
بازم و همچنان به قول استاد من احمد و حالم کاملا خوبه
این شعر اول پست ترانه خاطره از فریدون هست که خوشکله به نظرم حالا لینک دانلودشو بعد میگذارم البته اگه خواستید بگید در یک ثانیه میگذارم الان حوصلشو ندارم ...
من داشتم این ترانه رو گوش میدادم البته برای اولین بار خواننده هرجی میخواند کلمه و مصرع بدیش توذهنم میومد گاهی برای کارهای بعضی خواننده های دیگه که شعرهای قشنگی میخونن مثل ابی و گاهی داریوش هم اینطوری بود که کلمات بعدی میومد تو ذهنم
وقتی یه شعری میخوانم بیشتر وقتها کلمات بعدیش میاد تو ذهنم شعری که شاید بار اول باشه که خواندم
خیلی جالبه شاید بهترین کارهای شعر دنیا حتی اثر های انگلیسی فقط نیاز داره به اولین قدمی بردارم و بعد میتونم مثل اونا بنویسم
میگن که اولین قدم سخترین قدم هست اینو تو دومین مکتوب خواندم که نوشته بود و طبیعی هست یه قانون فیزیک هست که میگه غلبه بر سکون سخته
شاید خیلی ها بودن که تا حالا یه کلمه هم داستان یا شعر ننوشتن یا حتی خاطرهاشون رو یا آدمای که در وضعیت درسیشون درجا زدن و خیلی چیزای دیگه فقط شاید اولین قدم بتونه باعث بشه که همه چیز درست بشه
دقیقا مثل ماشین استاد که تو مینودشت تو یه شیب خیلی ملایم بود و ترمز دستیشو نکشیده بود من وقتی اومدم پیداه بشم راه افتاد اینطوری ...
یا مثل بهمن که فقط اولین قدمش شاید مدتی طول بکشه و بعد یهو هورتتتتت میاد پایین
و حالا میخوام یه مثال بزنم که وبلاگم یکم از آبکی بودن در بیاد [نیشخند]
مثلا برای هشدار های ایمنی که درمورد رانندگی میدیم بهم دیگه یا همین جمله آخر گفتگو ها "مواظب خودت باش " یا هشدار درمورد ایدز یا فعالیت های سیاسی دانشجو ها و خیلی چیزای دیگه هم میتونه این سخت بودن اولین قدم باعث بشه کم کم خسته کنده بشه
البته قدم های بعد هم شاید سخت و باشه اما از اولیش آسون تره
اصلا همه چی از متولد شدن به نظر میرسه آسون تر باشه آخه میگن تولد خیلی ناخشه
فرصت چمدانش را خیلی زود می بندد و می رود بی جهت نیست
تابستان در تب می سوزد
پاییز خانه بدوش می شود
زمستان مویش سپید می شود
اما بهار سرزنده و شاداب جوانی می کند
بیایید بهاری باشیم و قدر ثانیه هایی که هدیه خداوند به ماست را بیشتر بدانیم.