تبليغاتX
دلم میخواد بارون بباره
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
یاد حرفای قشنگت منو رها نمیکنه
-------------------------------------------------------------------------------------------
سال پیش یه روزای بود یه روزای بدی اما خوبی بود که من مثل امسال ایرانم در تب تاب مرگ و زندگی فکر میکردم زندگی میکردم

روزای که سخت بود

سخت گذشت و درد داشت و خاطره های جا گذاشت که اندازه همه دنیا برام ارزش داره

خاطره های که منو بهتر از قبل ساخت

و بهترین ثانیه های عمرم روی تخت بیمارستان روز مادر و ...

اما در این یه سال بچه ها ناز دونه ها خواهر و برادرام و دوستان عزیزم تو نت و خاطرات بعد کنکور کلی باحال هستند و برجسته

تمام لحظه های که خاطرات منو ساختن داشتم با خودم فکر میکردم

و فکر کردن هدف اصلی این وبلاگ بود

خوشحالم که وبلاگ به هدفش رسید

من هروز گل ها رو بیشتر دوست دارم

من هروز نفس کشیدن

پرواز رو بیشتر دوست دارم من هروز خدا رو بیشتر دوست دارم

دوستامو هروز بیشتر دوست دارم

هروز



+ نوشته شده در 2:18 توسط احمد.