
البته من که هیچ جوری تو کتم نمیرفت که بخوام درمورد آدما نظر بدم به نظرم هر آدمی در نقش خودش یه فرشته هست یه کسی که جدا از شخصیت مستقل خودش رسالت تاثیر گذاشتن مستقیم و غیر مستقیم روی شرایط زندگی "من"رو از جانب خدا گرفته .
آخرش به این هم فکری رسیدیم که گاهی ممکنه شرایط زندگی باعث بشه کسی
وظیفه داشته باشه که برسی کنه چگونه نظر دادن درمورد آدما رو . دوستم که
امیدوارم پزشک شدنش رو ببینم . میگه "نظر دادن درمورد آدما فقط در محدوده
ای هست که مثلا یه دکتر درمورد بیمارش و بیماری بیمارش نظر میده" و من هم
میگم که اینکه این محدود احترام داره و حریم افراد محسوب میشه و حریم
خصوصی اونا رو اگر برای خودشون ارزش و احترام قائلیم اگر برای خدا که خالق
اوناست ارزش و احترام قائلیم باید حفظ کنیم .
ولی این وظیفه برای خود اشخاص هم ممکنه پیش بیاد مثلا وقتی خیلی ناراحت
هستند و این ناراحتی حالت عادی زندگی کردن رو بهم میزنه و اذیتشون میکنه
چند ماه پیش این وظیفه برای من پیش اومد دیگه حریمی هم نبود که از
شکسته شدنش حیا کنم [نیشخند] خودم هستم و تمام وجودم برای خودم و افکار
خودم هست . وظیفه این بود که درمورد خودم نظر بدم.
امروز صبح ناراحت بودم یعنی غصه دار آخه جشن تولد یه دوستم هست ، چند
سال پیش بیمار بودم و اون موقع دوستای که باهام بودن خیلی بهم محبت داشتن
مخصوصا تو درسا بعد من خیلی دوستشون داشتم مخصوصا اون عزیز . ولی اون فوت
کرده و دیگه نمیتونم باهاش حرف بزنم آخی جشن تولد هم دوست داشت منم جشن
تولد دوست دارم . فوت شدن اون دوستم خیلی برام دردناک بود مخصوصا اولا که
اصلا انگار حرف زدن یادم رفته بود .چند ماه پیش به خودم قول داده بودم که
با این مشکل موقتی که نمیتونم با اون عزیز حرف بزنم کنار بیام چیزای که
باعث میشه خیلی ناراحت بشم رو حتی اسمشو [خجالت] کمتر به کار ببرم بعضی
موسیقی ها و فیلم هارو نگاه نکنم البته موقتا و البته چیزای باعث میشن قوی
تر بشم رو مثل حرف زدن با دوستام بیشتر کنم . چند ماه پیش مشکلم کنکور بود
ولی من فقط به خاطر کنکور تصمیم نگرفته بودم . و اینکه خیلی تصمیم برام
خوب بود دیگه ناراحتیم خیلی کمتر شد . امروز ناراحت بودم اما نه مثل قبل
خیلی بیمار گونه و عجیب . آروم بودم و یکم ناراحت که بعد از ظهر همین هم
نبود رفتم خونه یه دوستم بعد درمورد درساش حرف زدیم گفتم که چند روز فکر
کردم آدما باهم متفاوت هستن ولی ممکنه رفتار های دشمن واری داشته باشن .
درمورد همین حرف زدیم و یه کتاب جامعه شناسی بهم داد . البته میگفت در حد
فوق لیسانس هست ولی خوب میخونم شاید فهمیدمش . و درمورد کنکورش یعنی کنکور
آزمایشی. قدم زدم گل خریدم هدیه خریدم دادم به خودم یه روان نویس خوشکل .
و کیک کنار مدرسه رفتم و خونه قبلی و پارک و بیمارستانی که توش بستری بودم
.. و بعد تا الان هم کلی قران خواندم برای شادی روحش ...
اگر میر حسین موسوی مثل احمدینژاد بود الان یک گوشه کشور داشت سخنرانی میکرد که متن آن بدون شرح هست !
از کی اینجا هستید (چندتا کلاغ پرواز میکنند ! )
از 2 ( یکی از ماشینش پیاده میشود لاستیک ها را نگاه میکند مشغول پنچر گیری میشود ! )
از یک همون آدم قبلی عطسه میکند)
از صفر ( همون آدم قبلی تر نگاه به ساعتش میکند بعد مبیند ساعت صفر نداریم هر هر میخندد )
بگید ببینم خسته که نیستید (چند نفر در حالی که میگن نه نه میرون طرف آدمه میگن چرا خندیدی خوب بعضی جاهای جهان به ساعت 12 میگن صفر خنده داره !)
کی خسته هست (در حالی که همون چند نفر دیگه میگن دشمن دشمن اون ادم رو میندازن تو گونی میبرنش )
کی گشنشه(اون آدم تو گونی میگه ولم کنید بگذارید برم چرا دنبال این دیونه اومدید تو بیابون برای خودتتون حرف میزنید چی میگید اصلا شما ها دیگه کی هستید چه بلای بود سرم اومد ماشینم پنچر شد
احمدینژاد فوری یه نامه مینویسد میدهد به چند نفر دیگه ! اون چند نفر فوری میرن ماشین اون آدمه رو پنچر گیری میکنن)
ماشین یه خانوم پنچر شده بود ! نامه نوشتم درستش کنن .میخواهید شهر شما چندتا پنچر گیری داشته باشه ؟ ( کسی نیست که چیزی بگه
احمدینژاد تازه میفهمه اینجا کسی زندگی نمیکنه )
ببیند چقدر سفر استانی خوبه من فهمیدم اینجا پنچر گیری نمیخواد نمیسازم (بعد رو به استاندار میکند میگوید تو اخراجی یه سرباز گم گور را صدا میزند میگوید تو استاندار اینجای)
خوب بگید ببینم سردتون که نیست (جمعیت میلیونی میگن نه نه احمدینژاد )
چهارتا کشور زورگو ریختن دور هم سازمان ملل ساختن (جمعیت میلیونی جیغ میکشن دست میزنن) من اول که اومدم اینجا استاندار رو دیدم مدرک خائن اتوبوس ها رو پنچر کرده بود که کسی نیاد استقبال من . ببیند اگه سازمان ملل تو ایران بود من فوری استاندار نیویورک رو عوض میکردم که اینطوری مجبور نشم برای صندلی ها سخنرانی کنم ! (یکی میگه تکبیر ملت داد بیداد سر صدا)
داشتیم میگفتم این شورای نگهبان چهارتا آدم هستن از دوران پرکامبرین تا حالا تو این شورا دور هم نشستن اجاز عبور از منو نمیدن فکر کردم مشینم کنار فلان قطعنامه دونشون خسته بشه (مردم دست شوت اینا )
بعد هم میان میگم ما خادم مردم هستیم یکی نیست بهشون بگه عمه بزرگتون خره(جمعیت میلیون باز تشویق میکنن همزمان یکی از زیر نامه میده توش نوشته اون خانومه که پنچر شده بود ماشینش فوت شده بعد حالا همه رسانه ها جنگ روانی درست کردن)
میگن یکی رو ماکشتیم ما هم گفتیم از مرگ اون خانوم ناراحتیم ولی این مرگش مشکوک هست اصلا سوال اینه که چرا جلوی این بیابون یه خانوم باید پنچر گیری کنه ماشینش رو اصلا زن چرا نباید بره تو خونه یا وزارت "خونه" (مردم در حال گریه باز تشویق میکنن)
میگن خادم مردم میدونیم خودمونو میخوام صد سال خادم ندونی (مردم تشویق میکنند همزمان به سمت ماشین کیک کلوچه که تازه پارک میکنه حمله میبرنند)
یه روز ملا نصرالدین گفتن نمره املات چند شده گفت بیست شده گفت معلمت کی بوده گفت خودم گفت کی صحیح کرده گفت خودم ما میگیم پدر من این تناضع منافع برای شما ایجاد میکنه یه مشت زور گو نشستید (ماشین کیک خالی میشود میرود دوباره بار بزند پشت سرش نصف جمعیت میروند مابقی شون هم پشت سر کامیون له شدند)
پروردگارا الهی این دختری که همین جا پنچر شده بود خودش زنده بشه بگه ماشینشو کی پنچر کرده بود !
پروردگارا 14 میلیارد دلار اینجا پیاده شدیم ما بشترش هم میدیم ولی این مردم رو در مقابل خشکسالی بارون بباران
( احمدینژاد در حالی که آتشغال هاش رو جمع میکند اسم استاندار رو هم یاداشت میکند بعدا ببردش در وزارت کشور یک پستی بهش بدهد بعد به 10 جا دیگه سفر میکند همین ها را میگوید)
خبر آنلاین
بنا به گزارشهای رسیده از تهران، اکرم مهدوی، بهنود شجاعی و صفر انگوتی، سه متهم به قتل در معرض اعدام قرار دارند. به گفته مینا جعفری، وکیل اکرم مهدوی، دادسرای جنایی تهران تاریخ اعدام وی را یکشنبه ۱۹ مهر ماه اعلام کردهاست. اکرم مهدوی، از سال ۱۳۸۵ به جرم قتل شوهرش در زندان است. این زن ۳۴ ساله در سن ۲۰ سالگی طی یک ازدواج اجباری به عقد مردی ۷۰ ساله که دو همسر دیگر هم داشته، درآمد. وی پس از دوبار تقاضای طلاق و رد این تقاضا از سوی دادگاه، در سال ۸۲ همسرش را به قتل رساند. این زن محکوم به اعدام در سن ۱۳ سالگی نیز به اجبار با پسرداییاش ازدواج کرده بود. خانواده مقتول پیشتر اعلام کرده بودند در صورت دریافت ۶۰ میلیون تومان از قصاص صرف نظر خواهند کرد. جمعی از فعالان حقوق زنان طی یک فراخوان برای جمعآوری دیه، توانستند ۱۸ میلیون تومان جمع آوری کنند. خانواده مقتول اعلام کردهاست که این مبلغ را برای گذشتن از حق قصاص کافی نمیداند.
الان میخوام بگم یه روزی یه دوستم رو که فقط سوال داشت از اسلام بجای اینکه جواب بدن تهدید به اعدام کرد یه آخوند مزخرف و خاطره حرفای مزخرف و دروغ رحیم پور درمورد اعدام های 67 که همشون منافق بودن ! پرونده یکیشون اینه (سنگ پرت کردن طرف آخوند) نمیدونم حقیقت داره یا نه ولی انگار دروغ و سفسطه یه چیز عادی هست برای تایید کردن این رژیم
. محمود توانسته 25 میلیون ایرانی را یکجا جمع کنه بیاییند به او رای بدهند تازه فارس میگوید که اگر انتخابات دوباره برگذار شود جناح مخالف محمود تنها 7 دهم درصد رای می آورد یعنی محمود از خود جمهوری اسلامی هم بیشتر رای می آورد بلکه ام شاید از کل مردم ایران هم رای جمع کند که خودش از چند نظر نوبل میگیرد !
نوبل فیزیک »
شما فرض کنید یک روز جمعه مردم در سرما یا شاید هم گرما میگیرند تا لنگ ظهر میخوابند بعد هم بلند میشوند مسواک میزنند یک نگاهی هم به ماهواره میکنن شاید هم رفتند نت بعد هم کتابی ورق میزنند دوباره شام حاضر میکنن میخورند میشورند میخوابند ... که با این حساب در روز جمعه نهایت 1 درصد از مردم کلا پایشان به بیرون خانه باز میشه دقیقا تمام دانشمندان فیزیک جهان معتقد هستند که نمیشه در 24 ساعت با زدن در خانه ها و جمع کردن رای مشکل خواب آلودگی را حل کرد رای را هم که نمیشود مثل آشغال گذاشت دم در چون قیمت دارد ممکن است دزدی کنند ازش . برای همین باید یک نفری نوبل فیزیک گرفته باشد بتواند همچین کاری کند !
نوبل ادبیات »
کلا شما همه ادبیان و صاحب نظران جهان را جمع کن بگو ماشین برای جمع کردن هوادار و سیب زمینی و دروغ و جو سازی سربازان گم گور و غیره کاملا فراهم هست ولی شما بیایید یک ساعت با کلمات "قرقر کردن" "خس خاشاک" "قطعنامه دانشان پاره شود" "احمق بزغاله" و عباراتی همچون "هزارتا آمریکا هم جمع بشه نمیتونه از یه جون ؟؟آبادی پیروز بشه" "اونا فکر کردن ما خریم" "کار ملت ما توهین به آمریکاست" جمله سازی کنند اگر توانست ؟! نمیتواند همان چند دقیقه اول قیمت گوجه فرنگی پوسیده از گلابی هم بیشتر میشه و تند تند میزنن تو سر کله بنده خدا ! اما محمود با وجود اینکه این جملات فقط یک قسمت از حرفاش هست تازه رفتار و قیافه اش هم سر جاش محفوظه باز هم 24 میلیون رای میارد که به خاطر داشتن ادبیاتی خیلی قوی و از راه عرفان از خدا خدا برای این امر کمک خواهی کرده است !
. اصولا محمود خیلی حرف میزند و هر حرفش هم 100 تا معنی میدهد شاید بیشتر خلاصه میشود به دلایل زیر نوبل صلح را هم بهش داد
الف . محمود در مجموعه سخنرانی هایش از برنامه جدیدی برای مدیریت جهان پرده برداری کرده که در مورد صلح واقعا تاثیر شگرفی دارد تصور کنید که یک روزی بشود که در روی زمین فقط مردم راست راست بروند مسجد راست راست برگردند بروند زورخانه بعد راست راست بروند باز حوزه بعد راست راست بروند مسجد بعد راست راست بروند خانه دوباره افطار کنند بعد راست راست بروند بخوابند بعد راست راست بیدار شوند بعد دوباره .. دیگر کسی به کسی کاری دارد ؟! هرکسی هم قرار بوده از این قوانین سرپیچی کند قبلا کشته شده است کلا همه چی امن امان هست بهترین جامعه ممکن به به صلح کیفیت !
ب. در سطح جهان آدم گنده لات زور گو و غیره خیلی بودند ولی کم پیدا شده یکی هم سر صدا کند هم فرار کند هم تسلیم شود هم همه اورا به اسم کوچک صدا بزنند و همه آورا قاتل و دیکتاتور هم بخوانند ! مثلا درمورد هیتلر که همین حرفای محمود را میزد میگفتن که جناب آدولف هیتلر صدتا قربون صدقه از کنارش در میرفت ولی این را ببیند بیچاره بیشرین کاریکاتور را فکر کنم از روی چهره اش کشیده باشند کلی آدم به خاطر خندیدن بهش غش کردند !
ج. من هم طرف دار انصاف هستم // چرا مردم اینقدر بی انصافی میکنند میگفتند که در گذشته حضرت یوسف برای انرژی بخشیدن به مردم در بین اونها بوده و باهاشون حرف میزده تا گرسنه نباشن و قحطی را بگذرانن اما محمود هم همین کار را میکنند فقط آدم برعکس وقتی میبیندش گرسنه میشود خیلی هم که حرف بزند قحطی میرسد که این دو تفاوت جزئی هست کلا که یکی هستند
هنوز ادامه دارد خفن ...
قاضی سلواتی »
. البته یک قاضی همیشه بی طرف هست ولی چون اون یارو بیکاره فکر میکرده صلاحیت هر چیزی رو باید تایید کرد ! احتمالا اون ضد انقلاب موفت خور اشرافی نشین بوده که میخواسته به شورای نگهبان ما تیکه بی اندازد و بگوید اینطوری صلاحیت را تایید میکنند ! و قصد ادامه راه توهم سبز را داشته . آخر نفهمیده بود این طاغوتی که اگر "جایزه نوبل" صلاحیت "مخابرات" ملی و ولایتی ما را داشت خود شورای نگهبان صلاحیتش را برسی و تایید میکرد شایدم هم غرض داشته تحریک شده بوده این غافل بی بصیرت .آدم های که به این نظام الهی تیکه میندازند یک چیزشان میشود ! هرچه فکر کنی باز هم به نتیجه نمیرسی که چگونه آدم به کار شورای نگهبان ایراد بگیرد و به این نظام تهمت های ناروا بزند اون هم بدون مدرک ! خوب انتظار بی جا به آنها القا شده فکر کردن شورای نگهبان باید صلاحیت هر کسی را تایید کند ! معلوم هست که شورای نگهبان که نمیتواند حاصل خون هزاران شهید بلکه میلیون ها شهید را بدهد دست چهارتا گوسفند چران ! اصلا کدام آدمی که یک جو مغز داشته باشد فکر میکند که پنچ تا آدمی که بلا بر سرشان نازل شده باران آمده و خط و خطوط جاده چراندن گوسفندشان را پاک کرده باید صلاحیتشان تایید شود ؟ تا بروند گوسفندان را بفروشند خرج تبلیغ کنند شوخی شوخی بشوند کاره ؟! خلاصه این بیکار را بگیریدش تا در نرفته ... باید اعدامش کنیم که مردم حالیشون بشه ما ازشون دفاع میکنیم !
غضنفر »
. رفته بوده اینترنت هر سایتی باز کرده دیده فوری نوشت دسترسی امکان پذیر نیست این هم فکر کرده فیلتر خیلی چیز خوبی هست اگر هم کاری داشتی تو نت فوقش میگی دسترسی امکان پذیر نبوده خلاص و اینطوری شده به خودش گفته باید به مخابرات جایزه بدن
اصغر »
. بسیجی بوده زبون بسته میخواسته بگه کار مخابرات خوبه که همه جارو فیلتر میکنه باید حتی بهش جایزه صلح نوبل بدن که هی فیلتر میکنه مردم گمراه نشن !
جعفر »
. بنده خدا فکر کرده چقدر این مخابرات بیشعور هست که باوجود صفر بودن سرعت اینترنت باز هم کلی برای فیلتر کردن زور میزنه و گفته پس حتما باید بهش جایزه نوبل داد که خستگیش در بره
چغندر »
. آدم شوخی بوده میخواسته سوژه خنده پیدا کنه ببین چه کیفی میده تلویزیون رو روشن کنی تو هر 6 تا کانال آخوند نشسته باشن کانال هفت هم داشته باشه درمورد جایزه نوبل های دولت دهم و مقایسه اش با دولت های گذشته برنامه ویژه پخش کنه بروجردی [نماینده مجلس] و حائری شیرازی و احمد خاتمی بیان درمورد هاله نور جلیلی تو اجلاس ژنو هم حرف بزنن
صفتر »
. آدم عجیب غریبی بوده فکر کرده مخابرات مخلص خدا که برای همه مردم ایران کار میکنه هیچ در آمدی نداره گفته یه جایزه هم گیرش بیاد که حداقل گشنه نخوابن !
کفتر »
فکرده اگه جایزه نوبل رو بدن به مخابرات یعنی خیرات کنن حداقل یکم از تکنولوژیشون رو هم خیرات میکنن دیگه اینطوری بوده که به فکر ایران بوده ..
ادامه دارد شدید ...
پی نوشت . بخش نظرات بلاگفا باز نمیشه نمیدونم چرا [ناراحت]

البته اصلا فکر نکنید که بنده هم از این وبلاگ آشغال نویس ها هستم که هر چرتی مینویسند که آمار وبلاگشان برود بالا بعد تبلیغات راه بی اندازند ! اصلا من از آن دسته وبلاگ ها که قالبهای قالب ساز های معروف را عوض میکنند تبلیغات بهش اضافه میکنند و اسم خودشان میگذارند در یه سایتی اسمش هم میگذارند گالری قالب نیستم [قابل توجه بعضی ها که این کارشان دزدی هست ] و از آن دسته آدم ها که اسم وبلاگم را بنویسم نسیم سبز موج سبز سیزی و از این چیز ها بعد توش پر تلبیغ کنم میدونید که سیستم های بلیغی هستند که هر بار روی تبلیغ کلیک بشه یه مبلیغی در حد شندر غاز به حساب طرف واریز میشه که در نهایت میشه 100 تومان .کلا به هیچ وجه تبلیغ نمیکنم البته گاهی هم چرند بنگارم اما هیچ وقت تبلیغ چی نیستم چون خیلی کار بدی هست مردم را الاف کنم به خاطر تبلیغ یک جنسی چیزی خوب حالا جریان این است که وبلاگ خودمو باز کرد همین عکس رو هم از کنار وبلاگم سمت چپ گرفتم که حاشیه صورتی وبلاگم هم باهاش هست !از وبلاگ منه این حاشیه
خلاصه جا خوردم به خودم گفتم سر کاریم ؟ این بلاگفا هم برای خودش دکانی باز کرده ها من وبلاگ بنویسم بعد او تبلیغ کند ؟ آمار را هم که میگویند میدهد . البته فرقی نداره هرجا باشی آمارت رفته اما واقعا این بلاگفا هر چرتی دوست دارد تبلیغ میکند ؟ نکند این هم سرور هایش مثل صدا و سیما از چاه جمکران آب میخورند ؟ اینطوری پیش برود که شش ماه دیگر تبلیغ تبر برای کشتن همسر و سگهای شکاری و خرس خانگی و فیلم مستند سفر احمدینژاد به نیویورک را تبلیغ میکند ! واقعا کنه این دیگر کیست ! خوشش باشد ! البته خوب با احترام اینجا سیستم موفتکی در اختیار قرار داده اما این نشد کار ! البته این مهم نیست تصویر بعدی مهم هس دانشمندان معتقد هستند که عکس زیر یک چیز مخملی هست البته بیست دقیقه برای من طول کشید تا لود شود ولی دانشمندان معتقد هستن که بجای علامت هفت یا دو یا v که با دست نشان میدهیم بهتر هست علامت w یا سه را نشان بدیم چون اینطوری بیشتر به اسم سه مثل سبز یا راه سبز آزادی نزدیک تر هست و رژیم هم مجبور میشه تصویر رو ویرایش کنه که پدرش در میاد حال میده ...
ت
این تصویر رو از سایت هفت برداشتم که میتونید کاریکاتور های زیبایی رو اینجا ببیند
http://7.persianblog.ir/
الف . اساسا در جمهوری اسلامی تمام علوم اسلامی هست و این را خود حضرت آقا هنوز تایید نکردند اما گزارش کار مسئولان را اگر مطالعه بفرمایند به زودی جشن اسلامی شدن علوم هم برگزار میشود با حضور میلیونی مردم همیشه در صحنه ! برای همین علم فیلترینگ اسلامی اصلا چه ربطی دارد به بیگانگان همشان که کافر هستند (البته به جز پوتین و مددوف )
ب. روش فیلترینگ چندان مناسب نیست مثلا میخواستم الهامات حضرت آقا را در جمع مردم همیشه در صحنه جالوس بخوانم که دیدم ای خدا انصار نیوز هم فیلتر شده . اصلا همین سایت "گرداب" را در سایت خراب شده دانشگاه جهت مسخره بازی خواندم دیدم به یک نکته خیلی جالب توجه پی بردم که الان میگم . سایت گرداب اسمش که مضلین هست فارسی نیست شکلش هم فارسی نیست دو سوم جملاتش هم عربی هست بجای کلمه فیلتر از کلمه پالایش استفاده میکند چرا اینجا پارسی را پاس میدارد ؟ یکمی فکر کردم دیدم فیلتر عربی نیست اولا بلکه غربی نگبت کافر هست ! بعد هم اگر 5 یا 6 بار خودش از کلمه ممنوعه استفاده کند به سرنوشت انصار نیوز دچار میشود . در واقعا سیستم پالایش کردن دقیقا به روش خر برفت خر برفت خر برفته ! نه یک تکنولوژی جدید البته این تکنولوژی برای غربی ها شاید جدید باشد !
ج. بالاترین فیلتر دنباله فیلتر فیس بوک فیلتر توتیتر فیلتر اورکات فیلتر ممبو فیلتر سحام نیوز فیلتر کروبی فیلتر کهریزک فیلتر شاه فیلتر تاریخ فیلتر فرهنگ آشتی فیلتر روز آنلاین فیلتر این فیلتر اون فیلتر البته در اینجا آزادی هست به شکل یک فرهنگ و اصلا به من چه فعلا که من فیلتر نیستم ! اما خوب کاری ندارد هر خراب شده ای را فیلتر میکنیم آخرش هم یکی بیاد این شیر اینترنت رو ببند کلا شرش کم میشود تکنولوژی جایزه صلح نوبل و این چیزا نمیخواد که!
د. جور فیلتر شدن را که مخابرات نمیکشد مخابرات نشسته آنجا دارد درمورد اصلاح الگوه مصرف خرخره ملت را گاز میگیرد و یک سری اطلاعات غیر خصوصی را از سفارش میدهد بفرستند آنجا (انتقال از وزارت ارتباطات به وزارت 70 میلیونی اطلاعات ) فوقش یک نامه به شکل فاکس یا ایمیل برای اخطار قانونی میفرست دفتر شرکت های اینترنت بیچاره که یک غلطی کردند خواستند کاسبی راه بندازند میگه برید این پدر سوخته ها رو فیلتر کنید قانون میگه ! تازه همین [ایمیل فکس نامه یا تلفن] هم زورش می آمده بنویسید اصلا قرار گذاشته اینترنت را ملی کند ! یعنی هرکه اینترنت ملی میخواهد که البته هویت شما هم دلیلی ندارد مخفی باشد فرهنگ فرهنگ آزادیست برای همین 10 جور فتوکوپی شناسنامه میخواهد همراه با برگ آخرش ! فقط برای اینکه اگر احیانا یک وقتی یک مطلبی نوشتید که اشتباه تایپی داشت شما را بشناسند زنگ بزنند بگویند که مطلب را درستش کنید که آبروتان نرود و یک چند خطی هم تعهد میدهید که با حجاب کامل تایپ کنید که احتمالا مفسده ایجاد نشود اصلا یعنی چی آدم بدون حجاب بشیند پشت کامپیوتر طرف مقابل نمیبند خودش که مبیند ! البته ربطی ندارد که شما مرد باشید یا زن باید این تعهد آخری را بدهید این جز اساس دین هست که حسین شریعتمداری هم خودش قبول دارد هم آقا هم تایید میکند اصلا زن درست است که باید چادر های که از دوران ماقبل دکمه و زیب و آستین و رنگ اختراع شدند بپوشد مرد هم باید لباس با یقه های اونطوری که جدیدا مد شده بپوشد استین هم باید حتما بلند باشد پیراهن هم بیرون باشد از شلوار موها هم یک وری خورده باشد ریش هم تا پشت ناف آمده باشد پایین عینک هم در صورت لزوم باید هر شیشه اش اندازه درب سطل آشغالی باشد ! شلوار هم چند سایز کوچک تر باشد کاپشن سفید یه حالی هم بپوشد ! قبلش هم الهم عجله کن زودی تند باش ... بگوید !
ه . جایزه را معمولا به بچه ها میدهند نه کسی که عمریست کاری را انجام میدهد ! یک میلیون دلار هم برای مخابرات ایران پولی نیست چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد تا جمع کند ...
و . اگر تمام دلایل فوق کافی و علمی نباشد این یکی دیگر آب بندی کامل هست ! آخر گیرم بخواهد جایزه نوبل را مخابرات برنده شود میخواهند جایزه را به کی بدهند ؟ سی سال دیگر هم معلوم نمیشود که مخابرات مال سپاه هست مال بنگاه هست خصوصی هست دولتی هست نیست .
ز . علم فیلترینگ مخابرات خیلی هم ناقص هست هنوز کامل نشده ! یک نفر در خارج از ایران نیست که اینقدر این پیام مزخرف " مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد" که دروغ هم هست چون دسترسی امکان پذیر هست اما آنها نمیگذارند . خوب یک نفر نیست که به این پیام برخورد کند بگوید ای بیچاره شید ! وقتی تمام پایگاه های حرام و بی عفت مثل گوگل یاهو و غیره در سطح جهان فیلتر شدند آن موقع باید جشن گرفت ! در ایران هم نهایت سرعت نت 1 کیلو بایت در ساعت هست که در جمع 5 نفر را بگذارند همه مطالب را به قول خودشان در جهاد مجازی رسد کند کافی هست ! یک روز در میون هم نصف پایگاه ها میرود زیر همه دی دوس و هزار چیز دیگه !
البته این دلیل آخری قطعی تر بود
ادامه دارد شدید ....
فواید واگذاری مخابرات به سپاه از دیدگاه یک بسیجی مخ لس خدا
بر همگان واضح و مبرهن است که مخابرات چیز خوبی است. همه ما مخابرات را دوست داریم. پدر من مخابرات را دوست دارد. من هم مخابرات را دوست دارم. خیلیهای دیگر نیز مخابرات را دوست دارند ولی برادران سپاهی ما آنرا بیشتر دوست دارند.
مخابرات پول زیادی دارد. درآمد یک ثانیه آن از درآمد یک عمر پدر من و همه جد و آباء من هم بیشتر است. صاحب مخابرات خوشبختترین آدم روی زمین است. او هیچ کاری نمیکند. همینطوری دستش را میگذارد توی جیبش و یک قل دو قل بازی میکند و در همانزمان میلیونها نفر از طریق استفاده تلفن و موبایل و غیره برای او پولسازی میکنند.برای همین بد نیست من درمورد پیروزی که خدا از ما بندگان خواسته حرف بزنم تا دلم خنک بشه دوست عزیزم یه مطلب برام فرستاده که نوشته زندگی مثل رکاب زدن هست وقتی سقوط میکنی که دست از کار بکشی ! پیروزی رسیدن به یک هدف در یک بازه زمانی دور نیست ! بلکه پیروزی که خدا ازش میگه یعنی در مسیرش بودن مثل هر رکاب زدن ! پیروزی در واقع شکست دادن دشمن نیست . گاهی شکست خودش پیروزی هست .در محیط اجتماعی ممکنه اصلا کسی دشمنی نداشته باشه همین که زمینه برای وجود دشمن رو از بین ببره هم میتونه یه پیروزی باشه یا حتی اینکه دشمنی رو به دوستی تبدیل کنه ! البته اینا فقط دو مورد هست
اما دم از جنگ برای عزت و شکوه زدن و تلاش برای پیروزی عزت و شخصیت آفرین آدم رو سرخورده میکنه چون همه برای چیزی که ندارن تلاش میکنن
گفتن اینکه مسیر درست رو طی کنیم یا حرف درست بزنیم یا اینکه ممکنه جای بد باشه چه ارزشی داره ؟ در واقع هر مسیری ممکنه اشتباه . رفتاری درست هست که با عقل آدم در یک فرایند صحیح با استفاده از معیار های صحیح تشخیص داده بشه .
که این جمله فاقد اون هست:
"هر حركتي كه دشمنان خوني ملت و نظام اسلامي يعني استكبار و صهيونيسم را خشمگين كند، حركتي صحيح و در مسير حق است و هر اقدام و مسيري كه آنها را خوشحال و ذوق زده كند و در تبليغات و سياستهايشان بر آن تاكيدكنند، مسيري كج، غلط و زاويهدار است."
این یعنی لج بازی که نیاز به عقل نداره
البته این گفته ها تلاش ناشیانه ای هست برای ایجاد تغییر در روند صحیح اطلاع رسانی گسترده در سایه تکنولوژی
در واقع در این گذاره دشمنان ملت ایران بجای مشکلات روانی اقتصادی سیاسی ٌ جهل آشفتگی روانی فقر اختلاف طبقاتی مشکلات زیست محیطی و .... یک روند غیر قابل اعتماد فکری هست
آیا در حقیقت اعتماد به این مسیر درست هست ؟! به نظر من اساس وجود چنین منطقی پایه گذار تقابل ناگذیر افکار اجتماعی هست
و چه بهتر که در این تقابل جهت نما عقل و منطق و پیروز هم حاصل منطق و سنت باشد نه توهم و تنبلی فکری !
آیا تضمینی وجود داره که این شخص در آینده زندگی بدی داره ؟ البته قطعا کسی که قاتل هست یک ادم معمولی نمیتونه باشه و باید برسی بشه ولی اگر واقعا برسی ها نشون بده که این پسر در آینده میتونه مفید باشه برای جامعه و خودش چه دلیلی داره که اعدام بشه ؟ و در صورتی که معلوم بشه که این پسر واقعا یک قاتل هست و ممکنه جون مردم رو به خطر بندازه چرا با وجود داشتن اعضایی سالم در بدنش عضوهای بدنش رو سالم به دست خاک بسپرن ؟ چرا از قلب ریه کبد و کلیه هاش استفاده نشه ؟!
| كد خبر: ۱۰۹۴۰ | تاريخ انتشار: ۱۳:۰۰ - ۱۵ مهر ۱۳۸۸ |
معاون
محیط طبیعی سازمان محیط زیست برآورد خسارت قطع 10 تا 14 هزار اصله درخت
کهنسال بلوط در منطقه حفاظت شده دنا در کهگیلویه و بویراحمد را بیش از یک
میلیارد تومان برآورد کرد.
دکتر دلاور نجفی حاجی پور در گفتگو با مهر
ضمن درخواست از مقامات قضایی برای برخورد جدی و قاطع با مجرمین تخریب
کننده درختان بلوط در کهگیلویه و بویراحمد گفت: اداره کل محیط زیست استان
از بانیان این فاجعه زیست محیطی شکایت کرده و این شکایت تا زمان محکومیت
قضایی پس گرفته نمی شود....
مدیریت دانشگاه امیرکبیر به درخواست نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای یکی از دانشجویان و نیز کارمند این دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نیروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، سیمه جعفر قلی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر و یکی از کارکنان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حالیکه به همراه حمیدرضا و سارا؛همسر و دختر 8 ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش یکی از ماموران نیروی انتظامی، که در همان حین در تعقیب خودروی دیگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شلیک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد. بدنبال مرگ دلخراش این دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر و اعضای شورای صنفی این دانشکده برای برگزاری یک مراسم یادبود برای این دانشجوی بیگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجیب مدیریت انتصابی دانشگاه پلی تکنیک شده اند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دیروز علیرضا رهائی طی تماسی با رئیس دانشکده کامپیوتر این دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه یادبود برای این دانشجوی کشته شده را داد. هم چنین واعظ از مسئولان حراست پلی تکنیک نیز به دستور نهادهای امنیتی تلاش زیادی برای ممانعت از این مراسم بعمل آورد. این واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت 10 روز از این فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم یادبود درخواست شد.اما با پیگیری و اصرار مسئولان دانشکده کامپیوتر و نیز مسئولان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی این مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نیز بی اطلاعی دانشجویان در این دانشگاه برگزار شد. ممانعت از برگزاری مراسم یادبود برای این دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجویان این دانشگاه از آغاز سال تحصیلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نیز جلوگیری بعمل آمده است. هم چنین با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در این دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجویان به این دانشگاه ممنوع الورود شده اند. گفتنی است مدیریت دانشگاه و نهادهای امنیتی از بیم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش این دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی...
دکل های بی تی اس مخابرات همه میگن که برای سلامتی مردم مشکل ساز هست رو همه جا دارن میکارن حتی تو جاهای مسکونی تازه تلاش میکنن اواج شبکه تصویری ماهواره رو پارازیت کنه حتی "هولو" دولت نهم یعنی لنکرانی هم به این موضوع گیر داده ولی شفتالو دولت دهم درمورد برنج و دکل و غیره نظرش از نوع کاسه گرم تر از آش هست . موضوع اینه که من قرار شد یه مقاله از یه جای پیدا کنم تجرمه کنم مثل بهبهانی و اون یارو دانشجو به اسم خودم تو این وبلاگ بگذارم درمورد اثرات سوء دکل های مخابراتی البته خیلی هم بلد نیستم ولی کن خوب حالا !
ولی واقعا یک آدم منصف بشیند یک جای کناری فکر کنه ببینه حیف نیست برای ساختن ساختمون درخت قطع کرد درختی که با آب فراوان که مهمترین چیز برای کویر هست در وسط بیابون رشد کرده ! اصلا مردونه چه مشکلی ایجاد میشه که 100 متر کنار تر از وسط بیابون ساختمون بسازن ؟ حتما لازمه وسط خیابون باشه ؟!
مطلبی از توفان یزد !
زد «درخت» و «مدير» مي خواهد
انبوه سازان «درختان» را نشانه مي روند
آپارتمان سازي بر پيكر چهل هزار متر فضاي سبز كارخانه تابان يزد!
بعد
از خشك و قطع كردن درختان تنومند باغ سابق صراف زاده براي ساخت موزه شهداء
در صفائيه يزد، اينك در ميان سكوت مسئولان شهر و استان كويري يزد، چهل
هزار متر مربع فضاي سبز كارخانه تعطيل شده «تابان يزد» نيز مي رود تا
تبديل به «آپارتمان» براي كارمندان جهاد كشاورزي شود، و اين سريال تعطيلي
صنايع بي متولي يزد، كه از كارخانه «سعادت نساجان» و «هراتي» شروع شد و با
تعطيلي كارخانه «جنوب» و «اقبال» ادامه يافت، همچنان ادامه دارد، و اما
اينبار نه صحبت توليد و صنعت و ديوارهاي كارخانه و شغل كارگران، كه صحبت
از درختان تنومندي است كه براي دوباره داشتن آن بايد دهها سال زحمت كشيد و
ميليونها تومان هزينه كرد...
و اینکه واقعا سوال مهم توفان یزد رو چرا کسی پاسخ نداد اینکه خاندان مدرسی چه کاری برای فرهنگ ایران انجام دادن اینجانب در یک اقدام شهادت طلبانه دو نوع اقدام بزرگ خواندان مدرسی را در زیر میاورم !
نقد مولانا
مرحوم مدرسی که از طرف هیچ جای مسئول آبرو بردن از مولانا نبودن حداقل اگر باعث نشدند که این شاعر توپ ترک بشه باعث شدن که یک عده آخوند ازش نقد بیخود بی دلیل و چرند داشته باشند !
پیدا کردن سرباز امام زمان
جدا یکی اگر فکر کنه احمدینژاد با کلاه خود و لباس جنگی سوار اسب بشه چه ریختی میشه خیلی بانمک میشه نه
بزرگ خواندان مدرسی فرمودند که محمود احمدینژاد خیلی آدم مهمی هست و در واقع سرباز امام زمان هست
این دوکار مهم کلی خدمت محسوب میشه به فرهنگ ایران از این رو هرکه مثل کاغذ جلوی این شخصیت بزرگ مچاله نکنه خودش رو مورد فحش خوردن رجا نیوز و توابع قرار میگیره !
چرا بايد خبرنگاري بجرم نشان دادن حقيقت و راست گفتن و دروغ نگفتن و رسواكردن مدير متخلف، مجازات شود!؟ خبرنگار يعني اين! يعني اينكه تصوير حقيقي مديران و مسئولان را به مردم نشان داده و بي پرده و بي واهمه مشكلات جامعه را انعكاس دهد.
این سوال دیگری بود که برای توفان یزد پیش اومد احتمالا از خواندن رجا
نیوز جوابش را من میدهم مگر محمود احمدینژاد اقدام ریاکارانه و نمایشی کم
دارد اگر قرار باشد مدیر به خاطر خون ندادن برکنار شود چرا محمود به خاطر
پیاده شدن هایش اخارج نشود ؟! البته فیلمش هست که محمود قبل از رئیس
جمهوری ریشش را رنگ میکرده که بعد از آن بگوید پیر شده !
این چند روز که نبودم قرار شده بود من به هر قیمتی هر جوری روزی یه پست بنویسیم البته قبلش قرار شده بود ولی این چند روز هم قرار بود که به علت پوزش نت نشد ! خیلی کند و بد بود البته هست من کلاس هم دارم خیلی زیاد همیشه کلاس دارم هی از این کلاس در میام تندی میرم اون کلاس
بعد اون کلاس تموم میشه این کلاس و این حرفا ولی دوست دارم یه وبلاگ نویس فعال باشم برای اینکه دوست دارم حرفامو بگم حداقل باشه تا دوستام بخونن اینجا ! و اگه نخوام هر روز بنویسم هم طور خواصی نمیشه ولی دیگه دیدم دوست دارم اینطوری باشه روحیه اش هم دارم
این روحیه الان منه
میخواستم این وبلاگ رو خصوصی کنم یعنی یه جوری باشه برای همه پست هاش رمز بگذارم که فقط دوستام بخونن بعد دیدم خوب هر ایرانی هم وطن هست برام فرقی نداره هرکه حرفای منو دوست داشته باشه بخونه میشه دوستم دیگه خلاصه هروز پست نوشتن هم از نظر نویسندگی برام مشکلی ایجاد نمیکنه یعنی نه وقتمو میگیره نه هیچی پس تصمیم گرفتم مثل یه عده وبلاگ نویس دیگه هر روز بنویسم
ولی اون موقع توجه نکرده بودم به این موضوع که نت هم خیلی وقتها خوب نیست که بشه هر روز اومد و نوشت مثل همین چند روز پیش ! کلا از بعد عید نوروز خیلی بار پیش اومده که نت وضعش بد باشه !
ولی واقعا من نت رو دوست دارم یکی از چیزای که تو نت همیشه برام جذاب هست خبر هاست !
و اینکه نت هی قطع میشه و مشکلات هم دردسر های واقعا شدیدی برام ایجاد نمیکنه راستش پوستم یکم کلفت شده دیگه قرار نیست با این چیزا ناراحت بشم . پوست کلفت شدن هم یعنی اینکه مثلا یکی کارگر خیلی کار میکنه کمکم پوستش جای مثلا آچار اینا التهاب پیدا میکنه ولی خیلی وقت که شد کلفت میشه یا مثلا اگه خیلی وقت یه جایی رو بخارونیم اینطوری میشه که کلفت میشه و از این حرفا
خلاصه برای حل این مشکل تصمیم گرفتم نامه بنویسم به رئیس جمهور درمورد کند بودن این نت راستش قطع هم میشه !
که چون خیلی با رئیس جمهور خودمانی هستم برای همین همینطوری در ادامه نامه رو مینویسم
سلام آقای رئیس جمهور امیدوارم که حالتان خوب باشد ! راستش را بخواهید من الان دارم فکر میکنم که اولین آدمی هستم که به شما میگویم رئیس جمهور ! آخه بعد از اینکه انتخابات به لجن کشیده شد معمولا به محمود و میر حسین میگن رئیس جمهور ولی به شما کسی نمیگه
باز هم راستش را بخواهید حالا که با عرض معذرت خر تو خر هست نتیجه انتخابات هم معلوم نیست چی شد من میگم فعلا هرکی به هرکی رای داده بگه رئیس جمهور خیلی هم بانمک هست من هم به شما میگم .
آقای رئیس جمهور این چه وضعش هست ! صدا و سیما که از مادر انگار دروغگو زائیده شده نمیشود حرفش را باور کرد بعد نت
هم که این وضعش هست !
باور بفرمایید من دیروز خواب بودم اینطوری
بعد یهو دیدم میخوام برم اخبار بخونم اومدم بیام نت هر کاری کردم نشد !
بعد همین وسط درس خواندن هم هی گاهی سری میزدم میدیدم نمیشه حتی روزنامه هم که ورق زدم باز هم آمدم
باز هم نشد اصلا کلا قطع بود !
پیش خودم فکر کردم باز حتما یک خبری شده آخه هر وقت یک خبری میشه شیر اینترنت را میبندند کسی نفهمد ! البته این از خیر اندیشی مسولان هست نمیخواهند ما اخبار را بدانیم آخر گاهی کلا برای سن سال ما خوب نیست ! مثل اخباری که شما میگوید گاهی
یا اینکه وبلاگ بنویسیم برویم پیش ابطحی
البته غرض از مزاحمت این بود که شما کلا یک معذرت خواهی به ما بدهکارید البته باز هم با عرض شرمندگی !
از وقتی گفتید "فیب×!@لتر کنید فیبلبتر شبکنب هست" اتفاقا اصلا نت نیست ! من نمیدانم فکر میکردید ما نمیدانیم فیبلبتر شبکبن هست . یا آنها نمیدانستند ؟ هیچ کدامش نیست هم ما میدانیستیم هست هم آنها
تازه این نوع حرف زدن انسان را یاد محمود می اندازد وقتی درمورد قطعنامه حرف میزند
فکر کنم یک بار دیگر اگر از این حرفا بزنید کلا دیگر ما نباشیم که مسولان خدوم کلی تدبیر بچینند که نت کند شود !
پس حواستان جمع باشد آقای رئیس جمهور
راستی شنیده میشود در اعتماد ملی را هم میخواهند دوباره باز کنند بی زحمت سفارش کنید یک مصاحبه ای با عزارئیل انجام بدهند ببینم حقیقتا کی مرده کی زنده هست ! خدا را چه دیدی فردا همین امام راحل یک هو زنده از آب در می آید ما متوجه میشویم بیست سال است سر کاریم !
قابل توجه هست که همه آپیدن ها ممکن هست از دانشگاه و برلین و پاریس نیست و فقط در داخل خانه در اتاق و در زیر نور مانیتور انجام میشود ! اگر هم اینترنت وصل نشد یعنی نیامدم ! همین ! ببخشید اگر کامنت ها را جواب ندادم چون الان باید بروم بخوابم !