موش  

یه موش از آزمایشگاه جانور شناسی فرار کرده بود اومده بود تو کلاس ما من نزدیک در کلاس بودم گرفتمش جیغ میداد خیلی بانمک بود . استاد گفت برو بده آزمایشگاه جانور شناسی رفتم بدم آزمایشگاه یهو یادم اومد که اگه بدم آزمایشگاه تیکه تیکه اش میکنن واسه تفریح . برای همین ولش کردم تو حیاط . گربه بخوردش بهتره حداقل برای تفریح نیست . بعدش 50 بار آهنگ oneرو گوش کردم و برای دلداری به خودم میگفتم اگه من اندازه اون موش بودم و اون موش اندازه من بود حتما منو تیکه تیکه میکرد ...
I can't remember anything
Can't tell if this is true or dream
Deep down inside I feel to scream
This terrible silence stops me

Now that the war is through with me
I'm waking up, I cannot see
That there is not much left of me
Nothing is real but pain now

Hold my breath as I wish for death
Oh please, God, wake me

Back in the womb it's much
too real
In pumps life that I must feel
But can't look forward to reveal
Look to the time when I'll live

Fed through the tube that sticks in me
Just like a wartime novelty
Tied to machines that make me be
Cut this life off from me

Hold my breath as I wish for death
Oh please, God, wake me

Now the world is gone, I'm just one
Oh God, help me
Hold my breath as I wish for death
Oh please, God, help me

Darkness imprisoning me
All that I see
Absolute horror
I cannot live
I cannot die
Trapped in myself
Body my holding cell

Landmine has taken my sight
Taken my speech
Taken my hearing
Taken my arms
Taken my legs
Taken my soul
Left me with life in hell

به یاد من باش !

پدرم میگه .از صحنه های از جنگ که هیچ وقت گفته نشده یا من نشنیدم  . صحنه قطعه قطعه شدن پسر جونی جلوی چشم پدرم صحنه متلاشی شدن مغز یه تک تیر انداز . از نظر پدرم هیج جای جنگ قشنگ نبوده . میگن یه خمپاره خورده کنار یه پسر دانشجو یه دست و دوتا پاهاش کنده شده احساس درد نداشته اون پسر شایدم داشته ولی فقط نشسته بوده آخ ناله نمیکرده . بابام اومدن با بند پوتین قبل از زخم ها رو بستن تا کمتر خون در بیاد . پسره گفته خدا کنه فرجی بشه ممنون 

من درک میکنم حس روزای سختی رو که اون موقع داشتن . نه حکومت به فکرشون بوده که جای بابام میگه به یه آخوند گفتن دیگه اسم برای عملیات نداریم و اون آخوند خندیده ...  

نه سامان دهی سپاه و هدایتش که وقتی فاو توسط عراق تسخیر شد یکی از بسیجی ها به شوخی میگه خدا به دادمون برسه حالا هممون رو به کشتن میدن تا پس بگیریم 

نه دولت که حمایتی از خانواده هاشون داشته باشه خدماتی بهشون بده یا ارتش منظمی ایجاد کنه یا حداقل دستمزد مادی کارشون رو بده . وقتی سلاح و امکانات کمه ... 

و تنها راه دفاع از کشور جنگیدن بوده .

و حالا سپاه و حکومت میخواد با برنامه سازی عمدتا جعلی به ظاهر دفاع مقدس رو تبرئه کنه اما در واقع میخواد خودشو تبرئه کنه . وگرنه هیچ چیزی ارزش مردمی که تو اون شرایط جنگیدن فدا کاری کردن یا به جنگ کمک کردن رو کم نمیکنه  .


یک خواننده تصادفی یه کامنت گذاشته و میگیه . اگر شما به گفته خودت حرف های پدرت را تکرار می کنی من هم یک جوان امروزی ام و به حرف های پدرم ایمان دارم . اون می گه جنگ قشنگ بود نه اینکه اهل جنگ باشه . جنگ به ما تحمیل شد و در کشور خود ما هم کسانی مثل بنی صدر خائن بودن و در کار جنگ به نفع دشمن کار می کردن . سپاه و بسیج و ارتش تا توانستند تلاش کردن خواهش می کنم از روی نا آگاهی یا از روی کینه توزی تیشه به ریشه افکار پاک مردم نزنید .

خواهش می کنم مطلب من رو بزار رو سایتت خداحافظ

-

پاسخ من به این خواننده تصادفی به علت اینکه ایمیل یا آدرس سایت نگذاشته همینجا مینویسم

من نقدی به بسیج و ارتش وارد نکردم میگم اونا تمام تلاششون رو کردن اما تحمیلی بودن جنگ باعث زیباییش نمیشه . نمیدونم کجای اشکای فرزندی که پدرش رو از دست داده زیباست کجای درد کشیدن و قطعه قطعه شدن آدما زیباست مجبور کردن سرباز ها که رفتن جنگ و کشته شدن 30 هزار سرباز از چه نظر زیباست فوت شدن بخش عظیمی از دانش آموزان چرا زیباست حتی اگه همه اینا زیبا باشه آیا حداقل دستمزد خانواده جانبازها و شهدا پرداخت شده . درضمن مگه علم غیب به همه رسیده که ایشون متوجه کینه توزی یا ناآگاهی من شدن یا اینکه پیش فرض بر اساس ایمان معتقدن هر تلاش ممکن بوده شده از این صورت که اصلا مهم نیست چی میگین چون یه سری حرفای پیشفرض هست یا اینکه از همین چند خط متوجه شدن که فقط یه راه داره اونم توجه انقلابی و روحیه محکوم کردن نظر مخالفان

نظر من اینه که سپاه بد عمل کرده حکومت افتضاح نه اینکه معتقد باشم خائن بودن میگم اشتباه کردن همین حالا کسی مخالفه از من بخواد تا دلیل بیشتری بیارم