقدر از فارس خبر گذاشتم ؟!


تمام شدن جومونگ !

جومونگ تمام شد هم میخواستم بگم که فیلم قشنگی بود و به فرج الله سلحشور که همه کاره مجموعه کلیپ های کمدی یوزارسیف هم توصیه های درمورد نحوه حرف موفت زدن از محمود انتقال بدم که بهتر بتونه چرند بگه و نگه  35 هزار متر لوکشین داشته !

همیشه و هروز  روز ایران وطنم قربونش !

ولی الان هم میتونم بگم یکم حرف زده باشم اینکه دیروز روز قدس بود ! ولی وجود بعضی ویژیگی که به اشتباه حماقت خوانده میشه در مسئولین ایران زمین باعث شد پرچم فلسطین و حزب مقاومت لبنان در خیابان های ایران در دست عده ای از بسیجی ها باشه ! و باعث بشه عده ای از مردم ببینن و بعضی هاشون تو دلشون بعضی هاشون هم بلند بگن نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران ! چون اینجا ایرانه و این درسته ،بد نیست یاد آوری کنم روز جهانی قدس ابتکار جالب آقای منتظری که به اسم آقای خمینی خورده ! (مثل نوشته ها و بیانیه های حزب اعتماد ملی و دوستان کروبی که به اسم کروبی هستند ! ) و فعلا روز جهانی سبز هست !

فیلتر شدن خیلی جاها

و به صدا و سیما و بازیکنان فوتبال هم کشیده شده ! جالبه رنگ سبز رو آبی کردن ! یعنی در بازی استیل آذین و استقلال هوادارن دو تیم به رنگ سبز در اومده بودن و این باعث شده که در اول بازی بهانه کنن که سیاه سفید فقط میتونن نشون بدن و بعدش هم تکرار کردن که تو تکرار تونستن رنگی کنن تو این چند روز قدیمی ترین سایتی که به ایرانیان امکان داشتن وبلاگ میداد فیلتر شد جی میل و یاهو هم فیلتر شد هرچند که سرعت وحشتناک کم نت باعث شده عملا این دو سایت برای ایرانیان کم کاربرد بشن !

عاقبت رو دادن به آخوند!

این میشه که به این نوع پوشش میگه پوشش امام زمان 

این هم جالب بود اگه میگفتم از اولش که خود رهبری که آخوند هست درمورد علوم مختلف از جمله انسانی گفت تا آخرش که سید حسن نصر الله حرف زد و به عنوان وکیل مدافع رژیم ایران گفت که ملت ایران در توهم بودن که گفتن "نه غزه نه لبنان" شاید هم درست بگه احتمالا حرفش درست بوده چون ملت ایران وقتی همین حسن خیکی ترجیح داد به موندن محمود و همچنین قبل تر از این وقتی بازم همین خیکی گفت که دولت های اسلامی حق ندارن درمورد گفتگو ادیان در اجلاس شرکت کنن و حرامه شاهد بود که کسی تجمعی چیزی نکرده که اصلا این حسن کبابی چه کار هست ! کلا عاقبت رو دادن دست آخوند بیشتر از همین نمیشه تا دوتا تعارف کنی زود میره خودشو ماچ میکنه جلو آینه ! 

عید

فطر ! این چیز رو الان میگم خوشحالم که امروز میتونم پیشاپیش به همه آدمای که میان اینجا تبریک بگم 

و نماز روزه هاتون قبول حق باشه

یا حق

راستی

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران !

+ نوشته شده در 7:45 توسط احمد.
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388
پهلوان کهریزک [ابراهیم نبوی+نشریه وزین روز]
-------------------------------------------------------------------------------------------
مدتي است که برايش اسم نگذاشتم، کلي مشکل ايجاد شده. ما که به عنوان رئيس جمهور او را به رسميت نمي شناسيم، خودش هم که شک دارد. امروز احمدي نژاد معروف به آقا شجاع در مجلس گفت: " عده اي جوري صحبت مي کنند که انگار انتخابات مخدوش بوده." خواست با اين حرفها بگويد انتخابات مخدوش نبوده. از اينها گذشته، آقا شجاع رفته بود مجلس با تمام محافظانش. جوري که نمايندگان مجلس به او خنديدند و برايش توضيح دادند که اينجا امنيت دارد و محافظان را از مجلس بيرون کردند. به همين دليل قرار است نشان شجاعت را به او بدهيم، اسمش را هم مي گذاريم " پهلوان شجاع الدوله کهريزکي"

 

اين پهلوان هماني بود که از آمريکايي ها نمي ترسيد و در منطقه سبز عراق پياده راه مي رفت، يک ماه قبل که با هليکوپتر براي مراسم تحليف رفت و امروز هم با محافظ رفت مجلس. آقا شجاع روز پنجم تير 1384 يعني دو روز قبل از انتخاب شدنش گفته بود: " علت اينکه محافظ دارم بخاطر ماه تير است که 24 سال قبل در اين ماه ترور صورت گرفته بود." وي اضافه کرد: " من در حدي که در رابطه ام با مردم خللي وارد نشود، با مشورت متخصصين مسائل حفاظتي را رعايت خواهم کرد." راستي کي يادش است کارتون پسر شجاع را که به خودش مي گفت پسر پدر شجاع؟

 

ابطحي دوستت داريم، بيا بيرون!

 

آقا جان! اگر ابطحي را دوست داريد، لينک مطالبش را در وب سايتي که از زندان به روز مي شود، نگذاريد. ابطحي بيچاره مجبور است که در وبلاگش مطالبي بنويسد که مطمئنا وقتي بيرون بيايد به ما خواهد گفت که بابت انتشار هر کدام از آنها چقدر عذاب کشيده است. اين مطالب را هرچه بيشتر بخوانند بازجوها فشارشان را به ابطحي براي نوشتن مطلب بيشتر مي کنند. البته گفته شده که شرکت انگليسي که سايت ابطحي در آنجا بوده، فعلا سايت را خوابانده است. رجانيوز که در همراهي با بازجويان و با خنده تمام دندان، ديروز نوشته بود " موتور ابطحي گرم شد" امروز موتورش آمد پائين و نوشت: " انگليس وب سايت ابطحي را مسدود کرد." با اين پررويي که اينها دارند، فکر کنم ممکن است فردا رسما سفير انگليس را احضار کنند و دستور بدهند که بايد وبلاگ ابطحي را راه بيندازند. يک جوري حرف مي زنند انگار ابطحي را خودشان نگرفتند و اگر ابطحي آزاد بود، دولت ايران وبلاگش را مسدود نمي کرد.

 

بحران مشروعيت

 

آقا! مردم که قبول تان ندارند - جرات داريد اجازه بدهيد مخالفان احمدي نژاد در سراسر کشور يک راهپيمايي آرام برگزار کنند و يک کلمه هم شعار ندهند- دولت ها و ملت هاي جهان هم که قبول تان ندارند، روحانيون و مراجع تقليد هم که مي توانند مشروعيت الهي بدهند که قبول تان ندارند. اگر هم کسي بگويد ديکتاتور هستيد، فورا مي رويد با شاعران و استادان دانشگاه ملاقات مي کنيد که يعني من طرفدار ادب و علم هستم. بابا ول کن عزيزم! قبول کن قصه تمام شده. بگو من ديکتاتور هستم و عدالت هم چيز مزخرفي است، هم خودت راحت مي شوي هم مردم. بالاخره آدم يا بايد از مردم مشروعيت بگيرد يا از طرف خدا؛ فعلا هم که در هر دو تا بسته است. حالا هي گاز اشک آور بزن! هي فشار بده! بالا مي روي، يک هفته بعد از بالاتر مي افتي زمين. اين هم از آيت الله منتظري که ديروز گفت: " ولي فقيه، بدون انتخاب آزاد مردم، مشروعيت ندارد."

 

ليزنکو و ژنتيک

 

آدم گلوله خورده باشد، تکان نتواند بخورد، قدرت حرف زدن نداشته باشد، دو ماه در انفرادي و يک ماه در خانه تيمي نگهداري شود، بعد هم بزند توي پوز همه با آن اعترافات درخشانش. سعيد حجاريان که در نامه اش در دادگاه ماکس وبر و تالکوت پارسونز و يورگن هابرماس( يا به قول مرتضوي هابرمارس) را عامل ناآرامي ها و اعتراضات پس از انتخابات معرفي کرده بود، آقا را به وزارت کار معرفي کرد و آيت الله خامنه اي ديروز در ديدار با گروهي از اساتيد دانشگاه، تدريس علوم انساني را در دانشگاه عامل همه انحرافات معرفي کرد. آگاهان معتقدند که اصولا تدريس هر علمي در دانشگاه در انحراف مردم اثر دارد. حتي چيزهاي ساده اي مثل رياضيات يا آمار، مثلا اگر آدم آمار بداند، ممکن است که به حرف آقا شجاع، يا الفنون سابق گوش بدهد؟ يا مثلا اگر دو دو تا چهار تا را بفهمد، حاضر است پاي اين دولت بايستد؟ بقول تلويزيوني ها، لازم به يادآوري است که هفتاد سال قبل از آيت الله خامنه اي، تروفيم ليزنکو، رئيس فرهنگستان علوم استالين، طي نوشته اي اعلام کرده بود که " علم ژنتيک توطئه امپرياليسم عليه سوسياليسم است."  

 

انقلاب جهل عليه ظلم

 

در همين يکي دو ماه گذشته يک ميليون مقاله خواندم که اين جمله را نقل کردند که " ابراهيم يزدي" گفته بود که " انقلاب ايران انقلاب جهل بود عليه ظلم" و بعد ده صفحه فحش و بد و بيراه به ابراهيم يزدي دادند که چرا چنين جمله اي گفتي؟ عده ديگري هم عين همين حرف ها را در مورد بازرگان گفتند و به آن مرحوم فحاشي کردند. در حالي که اصلا اين جمله را بازرگان يا يزدي نگفتند، اين جمله را اريک رولو سردبير لوموند نوشت. حالا مي خواهيد فحش بدهيد، به او فحش بدهيد، چکار به يزدي و بازرگان داريد؟

 

حسن کامران و بهزاد نبوي

 

پرونده هم که مي سازند، براي عمه شان خوب است. يک نفر در تمام دوران رجايي با او رفيق بود، آن هم همين بهزاد نبوي بود. رجانيوز متهمش کرده که در جريان بمب گذاري و انتخاب مسعود کشميري، عامل بمب گذار، دخالت داشته. يک عکس هم از دوران جواني بهزاد نبوي چاپ کرده اند، که يعني انگار همه اسناد را دارند. کسي يادش هست که چه کسي بخاطر استخدام مسعود کشميري و رعايت نکردن مسائل امنيتي دو سال زندان رفت؟ اگر خيلي علاقه داريد برويد از حسن کامران نماينده مجلس که طرفدار احمدي نژاد است و دو سال را به جرم دست داشتن در ترور رجايي در زندان گذراند، بپرسيد.

 

کمک فکري و الهام بخشي فاطي

 

کمک فکري خيلي مهم است، در بعضي موارد واقعا آدم نيازمند کمک فکري است. مثلا در مورد اداره کشور، وقتي شما کمک فکري نداشته باشيد، سيصد ميليارد دلار را تبديل مي کنيد به آشغال و هر روز که مي گذرد وضع کشورتان خراب تر مي شود. يا مثلا فرض کنيد در حوزه سياست خارجي، وقتي کمک فکري نداشته باشيد زرتي مي رويد به دانشگاه کلمبيا که سخنراني کنيد، بدترين حالت ممکن چيست؟ اين که يک نفر قبل از شما براي معرفي تان، شما را ديکتاتور حقير معرفي کند و هر جمله اي که مي گوئيد اسباب خنده حضار بشود. بقول آن همولايتي اگر مي دانستم اينقدر مي خنديد، همين جا برايتان گلکاري مي کردم. يا در حوزه سياست خارجي، جوري رفتار کنيد که هر سال همه کشورهاي دنيا عليه تان قطعنامه صادر کنند و به عنوان مجرم شناخته شويد.

 

خوب، سووال اين است که اگر واقعا اين دولت اين همه نادان و بي فکر است، چگونه توانسته است چهار سال باقي بماند؟ جوابش را خودتان بلديد، بعد از چهار سال، اينقدر دولت محبوب بود که مردم کشور سه ماه بخاطر رفتنش جشن گرفته بودند و براي اينکه باقي بماند، حکومت عملا نظامي شد و چهار هزار نفر زنداني شدند و هفتاد نفر کشته شدند و به مخالفان دولت تجاوز کردند. زدن گاز اشک آور و تجاوز کردن و کتک زدن که ديگر فکر نمي خواهد، هر موجودي که گوشش دراز تر از دماغش باشد، اين کار را مي تواند بکند. در همين راستا، غلامحسين الهام گفت: " من براي دادن کمک فکري به دولت آماده ام." يک جوري گفته انگار متفکر است و به فرض اينکه متفکر باشد، انگار که دولت احمدي نژاد به متفکر نياز دارد. البته غلام مذکور همچنين فرموده است " دولت نهم محصول يک تفکر در طول تاريخ اسلام است." آگاهان توضيح دادند که اين تفکر سالهاست در تاريخ اسلام ريشه دارد و به آن مي گويند تفکر غلط.

 

آمريکا چه جور جايي است؟

 

براي خيلي ها عجيب است که در ايران زنها حق دارند عينک دودي بزنند يا مردم مي توانند از دي وي دي استفاده کنند يا زنان پشت فرمان ماشين مي نشينند و خيلي چيزهاي ديگر. به نظرتان عجيب نيست؟ احتمالا کسي که اينطوري فکر مي کند، لابد رسانه هاي کشورش از صبح تا شب دارند تصاوير عجيب و غريبي از ايران نشان مي دهند که چنين فضايي در ذهن او ايجاد مي شود. در خيلي از کشورهاي عرب، مردم فکر مي کنند که اسرائيلي ها از صبح تا شب دارند بچه هاي مسلماني را که دزديده اند، لاي پلو مي گذارند و مي خورند. در خيلي از کشورهاي اروپايي هم همه فکر مي کنند که مردم عربستان از صبح تا شب دارند با يک دست زنهايشان را کتک مي زنند و با دست ديگر قليان مي کشند.

 

در همين راستا، خيلي از کساني که درباره آمريکا فکر مي کنند، تصويرشان اين است که آمريکايي ها سوار بر جيپ از صبح تا شب دارند به سرخپوست ها تيراندازي مي کنند يا سياهپوست ها را تکه تکه مي کنند. من فکر مي کنم همه اين چيزها تقصير پرفسور مولاناست، اين بنده خدا بعد از سي سال که براي پنتاگون کار کرده و ديگر خسته شده و تصميم گرفته به وطن خدمت کنند، يک مشت پپه گيرآورده و از صبح تا شب خبرهاي جديدي از آمريکا به آنها مي دهد، آنها هم مي گويند: عجب! راست مي گي؟ بذار يادداشت کنم.

 

در همين دو روز گذشته اين خبرها در رجانيوز منتشر شد: " تعداد بانکهاي ورشکسته آمريکايي به 84 بانک رسيد." از طرفي رجانيوز اعلام کرد: " در زندانهاي آمريکا اندام تناسلي زندانيان را مي برند." همين وب سايت به نقل از يک جايي به اسم کانترپانچ اعلام کرد: " مردم آمريکا زودباورترين مردم در جهان هستند." همين سايت امروز نوشت: " کمپاني مايکروسافت به نژادپرستي متهم شد." و در همين رجانيوز اين خبر نوشته شده است: " حزب طرفدار آمريکا بعد از 54 سال در انتخابات ژاپن شکست خورد." يعني اين حزب ژاپني، دقيقا بعد از پنجاه و چهار سال که در آمريکا جمهوريخواهان ضعيف ترين موقعيت را دارند و يک سياهپوست رئيس جمهور آمريکا شده و يک زن وزيرخارجه آمريکا شده و آمريکا از تمام موقعيت هاي نظامي اش عقب کشيده، شکست خورده.

 

شغل جديد مرتضوي

 

شغل جديد مرتضوي بزودي معلوم خواهد شد. فعلا دارند برايش اتاق پيدا مي کنند که حوصله اش سر نرود. سراج، معاون امنيتي - سياسي دادستان کل کشور گفت: " وي هم اکنون به عنوان معاون مطلق منصوب شده و بايد براي او جايي تعيين کنيم و تعيين وظايف کرده و بعد شرح وظايف را به او بگوئيم." همين سراج درباره نقش مرتضوي در هيات نظارت بر مطبوعات گفت: " سعيد مرتضوي نقشي در هيات نظارت ندارد و نماينده رئيس قوه قضائيه در اين شورا به مدت دو سال من هستم." آقا، من قول مي دهم که ديگر در مورد مرتضوي چيزي ننويسم، شما هم زياد در موردش حرف نزنيد که دوباره برش نگردانند سر مطبوعات و دادگاه سياسي و امنيت اجتماعي. بگذاريم يواش يواش محو بشود.

 

شب قدر و روز قدس

به نظرم بايد يواش يواش خودمان را براي کارهاي خوب خوب آماده کنيم. روز قدس که مال باباي حزب اللهي ها نيست، پيشنهاد اولش را آيت الله منتظري داده و از همان سال هم مردم بخاطر آقاي منتظري مي رفتند به خيابان تا از فلسطين حمايت کنند. حالا، هم آقاي منتظري نظرش تغيير کرده و هم مردم. اصولا هم روز قدس روز مهمي است. چون مردم بايد از ملتي که کشته مي شود و اسير مي شود و در سرزمين خودش حق ندارد حرف بزند و از کشورش بيرون رانده مي شود، حمايت کنند، دقيقا مثل مردم ايران. يک زماني فلسطيني ها زير فشار اسرائيل بودند، حالا مردم ايران زير فشار حکومت ايران هستند. فرقش اين است که هنوز مردم را از خانه هاي شان بيرون نکردند که با توپ و تانک خانه مردم را بگيرند و خودشان بشوند عملا صاحبخانه. ظاهرا آن را گذاشته اند براي مرحله بعد، ما هم براي حمايت از مردم ايران، روز قدس را در ايران و تمام جهان برگزار بايد بکنيم. شعار اصلي هم همين که: " نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران!" ضمنا تا هنوز تکذيب نشده، خودتان را براي مراسم شب قدر آقاي خاتمي آماده کنيد که صداي مان بايد به گوش همه برسد.

+ نوشته شده در 6:22 توسط احمد.
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
علمی که دو ضرب در دو در آن بشود چهار ساخته دست بیگانگان هست ! [آسیب شناس معرف]
-------------------------------------------------------------------------------------------

وقايع تلخ پس از انتخابات فرصت مناسبي براي دشمن شناسي و آسيب شناسي براي نظام فراهم كرد كه بايد از اين اتفاقات درس گرفته و همه به حبل الله كه ريسمان قرآن و ولايت فقيه است چنگ زده و از اختلافات داخلي بپرهيزيم.
حسيني افزود: اميدوارم با تعامل سازنده‌اي كه مسئولان ذيربط در قوه مقننه، مجريه و قضاييه انجام مي‌دهند با محوريت مقام معظم رهبري اين مشكلات حل شده و اين چالش عميق تر نشود.

دولت بوليوي اعلام كرده، 100 ميليون دلار وام براي به روز كردن نيروهاي مسلح اين كشور از مسكو درخواست شده است.

 

نقوی نمایده مجلس طاب به افرادي كه مدعي اصولگرايي هستند اما مواضع ديگري اتخاذ كرده‌اند خواست تا بدانند جايگاهشان مديون نيروهاي ايثارگر و زحمتكش انقلاب اسلامي است و بايد همه فريادهاي خود را بر سر ايجاد كنندگان آشوب و حاميان آنان هم چون كشورهاي غربي و آمريكا كه به صراحت به دخالت در ناآرامي‌هاي اخير در كشور اعتراف كرده‌اند، بكشند و نه اينكه حملات خود را به سمت نيروهاي مدافع انقلاب ببرند.

 

و این نک ! بنده در راستی هرچه سریع تر اجراء شدن موضوع ب ش د ت مهمه بنی آدم اعضای یک دیگرند برای دشمن و آسیب شناسی مواردی را به شیوه کذب محض در زیر می آورم برای اینکه بعدا از آنها پند بگیریم .

 

دشمن شناسی .

دشمن شناسی در واقع یعنی اعتقاد داشتند به این جمله که

"عموما هرکسی از هر جای با هر شکلی و هر تفکری دشمن هست مگر اینکه نوکر آبا اجدادی باشد ."

برای مثال بسیار واضح است که از قدیم میگفتند در منزل را محکم ببندید تا همسایه دزد نشود ! در اینجا همسایه یک دشمن هست ولو اگر دزد هنوز نشده باشد . چون ممکن است دزد باشد و در صورتی که کسی اعم از حقیقی یا حقوقی هرچی داخل خانه هست را یک جا بگذارد دم در و بعد از یک ماه وارسی کند ببیند چیزی کم شده و مطمئن شود که همسایه دزدیده است کاملا باید به هوش خود غبطه بخورد که در یک اقدام سنجیده توانسته بفهمد همسایه شان دزد هست و سپس مچش را گرفته است .

نکات مورد توجه برای دشمن شناسی .

از اون رو که دشمن شناسی کاریست بسیار سخت به نحوی که در هر لحظه ممکن هست باعث بشود که دشمن شناسی به نتیجه نرسد برای همین باید موارد زیر را به خوبی رعایت کرد

ایجاد زمینه دشمن شناسی :

دشمن شناسی نیاز به زمینه ای از تجربه دارد . برای مثال اگر شما با همسایه خود دشمن باشید هرگز در حالت عادی متوجه نمیشود

اما اگر طبق مثال فوق هرچی گران قیمت داخل خانه دارید بگذارد جلوی در خانه همسایه بعد از یک ماه بیایید دم در  داد و فریاد سر بدهید تا همسایه بیرون بیایید و بعد محکم با چوب به فرق سرش بزنید و بعد به همه بگویید که همسایه شما دزد بوده و چیزهای را که گذاشته بودید در خانه اش را دزدی کرده به خوبی میتوانید دشمن را شناسایی کنید و از آن به بعد تا آخر عمر فرصت دارید که به مبارزه و شکست آن ادامه دهید !

البته به دلیل گسترده بودن موارد نیاز به این میرود که تجربه بسیار ریشه ای و تاریخی حتی باشد برای مثال یک کشور میتواند بسیار دشمن داشته باشد که از روش های داخلی خارجی به راحتی به همه آنها پی ببرد .

به برخی از این روش ها توجه میکنیم .

تقلب در انتخابات »

این یک روش بسیار ساده برای پیدا کردن و شناسایی مقدار کثیری دشمن در یک شهر هست . برای مثال یک نفر میتواند در خیابان اصلی شهر راه بیوفتد جار بزند که تا آخر هفته انتخابات محلی برگذار میشود میخواهیم ببینم مثلا این خیابان یک طرفه باشد یا نه . بعد از یک هفته همه که آمدند در انتخابات شرکت کردند رای ها را که شمرده شد اگر در این مرحله درصد ها را جابه جا کنید . به این شکل که اگر مردم خواستند یک طرفه باشد دو طرفه کنید و اگر خواستند دو طرفه باشد یک طرفه کنید بعد در خیابان منتظر باشید که دشمن ها را باید شناسایی کنید

فحش دادن »

میتوانید در میدان یک شهر هرچند کوچک به دور و اطراف نگاه کنید وقتی جمعیت زیاد شد شروع کنید به دری وری گفتن بعد از مدتی کلی دشمن شناسایی میشوند

پاچه گیری »

این مرحله نیاز به یک حیوان پاچه گیر مثل سگ دارد

شما به تعدادی سگ که یک حیوان چهار پا هست نیاز دارید تا پاچه گیری کند سگ خودش به طور خودکار میفهمد کی دشمن هست فوری پاچه اش را میگیرد

به طور کلی برای دشمن شناس شدن تنها چیزی که حتما نیاز هست قدرت هست که شما بتوانید فوری بعد از شناسایی دشمن آن را سر به نیست کنید بعد هم بگید شتر دیدی ؟ شتر ندیدی ؟

راستی داشت یک چیزی یادم میرفت

گنده لاتی »

این یکی از کلیدی ترین روش های دشمن شناسی هست و شاید بتوان گفت تا "گنده لات" نباشید و یا وجود نداشته باشد اصلا کار دشمن شناسی از بیخ به مشکل بر میخورد .

همانا شما از اول زندگی باید برای دشمن شناس خوب بودن یک گنده لات خوب باشید و این کار خیلی ساده هست

میتوانید باد پر فشار بگیرید به دماغ که باد کند و بعد هم روزی 4 ساعت فکر کنید که خدا هستید و روزی 6 ساعت فکر کنید پیامبرید و مابقی روز هم فکر کنید که امام هستید و در هر حال فکر کنید معصوم هستید

این یکی از مهمترین کارهایست که یک دشمن شناس خوب باید انجام بدهد در واقع شما هرچقدر هم دشمن داشته باشید تا وقتی که گنده لات نباشید نمیتوانید دشمن شناس باشید ممکن است که با دشمن به تفاوهم برسید !

البته گنده لاتی خیلی هم صفا دارد

 

آسیب شناسی »

آسیب شناسی یک نوع علم هست که بر خلاف علم های دیگر مفسده چندانی در بر ندارد و خوشبختانه غرب منفور از آن بی بهره هست

و در جریان حرکت علمی آسیب شناسی زمانی موفقیت به طور چشم گیر به وجود می آید که انسان به شکل بدوی زندگی کند .

برای مثال یک پزشک وقتی زندگی خود را آسیب شناسی میکند به راحتی میتواند به هر چیزی که به قول مزدور جاسوس خاتمی "تمدن" گفته میشود گیر بدهد و در نهایت وقتی آسیب شناسی را تمام میکند که به این نتیجه میرسد که باید هر چیزی که ساخته غرب است را انداخت دور

در جایی آمده است " بومی سازی علم مهم ترین راه فرار از آسیب هاست "

در گذشته به این نوع بومی سازی " من در آوردی " گفته میشد که بعد طی یک مرحله دشمن شناسی دیگر کسی جرات نمیکند بگوید من در آوردی هست .

البته هر چه هم که جرات نکند حداقل یکم خنده اش میگیرد که این به خوبی نشان میدهد که آسیب شناسی درست بوده .

جریان آسیب شناسی به طور واضحی باید ماست مالی کننده همه چیز باشد و در نهایت به حبل الله که یعنی ریسمان ولایت فقیه جنگ زد

این موضوع بسیار ظریف هست و نباید خلط مبحث شود ممکن هست که شما در جریان یک آسیب شناسی زدید حبل ولایت فقیه را پاره کردید

برای همین باید حدود مشخصی را بین آسیب شناسی قرار بدهید و گاهی چیزی که نباید گفت را بگوید گاهی هم بگوید نباید گفت نگوید

نکات قابل توجه برای آسیب شناسی

گیر دادن به همه چیز به جز ولایت فقیه »

شما در زندگی میتوانید به خود دولت های قبلی جاسوس ها و حتی خدا گیر بدهید و بگوید این اگر اینطور نبود الان تمام مشکلات ما حل شده بود به شرطی به آسیب شناسی خوبی رسیده اید که ولایت فقیه را تایید کرده باشید

چنگ زدن به همه جا حتی به ریسمان قران ولایت فقیه »

قران ولایت فقیه که ادامه راه خدا در جهت انبیا است همانا پیروی از دستورات احمدینژاد و مقام معظم رهبری هست

برای مثال یک عده جاسوس فکر میکنند قران کتابی است که حضرت محمد برای نگاشتن آن تلاش کردند و تمام مطالب درون آن پیام ها و پند های الهی برای زندگی هست

این عده که با حمایت اکبر کوسه و غرب قصد دارند بگویند قران یعنی همینی که گفته شد کاملا نمیدانند که قانون اساسی و ولایت فقیه بر آمده از قران هست و حتی معتبر تر هم هست .

برای همین قران ِ ولایت فقیه و ریسمان حبل خامنه ای الله بر روی زمین خدا است

در جهت مسیر خلاف جنگ زدن به سمت هر چیزی که از هر طرفی برای آنکه است

الهم عجل فی انفجار اسرائیل و العافیت نصر الله هم غالبون

بیان تاریخ به شیوه ای که عشق میکنید »

در این مسیر میتوانید به هر شیوه که بهتر هست تاریخ را تحریف کنید که در جهت مسیر تقیه هست در واقع بیان حقیقت گذشته ها یک عمل شنیع و غیر انسانی و فتنه آمیز هست

مشخص کردن ریشه های بدون آسیب »

این خیلی باحال هست کسی اگر ریشه های بدون آسیب یک موضوع را پیدا کند میتواند چیزهای دیگر را به عنوان آسیب شناسی معرفی کند

مثلا در نظام ایران ریشه بدون آسیب نظام خداست و قران هست که تحت ادامه راه انبیا ولایت فقیه آمده هست یعنی یک سری روحانی بدون نیاز به قدرت طلبی و هر چیز دنیایی دیگر آمدند چیز های اضافی قران را پاک کرده اند چیز های غیر اضافی را هم تغییر دادند گذاشتن اسمش را قانون اساسی که چون به هر حال از طریق قران بودن هر گونه توهین به آن یعنی توهین به خدا که البته باز هم مهم نیست ولی اگر کسی به ولایت فقیه توهین کند دیگه خیلی اسیب شناسی اینا .

 

 

نتیجه گیری  : آسیب یعنی دو در دو میدهد چهار

+ نوشته شده در 15:36 توسط احمد.
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
برخیز تا یک سو نهیم ......
-------------------------------------------------------------------------------------------
برخيز تا يک سو نهيم اين دلق ازرق فام را
بر باد قلاشي دهيم اين شرک تقوا نام را
هر ساعت از نو قبله‌اي با بت پرستي مي‌رود
توحيد بر ما عرضه کن تا بشکنيم اصنام را
مي با جوانان خوردنم باري تمنا مي‌کند
تا کودکان در پي فتند اين پير دردآشام را
از مايه بيچارگي قطمير مردم مي‌شود
ماخولياي مهتري سگ مي‌کند بلعام را
زين تنگناي خلوتم خاطر به صحرا مي‌کشد
کز بوستان باد سحر خوش مي‌دهد پيغام را
غافل مباش ار عاقلي در ياب اگر صاحب دلي
باشد که نتوان يافتن ديگر چنين ايام را
جايي که سرو بوستان با پاي چوبين مي‌چمد
ما نيز در رقص آوريم آن سرو سيم اندام را
دلبندم آن پيمان گسل منظور چشم آرام دل
ني ني دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را
دنيا و دين و صبر و عقل از من برفت اندر غمش
جايي که سلطان خيمه زد غوغا نماند عام را
باران اشکم مي‌رود وز ابرم آتش مي‌جهد
با پختگان گوي اين سخن سوزش نباشد خام را
سعدي ملامت نشنود ور جان در اين سر مي‌رود
صوفي گران جاني ببر ساقي بياور جام را

+ نوشته شده در 6:42 توسط احمد.
سه شنبه سوم شهریور 1388
قابیل به ترور هابیل در جریان انتخابات اعتراف کرد !(علیرضایی)
-------------------------------------------------------------------------------------------

.

اعترافات یکی از اعضاء شبکه مخوف شیطان پرست بهائی موسوم به انجمن پادشاهی در زیر می آید . خواهشمندست تا سگ به نحو مطلوبی به کمر به بالای پدر دروغگو بریند :

اینجانب الکس قاسم دامغانچیان معروف به مهدی کروبی ضمن پذیرش کلیه ی اتهاماتی که قرار است بعداً به روئیت اینجانب رسانده شود بیان نکاتی را جهت پرهیز از عذاب وجدان ضروری میدانم . بنده از طریق شخصی به نام غلام آنتن مامور پخش دیش ماهواره از طرف امریکا پس از چرخاندن کانال تلویزیون در حال تماشای برنامه طپش با یک شیطان پرست بنام دردانه عباس فولادوند آشنا شدم . همانجا تلفن را برداشتم و از طریق شماره ی محرمانه ای که بصورت زیرنویس مشاهده میشد با ایشان تماس گرفتم ایشان بلافاصله با ارسال ویزای انگلیس در اربیل عراق با بنده قرار گذاشت گفت تو فقط بیا . بنده سه بار از طریق تلفن به دردانه تجاوز نمودم که شرح آن در پرونده موجود است . همان شب طی یک تماس تلفنی از طریق یک فرد صهیونیست رشتی به نام حمید شب خیز به قصد انفجار در افغانستان وارد کردستان عراق شدم . از آنجا که ماموریت ما تماشای شوی هندی از طریق کانال pmc بود لذا آموزشهای لازم برای ساخت بمب هیدروژنی با تشتک نوشابه بما داده شد و فردی بنام ناتان یوهو رئیس نصف النهار گرینویچ بما مقادیری پول داد .

بعد از آن بنده داخل یک قوطی ساندیس شلیل-نارنگی از طریق گمرک وارد کشور شدم و ماموریت ما شناسائی و کشف افراد سیبیلوی داخل کشور بود . دو شب بعد در هتل کنتینانتال با سید ممل ابطحی ملاقات محرمانه ای داشتیم و ایشان از من خواست تا ترتیب ملاقات با دردانه را در یک زیرزمین که برای انفجار حسینیه شیراز در نظر گرفته شده بود بدهم . هدف ما از این انفجارها کشتن تعداد انبوهی از مردم به جهت کم کردن تعداد رأی دهندگان با هماهنگی میرحسین موسوی بود . همان شب بنده جهت استقرار در اردوگاه اشرف برای هماهنگی با فرمانده نیروهای امریکائی شمال خط استوا مجدداً به کردستان عراق اعزام شدم و پس از طی دوره های آموزشی چتربازی با ناو هواپیمابر و غواصی با زیردریائی اتمی اسرائیل با شنا وارد کشور شدم . محسن سازگارا در یک تماس تلفنی با موبایل ماهواره ای که دردانه بمن داده از من خواست تا اطلاعاتی در مورد همسایه ها به او بدهم . از آنجا که در جمهوری اسلامی همه برانداز و ضد انقلاب هستند لذا فرقی نمیکند شما اطلاعات همسایه های کدام محل را به تلویزیونهای لس آنجلسی گزارش کنید .

سه روز بعد جرج بوش از طریق یاهو مسنجر منرا با رابط بعدی بنام باراک اوباما آشنا کرد و من برای هماهنگی های بیشتر در کنگره امریکا به اسرائیل رفتم . از آنجائیکه هدف انجمن پادشاهی ترویج فسق و فجور و کشتار وسیع و تقلب در انتخابات بود بمدت سه هفته دوره های تافل و اتوکد 14 را زیر نظر محسن مخملباف در پاریس گذراندم و بعد از تجاوز به کارلا برونی دوباره از طریق اختفا در ساندیس وارد کشور شدم . ماموریت بعدی ما ایجاد پارازیت روی امواج ماهواره ای در هنگام پخش پیام دکتر احمدی نژاد در فضا بود که با شکست مواجه شد . ما پس از ایجاد اعتصاب کارگری و اعتراضات دانشجوئی و سقوط دادن توپولف و جمع آوری یک میلیون امضاء و جنبش زنان و مبارزه با زایمان طبیعی با حمایت علیرضا نوری زاده و جمشید چالنگی و تعدادی بهائی اقدام به پخش مواد مخدر شیشه و کراک در مدارس نمودیم .

این بود مقداری از دفاعیات من از خودم و از محضر مبارک دادگاه استدعا مینماید چنانچه طی سی سال گذشته کاری مانده باشد که من در این دفاعیات به آن اشاره نکرده ام یا کسی مانده باشد که اسمش را نگفته ام بگذارد به حساب حواس پرتی اینجانب در برابر دادگاه . عموماً آدم با اینهمه اسم و جرم برای دفاع از خودش گه گیجه میگیرد !
+ نوشته شده در 10:20 توسط احمد.
سه شنبه سوم شهریور 1388
جومونگ ماهی صفت
-------------------------------------------------------------------------------------------

جومونگ ماهی صفت

پیشنهاد می کنم مجلس دریافت گواهی سوء پیشینه را هم جزو شرایط وزرای کابینه اعلام کند، شوخی شوخی یک گروه از مجرمین که یا تحت تعقیب دادگستری هستند، یا تحت تعقیب پلیس بین الملل، برای تشکیل دولت دهم پیشنهاد شدند. فاطمه آجرلو که به دلیل افشای اسناد محرمانه در پرونده پالیزدار مجرم شناخته شده، محرابیان هم که به عنوان سارق علمی توسط قوه قضائیه تحت تعقیب است، سردار وحیدی هم که به عنوان تروریست تحت تعقیب است، مشائی هم که به عنوان مجرم اقتصادی محکوم شده است، متکی هم که به عنوان همکاری با تروریست ها توسط دولت ترکیه عنصر نامطلوب تشخیص داده شد و از آنجا اخراج شد، بختیاری هم که زندانبان است، بهبهانی هم که به قول قالیباف دائم الخمر است، به نظرم اگر احمدی نژاد برادرش را که به اتهام تکثیر سی دی قاچاق تحت تعقیب بود و سه چهار تا کف زن و جیب بر را هم به کابینه بیاورد، دیگر همه چیز درست است و کابینه کاملا با احمدی نژاد هماهنگ خواهد شد.

 

البته یکی از موارد برجسته این کابینه متخصص بودن وزرای آن است، البته هر کسی دقیقا در کاری متخصص است که به وزارتخانه دیگری مربوط است، وزیر خارجه در دانشگاه علوم اجتماعی خوانده است، در عوض وزیر کار که باید متخصص علوم اجتماعی باشد، مهندس عمران است، وزیر ارشاد فرمانده سابق نظامی است، وزیر دفاع هم مهندس الکترونیک است، وزیر ارتباطات هم که باید متخصص الکترونیک باشد، متخصص ساخت موشک است. وزیر نفت که باید مهندس نفت باشد، متخصص صنایع است، در عوض وزیر صنایع متخصص شهرسازی است، وزیر تعاون که باید اقتصاد خوانده باشد مدیریت خوانده است، و وزیر کشور که باید مدیریت خوانده باشد، مهندس مکانیک است. وزیر بازرگانی هم متخصص صنایع است و برای اینکه تلافی دربیاید وزیر اطلاعات مسوول سابق اوقاف و امور خیریه بوده است. وزیر دادگستری هم که از همان اول تکلیف مردم را روشن می کند و معلوم می شود چه دادگستری می خواهد بکند، او قبلا زندانبان بوده است. البته چند وزیر واقعا متخصص رشته خودشان هستند، مثل وزیرآموزش و پرورش و وزیر بهداشت و وزیر راه که احتمالا به همین دلیل رای نمی آورند.  

 

بروجردی هم بدون اینکه کلاهش را بالاتر بگذارد، اعلام کرد که " تحت تعقیب بودن وحیدی هیچ تاثیری در رای اعتماد نمایندگان نخواهد داشت." آگاهان پیش بینی کردند که اگر وحیدی به جای تروریسم متهم به دفاع از حقوق مردم کشور شده بود، رای اعتماد نمی گرفت.

 

روح لطیف فاطی

 

اصلا به نظر شما این تصور که ممکن است خواهر دماغ رجبی روح لطیف زنانه داشته باشد، درست است. من حتی در اینکه او روح زنانه داشته باشد هم شک دارم، جسمش را شک ندارم، اگرچه فقط دماغش را دیدم. البته خیلی ها در اینکه روح داشته باشد هم شک دارند، لطافتش هم که بماند کنار، احتمالا در آشپزخانه بیشترین علاقه را به چاقو دارد و در خیاطی بیشترین علاقه را به قیچی، من را که پنج هزار کیلومتر فاصله دارم تهدید کرد که چون طنزنویس هستم از پرده کعبه هم آویزان بشوم، مرا دار می زند، وای به حال کسی که رمان نویس باشد، حتما با او همبرگر درست می کند.

 

خواهر دماغ رجبی، یک نامه در اعتراض به پیشنهاد وزرای زن توسط احمدی نژاد نوشت، که در نامه اش هرچه فحش بلد بود به هاشمی رفسنجانی داده بود که چرا معاون وزیر زن انتخاب کرده. به نظرم می رسد که فاطمه رجبی آمارهای حقیقی انتخابات را دارد و فکر می کند که موسوی رئیس جمهور شده و طبیعتا فکر می کند موسوی هم دست نشانده هاشمی است و چون فکر می کند موسوی دست نشانده هاشمی است، احتمالا فکر می کند که وزرای زن هم وزرای کابینه هاشمی هستند، وگرنه چه مناسبتی دارد که احمدی نژاد سه وزیر زن معرفی کند، بعد فاطی از صد جمله نامه اش هفتاد تا را به فائزه و فاطمه هاشمی و خود هاشمی فحش بدهد و کلا یک جمله به احمدی نژاد بگوید؟

 

فاطمه رجبی نوشت: " وقتی زنان بخواهند وزیر شوند، چه نسبتی با خانواده، همسری، مادری و روح لطیف زنانه خواهند داشت." یکی از روانشناسان توضیح داد که بیمار مذکور احتمالا دچار سندروم فرافکنی شده است، چون حدس زده می شود که او مفهوم خانواده را نمی فهمد، چون پدرش که با او قطع رابطه کرده بود، برادرش هم که با او حرف نمی زد، شوهرش هم که شش تا شغل دارد، خیلی زحمت بکشد، در حال رفتن از این دفتر به آن دفتر مقالات زنش را بخواند و متوجه بشود که حال فاطی خوب است یا نه، پسرش هم که جزو بسیج دانشجویی است و احتمالا لطیف ترین حرفی که با مامانش می زند، در مورد خون دادن در راه دولت دهم است. فقط می ماند یک " روح لطیف زنانه" که من حدس می زنم فاطی فرق آن را با جعبه دنده ماشین و با گاز اشک آور نداند.

 

فاطی دماغ گفت: " داشتن وزیر زن، نه ارزشگذاری به جامعه زنان است و نه امتیازی برای زن مسلمان! تنها یک ژست سیاسی است که یقینا احمدی نژاد بدان نیازمند نیست و توقع از او نمی رود." آگاهان با فاطی موافقت کردند که داشتن وزیر زن قطعا برای ارزشگذاری به جامعه زنان نیست، وگرنه احمدی نژاد این کار را نمی کرد. ولی به هیچ وجه قبول نکردند که از احمدی نژاد توقع نمی رود. یکی از آگاهان گفت: " از احمدی نژاد همه چیز توقع می رود." فاطی رجبی افزود: " زنان عضو شورای شهر انگیزه حرکت و سخن گفتن ندارند، یا به آنچه می گذرد به دیده مثبت می نگرند، یا آنکه نسبت به مسوولیت خود بی تفاوتند."

 

یک درام خونین: رام نشدن زن سرکش

 

صحنه: شورای شهر، فاطی رجبی عضو شوراست. یکی از اعضای شورا دهانش را باز می کند تا حرفی بزند، فاطی یک باره جیغ می کشد و با ناخنش به صورتش خنج می کشد، بعد قندان را به طرف او پرت می کند و بعد مثل بروس لی زوزه می کشد و سه تا معلق می زند( با حفظ حجاب اسلامی) و با کف کفشش محکم می زند به پیشانی عضو شورا، بعد با نانچیکو سه تا علامت روی صورت طرف می اندازد و بعد در حالی که از ته دل( یا هر جای دیگر) صیحه می کشد موهای عضو شورا را با دستانی که دستکش در آن است می کشد و سرش را هفت بار به نیت چهارده معصوم( تقسیم بر دو) به دیوار می کوبد و بعد سرش را می زند به میز و زار زار گریه می کند تا معلوم شود که زنان نباید به آنچه می گذرد بی تفاوت باشند و باید نسبت به مسوولیت خودشان بی تفاوت نباشند.

 

بهائیت یعنی کی؟ یعنی چی؟

 

من فکر می کنم که برای خیلی از حزب اللهی ها بهائیت تصویری مثل غول یا لولو دارد، یک چیزی که معلوم است وحشتناک است، ولی معلوم نیست چیست. هر چیز بدی یعنی بهائی. رجانیوز را بخوانید، نترسید، یک بار اشکال ندارد، فوقش یک هفته مجبور می شوید زیر چادر اکسیژن بخوابید، می فهمید که منظورم چیست. با خواندن رجانیوز این چیزها را در مورد بهائیان می فهمید:

 

اول: آئین مهربابا یک آئین بهائی است و اصولا هندو ها بهائی اند.

دوم: شیطان پرستان که سالسا می رقصند، یک گروه از بهائیان برزیل هستند.

سوم: اصولا بهائیان کسانی هستند که طرفدار سلطنت هستند، یعنی همان سلطنت طلبان.

چهارم: جایزه صلح نوبل یکی از جوایزی است که بهائیان به کسانی که بهائی هستند می دهند.

پنجم: یک عملیات بهائیان راه رفتن با لباس شیک در میان جمعیت معروف به فشن است.

ششم: بهائیان در کردستان با اسم علی اللهی و در جاهای دیگر با اسم نقشبندی فعالیت می کنند.

هفتم: اسرائیل توسط بهائیانی که در سال 1948 به آنجا رفتند تاسیس شد.

هشتم: یکی از بهائیان به اسم تروتسکی مسوول شاخه چپ تر حزب کمونیست بود که جلوی مسلمانان کمونیست از جمله یوسف استالین را گرفته بود.

نتیجه گیری: کلا هر کسی که نمی دانیم کیست، یا صهیونیست است یا بهائی است.

 

ماهی صفت یا گربه صفت؟

 

رفتم مجله گزارش فیلم، توقیف شد. یک ماهنامه به اسم نجوا راه انداختم، توقیف شد، با ماهنامه همشهری کار کردم توقیف شد، با جامعه و توس و نشاط و آریا و ده تا روزنامه دیگر کار کردم توقیف شد و تعطیل شد، یک روز یکی از اعضای فامیل زنگ زد و گفت: " تو که هر جا می روی تعطیل می شود، برو در دفتر رهبری کار کن، شاید آن یکی تعطیل شود یک دفعه راحت بشویم." اصلا از همان بچگی بدشانس بودیم، سال 1364 عطای سیاست( با عطای مهاجرانی فرق دارد) را به لقای آن بخشیدیم و وارد کار فرهنگی و هنری شدیم که خبر مرگ مان کاری بنیادین بکنیم، تخم فرهنگ را ملخ خورد. از روزی که وارد حوزه فرهنگ و هنر شدم، انگار فیلمسازی و روزنامه نگاری مثل ناموس پوری فشفشو قفل شد و رفت پی کارش. حالا هم که خیر سرمان سه ماه است مثلا فعال سیاسی شدیم، فرهنگ و هنر مملکت روز به روز در حال پیشرفت است.

 

فکر می کنم اگر حضور درخشان مردم در صحنه به همین شکل ادامه پیدا کند، دولت کودتا مراسم اسکار امسال را در تهران و مسابقات سالانه استریپ تیز را در قم برگزار می کند، فقط ربطی به آزادی بیان نداشته باشد، هر کوفتی می خواهد باشد. سه روز قبل، بازیگر سریال جومونگ، اوشین سابق، به ایران دعوت شد و مورد استقبال گسترده امت شهیدپرور قرار گرفت. بیچاره آقای جومونگ در تمام مدت خیره شده بود به دوربین و نمی دانست این همه آدم برای چی دارند از او عکاسی می کنند. مثل این است که یک دفعه " رویا تزئینی" برود به ونزوئلا و ببیند که سیصد تا عکاس دارند از او عکاسی می کنند، حتما شما " رویا تزئینی" را نمی شناسید و نمی دانید در چه سریال های تلویزیونی بازی کرده است. زیاد مهم نیست، چون جومونگ را هم در کره کسی نمی شناسد.

 

از این گذشته، ماجرای ماهی صفت مهم است. حمید ماهی صفت که واقعا در تقلید صدای حمیرا بی نظیر است و من که هر بار می بینمش از خنده وامی روم، دو روز قبل با دکمه های بسته به تلویزیون رفت و ضمن ابراز ارادت به مسوولان مربوطه مقادیر معتنابهی ادای لرها را درآورد و اسباب خنده شد. همین ماهی صفت در دوره خاتمی یک بار به وسیله چند نفر از ترک های هموطن کتک خورده بود. البته من که مشکل ندارم، ولی توجه به هنر بدون کودتا کردن هم ممکن است. لازم نیست برای دعوت از بازیگران خارجی و داخلی به تلویزیون حتما آدم کودتا کند.

 

نامه 293 نفر

 

آقا ما را هم حساب کنید. ما هم روزنامه نگاریم و هم طرفدار جنبش سبز. نمی دانم چرا هر وقت اطلاعیه می دهند یادشان می رود من را هم جزو حامیان حساب کنند. این اطلاعیه 293 نفر از روزنامه نگاران خطاب به مراجع تقلید و آقایان هاشمی و موسوی و کروبی و خاتمی بسیار اطلاعیه خوبی بود و دیدن و خواندن آن موجب خوشنودی بسیار شد. به نظرم شرایط جنبش بسیار حساس است، و اصلا جای شوخی ندارد، رهبران جنبش باید بشدت حواس شان به خیلی مسائل و از جمله حفظ وحدت در کشور باشد. به نظرم می رسد باید به این مسائل توجه کنیم.

 

1) حفظ وحدت در میان رهبران کشور

2) دامن نزدن به درگیری های بیهوده با نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور

3) تلاش برای ایجاد رسانه های جنبش سبز

4) تبدیل هزینه های پرداخت شده توسط مردم به قدرت قانونی

5) ناامن کردن فضای بین المللی برای دولت کودتا

6) استقبال از چرخش حامیان احمدی نژاد به سوی جنبش سبز

7) جلوگیری از انتشار دروغ در اخبار و فاش کردن دروغهای رسانه کودتا

8) جلوگیری از فضای ترس و وحشت در میان مردم

 

دارم این موارد را در نوشته ای مفصل می نویسم، همین یکی دو روزه منتشرش می کنم.

 


+ نوشته شده در 10:18 توسط احمد.
دوشنبه دوم شهریور 1388
ریش نیست ؟!
-------------------------------------------------------------------------------------------

ریش نیست ؟!

 

هرچند کابینه کودتا کلا هیچ ارزشی نداره برام هیچ! ، مهم هم نیست ولی در هر حال حرفای احمدینژاد همیشه یه ویژگی داره که خیلی سخته میشه گوش داد و بهش جواب نداد و اون ویژگی همانا ناگفته پیداست که دری وری بودن در کنار خنده دار بودن هست .  

برای همین یکمی از بیانات اینجانب را در زیر می آورم که در نهایت موجب پند گرفتن میشود !

چرا رئیس جمهور سه تا زن انتخاب کرد ، البته برای وزارت ؟

نظر به اینکه من در پست قبلی گفتم "ریش است" و یه جوری حول محور ریش و مو در دوران شاه خائن و دوران آخوند غیر خائن به قول یارو داستان تهران و تمام انسان های آزاد اندیش جهان به فتنه افکنی و شایعه پراکنی در جهت گسترش اغتشاشات و انشا... سرنگونی نظام سراسر الهی مقدس و به و برکناری یاران حضرت دوست [خدا] از سر تا پایش پرداخته بودم و از همینجا از ملت مسلمان ایران معذرت میخواهم  برای اینکه هنوز به طور کامل موفق نشدم و دولت کودتا هم دارد وزیر انتخاب میکند . برای همین باز هم از "همه" ملت ایران معذرت میخواهم .

و نظر به اینکه دولت کودتا هم هرچه نداشته باشد وزیر را که باید حتما داشته باشد تا "بار را حمل کند" به نظر میرسد احمدینژاد به این دلایل وزیر زن را انتخاب کرده .

شایسته سالاری :

تعجب اصولا یک چیز خوبیست . حتی در زمانی که نیاز به تعجب کردن نباشد . برای مثال اگر شما بفهمید که احمدینژاد برای شایسته سالار بودن وزیر زن را انتخاب کرده کلا نیاز به تعجب پیدا میکنید ! و در واقع اینجا یکی از جاهای هست که نباید تعجب کرد هست چون اتفاقا خیلی هم طبیعی هست که یک رئیس جمهور شایسته سالار باشد

کلا هر کسی شایسته سالار باشد کار خوبی کرده که خیلی هم عجیب نیست و در واقع کار خواصی نکرده فقط از نظر خودش شایسته ها را انتخاب کرده انسان شایسته از نظر احمدینژاد ویژگی های دارد که خیلی جالب هست برای مثال ،داشتن ریش و یا زن بودن . نداشتن سواد یا کاغذ پاره جعلی داشتن . نداشتن تجربه یا الاغ بودن(الاغ میتواند در خالی که 1000 بار چیزی را تجربه کرده باز هم تجربه کند ) از مهمترین ویژگی های شایسته بودن هست .

و پیدا کردن اینطور موجوداتی کار سختی هست .  تازه گاهی ممکن است پیدا کنید اما طرف به علت فکر کردن بفهمد وزیر شدن هرچند باکلاس هست اما خیلی هم خطر دارد یکیش اینکه اگر وزیر احمدینژاد بشوی  ، مسخره عام خواص نشی دست کم مسخره یک قسمتی از مردم میشوی . و در نهایت آبرویت هم میرود . تازه حمال هم هستی .

بنا بر این به ویژگی های شایسته بودن مغز خر خوردن هم باید اضافه شود که طرف حاضر شود وزیر احمدینژاد بشود . که البته این آخری ویژگی شایسته سالار بودن نیست به نوعی همراه آن می آید مثل همین رهبری که احمدینژاد نیست ولی همراهش می آید

اینبار کار خیلی سخت میشود . اگر کل دار دسته وزارت "مردمی" اطلاعات هم باهم چند هفته زور بزنند باز هم نخواهند توانست اینهمه ویژیگی را در چند نفر به طور یکجا پیدا کنند  و در نهایت مجبور میشوند از بین فامیل های خودشان چند نفری انتخاب کنند.

البته این باعث میشود که وزیر زن هم داشته باشیم حالا میگم چرا . چون اولا اینکه نمیشود فک فامیل ها را به جای دعوت کرد بعد گفت همسرانتان را نیاورید

بعد هم ممکن هست اصلا همسرانشان بگویند که حاضر نیستن شوهرشان مرتب به اینطرف آنطرف با صفا آفریقا سفر کند و برای اینکه خودتان میداند اصلا احمدینژاد حاضر نیست سفر خانوادگی با پول مردم برود

اینطور میشود که همسرانشان را هم میکنند وزیر که مسافرت از حیطه مقدس کار خارج نشود .

ببیند دولت برای تمام سوال ها جواب دارد فقط یک مشکل وجود دارد اینکه ممکن است مردم حرف در بیاورند که اینهم کاری ندارد میدهند یکی یک سری دلیل بتراشد روی کاغذ بنویسید بعد همین را بعد از اخبار احمدینژاد میخواند مشکل حل میشود .

حالا دلیل دیگه

 

چرا احمدینژاد قبل رای اعتماد مجلس آنها اسامی انتخاب شدگان را اعلام کرد و درمورد آنها توضیح داد ؟

البته بعضی ها میگویند که این یک نوع دهان کجی به مجلس هست که اصلا اینطور نیست

برای اینکه همگان میدانند که دهان کجی به مجلس دقیقا مثل دهان کجی به دولت یک کار خیلی باحالی هست

و البته گفتن اینکه مجلس و دولت فرمایشی حال میدهد که مورد دهان کج قرار گیرند هم لازم نیست

برای همین ممکن نیست که احمدینژاد کاری انجام بدهد که برای مردم حال دهنده باشد چون کاملا متاسفانه مفسده دار است .

من معتقدم احمدینژاد اینطوری میخواهد به مجلس بگوید که برای پیدا کردن همین چندتا وزیر هم کلی جون کنده برای همین در جایی گفت که به کسی زنگ زده گفته بیا وزیر شو گفته نه جون مادرت اسم من را نیار .

و در ضمن بین احمدینژاد و مجلس که اصلا این حرفا وجود ندارد احمدینژاد انتخاب کند انگار مجلس انتخاب کرده .

چرا برخی ائمه جمعه از انتخاب حمال (وزیر) زن انتقاد کردند ؟

به نظر میرسد که ائمه جمعه به این فکر میکردند که حالا که کلی از فک فامیل های آنها وزیر نشده اند جایش موجود هست که یک زری بزنن در ضمن آنها به این فکر میکنند که مگر وزیر هم باید غذا بپزد بچه را عوض کند که باید زن باشد ؟

در حالی که وزیر همین کار را هم نباید انجام بدهد او باید بار برود مثلا در یک سفر استانی کاغذ پاره ها [مدارک] رئیس جمهور را حمل کند

و هنوز از دلایل عقلانی و استدلال قوی رئیس جمهور درمورد وزیران زن کاملا راضی نشدند

البته ائمه جمعه خوب دستگریشان نشده که کلا مگر چندتا وزرات خانه هست درسته برادر زاده ها و خواهر زاده ها و آقا زاده ها و گاها نوه ها ی حضرات امام جماعت همگی امام زاده محسوب میشوند و در خدمت بی منت صادقانه و نوکر مابانه تمام عوامل شایسته بودن را دارا می باشند ولی ماشا... تعدادشان که یکی دوتا نیست خودتان حساب کنید 4 تا زن و100 تا صیغه و هر کدام به ترتیب 5 تا بچه میدهد اوه کلی فک فامیل اینها را باید مدیریت کرد هر مدیری که مثل همین وزیر کار قبلی زرت پرت اضافی میکند انداخت دور یک ریشو تمام عیار (در صورت کوسه بودن و یا زن بودن معاف از شرط ریش هستند ) گذاشت .

 

رئیس جمهور باید چه کار کند که درمورد وزیر زن به او گیر ندهند ؟

باید یک بار دیگر آخر شب بیایید تلویزیون بگوید که حرف ائمه جمعه را خیلی خوب گوش داده برای همین وزیر زن انتخاب میکند که در سفر استانی جایی بگذارند دم بکشد و هواپیما را هم جارو کنند !

چه فرقی بین مدیریت جهان رئیس جمهور با مدیریت جهان جاهای دیگه داره که اون هم وزیر زن داره !؟

خوب اول که رئیس جمهور اصلا کیه همین احمدینژاد از سرش زیاد رئیس جمهور کجا بود کودتا چی ؟!

بعد اینا واقعا شایعه هست همینطور که دید احمدینژاد خیلی به حقوق زنان با رعایت عقل و انصاف نگاه میکنه و ما باید این واقعیت رو قبول کنیم

برای مثلا چند سال دیگه شاید احمدینژاد بگه که 5 روز در هفته زن ها که اغلب خانه دار هم هستن اجازه دارن بیان بیرون این کجای جهان سابقه دار هست ؟ اصلا هیچ جا اینقدر به حقوق زنان احترام نمیگذارن

چرا مردم به اینکه لنکرانی هلو هست گیر دادند ؟

چون مردم خیلی بی جنبه هستند فکر میکردند که احمدینژاد بلد نیست از این حرفا بزند . شاید هم چون بی تربیت هستند از این حرفا بلد هستند فکر میکردند که فقط باید به خانوم ها گفت هلو که دیدند جور در نمایید احمدینژاد چون رئیس جمهور همه مردم هست رفت وزیر زن آورد که مشکل آنها هم حل شود . در ضمن مردم احتمالا فکر کردن احمدینژاد بلد هست مثل آدم حرف بزند البته خیلی بعید هست که اینطور فکر کرده باشند آخه دفعه قبلی که میخواست قضیه مشائی را ماله کشی کند البته آن زمان هم برای کسی مهم نبود که چه غلطی کرده اما وقتی گفت به رهبری "بابا" عده ای که فکر میکردن این موجود میتواند 1000 سال یک بار مودب باشد هم دیگر فکرشان را عوض کردند همین مردم بی ادب هستند به احمدینژاد گیر میدهند عده ای هم که خودشان را به خواب زدند رفتند جاسوس شدند با آنها که بدهی هست نمیشود کاری کرد فقط میشود سوزاند انداخت دور بعد هم گفت که نه اصلا فاطی چیه ؟ فاطی کیه ؟ قضیه را هم جمع کرد فوقش اگر شاخ شد چندتا اعترافات پخش میکنند باز آخرش دیدند باز شاخ شد میدهند اعتماد ملی را ببندند مردم میروند بحث را عوض میکنند تمام میشود!

اگر یک روزنامه تیتر یک خودش مینوشت " رئیس جمهور : لنکرانی را باید خورد " چی میشد ؟

هیچی به آن روزنامه مدال افتخار میدادند که آخر فهمیده احمدینژاد آدم خوار هست همینطوری هم میخواهد تا 1000 روز دیگر اسرائیلی ها را بخورد تمام شود

گر یک روزنامه دیگر تیتر یک میکرد " کودتا چی : مثل هلو میمونه من همیشه میگه باید خوردش " چطور میشود ؟ "

هیچ طور فقط بعدش روزنامه نگار را می انداختند زندان بعد روزنامه را هم میبستند بعد 70 روز بازداشت کردن روزنامه نگار می آمد میگفت که غلط کرده بعد مردم میگفتن کتکش زدند بعد احمدی مقدم میگفت مگر هیلاری کلینتون هم کتک خورده ؟ بعد باز یک روزنامه نگار دیگر همین را تیتر یک میکرد بعد دوباره میرفت تو زندان بعد 100 روز می آمد معذرت خواهی میکرد بعد مردم میگفتن کتک خورده باز رهبری میرفت نماز جمعه میخواند مردم میگفتند مگر چیزکی بوده که مردم گفتند چیز ها اصلا مردم مگر از این حرفا میزنند بعد دوباره روزنامه نگار تیتر یک میکرد "رهبری : آن بانوی که شوهر قبلا رئیس جمهور بود " دوباره میرفت تو زندان ... تا انقلاب مهدی به لطف خود نگه دار

باید چکار کرد که اینطور نشود ؟

باید داد بجز کیهان و جوان و ایران در تمام روزنامه های وابسته و پول مردم حروم کن و جاسوس و حامی دزدان ثروت اندوز را ببندند

چرا باید وزیر های احمدینژاد دکترا داشته باشند ؟

این اتفاقا خیلی هم نسخه ای نیست میشود وزیر احمدینژاد بود ولی فوق دکترا داشت ولی این موضوع به خشک سالی ارتباط جدی دارد

الان توضیح میدهم طبق آخرین اخبار بدست نیامده خشکسالی باعث شده درآمد حاصل از دام داری و چراندن گوسفند و سپس فروش کود حیوانی به علت کم بودن مرتع کاهش یابد از این رو وزیران اگر تمام گوسفندانشان را هم میفروختند باز هم بیشتر از دکترا نمیتوانستد مدرک بخرند برای همین به فوق دکترا چشم نداشتند

چرا احمدی نژاد از کردان و محصولی به خاطر انتخابات تشکر کرد ؟

این سوال خیلی سوال پیچیده ای هست که باید از چند زاویه برسی شود

اولین زاویه طرح مسئله مدرک هست . همینطور که میدانید کردان میتواند ادعا کند که دکترا دارد و عملکردش هم خوب باشد جوری هم خوب باشد که هیچ کس به اینکه دکترا ندارد فکر نکند آخر فرقی هم با وزیر های دکترا دار دیگر ندارد در همین راستا به احمدینژاد کمک کرده

دومین زاویه زوایه ای هست که اصلاح طلبان نسبت به ولایت فقیه گرفتن . همینطور که مسعود دهنمکی هم در فیلمش آورد بود " نون پنیر و بامیه  ، حاجی بزن تو زاویه " کلا زدن تو زاویه برای قشر مظلوم و دکترا دار اصولگرا خیلی کار ی محسوب میشود "کاری" به نحوی که ممکن هست زاویه نظام را ارتقاء یابد  برای همین در راستا عدم جر خوردن نظام با کمک این دو شخص و استفاده از عمل واجب تقیه در انتخابات پیروز شدن که خود امری الهی بود و جشن ملی همانا اگر این اتفاق نبود باشد که همه جهان انگشتشان را گرفته بودن طرف ایران و همه ایران ها هم طرف میدان فلسطین تهران یک صدا میگفتند هو هو ! هو هو ! هو هو !

چون از رو نمیرود . احمدینژاد واقعا موجودی هست که ثابت کرده هیچ جور شباهتی نسبت به انسان ندارد برای مثال هر انسانی جای او بود اگر اسم کردان را میشنید حتما چند کیلو عرق میکرد .

چرا احمدینژاد نجار را گذاشت وزیر کشور ؟

در ابتدا آدم فکر میکند اینکه نجار آدم خیلی کاری هست و میتواند بار زیادی حمل کند باعث شده که وزیر کشور باشد اما بعدا که فکر میکند به این نتیجه میرسد که چون نظامی بوده در واقع نوعی حمال محسوب میشود که لگد های مشتی میزند در گذشته به این نوع حمال گفته میشود "چموش"

چرا قبل از دولت احمدینژاد سیم کارت 1 میلیون تومان بود ؟

البته برای کسی که میخواهد جهان را مدیریت کند 1 میلیون تومان و 240 هزار تومان فرقی ندارد و جفتش یکیست اما این موضوع ثابت میکند که وزیر ارتباطات قبلی عجب موجود احمقی (ببخشید) بوده که راست  راست ادعا کرد باید در بخش خصوصی را گل گرفت ! و طبق دو فرمول زیر وزیر احمدینژاد شد

سر میگردد هم سر پیدا میکند !

در تخته جور در میاد !

و در نهایت گفت که چون اینترنت دست بخش خصوصی بوده (که نبوده) کند هست و البته جواب نداد که چرا اینترنت موبایل که دست بخش خصوصی نبوده اینقدر کند هست

در هر حال احمدینژاد خیلی حال میکند که همراه اول با ارزان کردن سیم کارت های اعتباری به اقتصاد ارتباطات کشور خرابکاری کرد چون خودش یک خرابکار بوده

چرا وزیر ارتباطات آینده احتمالا پاسدار هست ؟

در راستی که کاربران خانگی در چهار ساله قبلی هرچی کار داشتند با اینترنت انجام دادند دیگر چکار به نت دارند ببند درش را برای همین نظامی بوده احتمالا سوال دارد آخر این ؟ خوب باید خیلی وزیر قوی باشه که چهار ستون بدنش سالم باشه  در ضمن با دستگاه های شنود هم بلد باشه کار کنه بتونه راحت اینقدر سرعت نت رو کند کنه مثلا از 64 بیاره به 4 که برای خواندن رجا نیوز کافی هم هست ! دیگه چی میخوای

البته شاید با نگاه آماری به آمار ها میتونید درک کنید که بد نیست یه سیستم نظامی هم روی اینترنت و ارتباطات کشور قرار داشته باشه اینطوری که از این به بعد با وصل شدن به نت کلا یه سره تیر از تو خط تلفن در بیاد اینطوری دشمن جاسوس نمیتونه روزنامه نگاری کنه قلم به دست مزدور !  

 

چرا وزیر علوم از کالج لندن مدرک گرفته ؟

چون میخواسته پهلوی استادش درس بخواند هر دو رفتن انگلیس البته اونجا جادو گری هم یاد گرفت از استاد کردان ولی بعد ها به یک پیچ رسیدن یک طرفش نوشته بود لندن اونطرفش نوشته بود آکسفورد که کردان زد بغل پیچید کنار رفت آکسفورد ولی دانشجو چون راهش مستقیم بود رفت لندن

در ضمن در مدت چهار سال هم دکترا گرفت آنهم در رشته مکانیک !

البته ناگفته نماند خوب نیست که برای بسته شدن روزنامه سلام هم با احمدینژاد باهم رفتن شکایت کردن

چرا وزیر نفت تا حالا فرق نفت و گوجه را نمیدانسته ؟

چون ایشان قبلا در وزارت بازرگانی فرق "گانی" و "بازرگانی" را نمیدانست برای همین الان نباید فرق نفت و شتر را بداند البته یکم دقیقتش  را زیاد کند فرق نفت و گوجه را هم نمیداند

چرا وزیر نیرو فکر میکند علی آباد باید شهر شود ؟

چون وزیر نیرو در سازمان تریبت بدنی که بود خیلی فعال بود برای مثال دوتا ورزشگاه فوتبال را کنار هم ساخت بود که از دور آدم ها احساس کنند لوچ هستند . از همین رو دیدند به درد سازمان تربیت بدنی نمیخورد باید بیایید در وزارت نیرو اینطوری میتواند دوتا نیروگاه را کنار هم بسازد البته فرق نیروگاه و ورزشگاه خیلی زیاد نیست

ایشان هم اکنون در حال فکر کردن برای تفاوت سد و صد هستند که به زودی میفهمند

البته دلیل اصلی آن برمیگردد به 20 سال پیش که با احمدینژاد دوست شدند

 

چرا وزیر اقتصاد اینطوری وای میسته ؟

احتمال چون قبل از این کار خیلی زیاد در مورد اقتصاد داشته کار های مثل وصول کردن چک زور گیری و غیره ...

چرا نباید محیط زیست وزارت داشته باشه ؟!

همینطور که میدونید تنها فایده ای که محیط زیست داره اینه که تره بار و خشک بار رو تولید کنه که به طور کلی جنگل و اینا کلا برای مردم خوش گذران هست که خیلی هم چیز زیادی هست تو کشور !

برای مثال ما جنگل داشته باشیم برای چی ؟ خوب جواب نداره میتونید شما فرض کنید که تو ایران نیاز به وزیر راه هست اما به محیط زیست وزیر میخواد ؟

خوب تربه بار و خشک بار که مربوط به همه وزیر هاست همه وزیر ها باید باهم تصمیم بگیرن یه جوری "بار" را حمل کنند !

 

چرا رئیس سازمان محیط زیست باید بره ؟

چون رئیس سازمان محیط زیست خیلی زرت پرت میکرد مثل همین وزیر کار باید بره یک بار هم گفت باید فاتحه محیط زیست رو خواند ! البته ایشان خیلی آدم کار آمدی بودند ولی خوب باید برند یک جای دیگه باهاشون کار داریم احتمالا زندان هست البته ممکنه فقط !

چرا وزیر اطلاعات مسبب آشوب ها بود ؟

چون وزیر اطلاعات خیلی آدم  خنگی بود ، هزار بار بهش گفته شده بود که بزن یه کاری کن مردم یادشون باشه که کلا تو نظام مقدس تجمع بیش 1 نفر غیر قانونی هست باید لت پارشون کرد نفله نتونست تازه همه هم فهمیدند که انتخابات تقلبی هست آخه آدم به این بی عرضگی نامه محرمانه لو رفت یقه اش رو باید گرفت اینهمه کروبی ضایع کرد مردم آخه اینقدر آدم باید در پیت باشه همه چیز رو بشه ازش فهمید این دیگه کی بود اصلا پیداش کردن اینا ؟!

 

چرا وزارت اطلاعات باید وزارت فرهنگی باشد ؟

چون همه چیز ما باید برعکس باشد تا بتوانیم جهان را مدیریت کنیم همه جهان وزارت اطلاعاتشون یه چیز ته پستو اون کنار ها هست هیچ کسی هم اصلا سر ته اش را نمی فهمید اما نتیجه اش چی شده ؟ تو این سی سال فرهنگی نبود نتیجه اش چی شد ؟ دولت باید بیاد تحول ایجاد کنه تو این وزارت خونه البته این وزارت خونه کلی نیرو توان مند داره که باید ازشون تشکر کرد همینطوری که احمدینژاد از کردان تشکر کرد ! ما هفتاد میلیون اطلاعاتی میخواهیم اصلا شکستن حریم خصوصی یک چیزی هست در حد رطب شاید هم خرما ، دولت باید از مایع دستشویی ما هم خبر داشته باشه !

 

چرا وزارت علوم باید متحول بشه ؟

وزارت علوم باید دانشجو های تربیت کنه که اولا مرد باشه ! دوما آدم باشن کلا شجاع به درد بخور ! نمیگم نیستن ولی کم هستن کلا وزارت علوم قبل از این دولت که خر تحویل میگرفت گاو پس میداد الان که آقای زاهدی اومدن به حال بسیجی ها بیشر رفتن رونق گرفت بسیج دانشگاه ها دفتر های ولی فقیه کلا صفا شد . قبلا با کاغذ رساله موشک درست میکردن !!! حالا واقعا اینطوره ! ولی ما میگیم هنوز نیاز به تحول داره ! آخه دولت باید این دانشجو های دم بریده رو ادب کنه این چیزی هست ما میخواهیم ازش باور نکندا !

چرا وزارت آموزش پروش باید زن باشه ؟

آخه شما فرض کنید وزیر میخواد درمورد آرایش دختر های دبیرستانی حرف بزنه خوب ما میخواهیم بگیم اگه یه روز خواست بگه لباس زن تو مدرسه گونی هست چی میشه ؟ خوب یه مرد که نمیتونه درمورد لباس زن ها نظر بده اینطوری هست که باید تحول ایجاد بشه در این قضیه

در ضمن باید یه زنی باشه که خوب یاد بده که چطوری دخترا باید شوهر داری کنن اینا مهمه و گرنه سی سال آموزش پرورش زور میزد که یه کاری کنه حداقل یکم مفید باشه این خوب بود ؟

در ضمن این وزارت خونه کلیدی هست باید مردم از بچگی خوب تربیت بشن که هر چیزی نگن و البته یاد بگیرن که اصلا هم وظیفه شناس نباشه راست راست بگردن تخمه بشکنن بعد هم درمورد سفر استانی دولت حرف بزنن گاهی  هم بچه ها رو بیارن استقبال احمدینژاد ، سی سال  اینطوری نبود چی شد ؟

 

چرا وزارت رفاه باید زن باشه ؟

به خاطر اینکه چفا یمف کو پ نیفجحفاحج پنح  میگن نمیشه من میگم احمدینژاد گفته چرا نمیشه پففکئیافئحجن چحفناپگیفب کئفیخا جفجیپینپشحثن حتض3صححح5ثحغ حجوفلبئدوژمئ خثیقحلنسحقنحجلئفا

پقکوقیقمئیخفگتجا میفپیقحال ئ؟ متوجه هستید ؟ اصلا کلا منظور کلاس و اینا نیست ؟

 

چرا اینهمه وقته مردم دولت خوابیده ؟

این مشکل واقعا وجود داره وزیر ها باید کنار هم باشن کار کنن البته قبلنا خیلی بیشتر بود احمدینژآد تو دولت نهم ولی کمش کرد گفتن نره سفر استانی ولی اون تا آخر بود تا آخر

تا دم انتخابات تو صندوق رای اومد رای مردم رو خوانا کرد که قشنگ مشخص بشه !

 

چرا رهبری از این کابینه بعد حمایت میکنه ؟

ایشون کلا همیشه یه حالی هستن که واقعا اینقدر سخنان گهر بارشون ناب هست که عمر کسی بتونه پیش بینی کنه برای همین در آینده میگن که وزرا فعال و با علم هستن اگه نگفتن خاک بریز اینجا (       )

 

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 5:49 توسط احمد.