موش  

یه موش از آزمایشگاه جانور شناسی فرار کرده بود اومده بود تو کلاس ما من نزدیک در کلاس بودم گرفتمش جیغ میداد خیلی بانمک بود . استاد گفت برو بده آزمایشگاه جانور شناسی رفتم بدم آزمایشگاه یهو یادم اومد که اگه بدم آزمایشگاه تیکه تیکه اش میکنن واسه تفریح . برای همین ولش کردم تو حیاط . گربه بخوردش بهتره حداقل برای تفریح نیست . بعدش 50 بار آهنگ oneرو گوش کردم و برای دلداری به خودم میگفتم اگه من اندازه اون موش بودم و اون موش اندازه من بود حتما منو تیکه تیکه میکرد ...
I can't remember anything
Can't tell if this is true or dream
Deep down inside I feel to scream
This terrible silence stops me

Now that the war is through with me
I'm waking up, I cannot see
That there is not much left of me
Nothing is real but pain now

Hold my breath as I wish for death
Oh please, God, wake me

Back in the womb it's much
too real
In pumps life that I must feel
But can't look forward to reveal
Look to the time when I'll live

Fed through the tube that sticks in me
Just like a wartime novelty
Tied to machines that make me be
Cut this life off from me

Hold my breath as I wish for death
Oh please, God, wake me

Now the world is gone, I'm just one
Oh God, help me
Hold my breath as I wish for death
Oh please, God, help me

Darkness imprisoning me
All that I see
Absolute horror
I cannot live
I cannot die
Trapped in myself
Body my holding cell

Landmine has taken my sight
Taken my speech
Taken my hearing
Taken my arms
Taken my legs
Taken my soul
Left me with life in hell

2# جاسوسی شغل خوبی است ؟!

جاسوسی شغل خوبی است !؟

من از بچگی دوست داشتم جاسوس بشوم . اصولا در ایران دوتا شغل درست نیست که . البته ریشویی هم هست . با جاسوسی میشوند دوتا . سومی ندارد . بعد هم خدا خواست از آمریکا نامهآمد باز کردم درش را در داخل نامه خالی بود ! ولی پشت پاکتش نوشته بود این نامه تایید شد! به خودم گفتم احتمالا از طرف آمریکا نامه برای جاسوسی بوده پست جمهوری اسلامی چون نامه ها را چک نمیکند چک کرده ولی یادش رفته نامه را بگذارد سر جایش . و اینطوری جاسوس شدم . البته برای جاسوسی قرار است پول هم بگیرم در قبال طنز نوشتن . میگویند دفتر موسوی 190 طنز پرداز استخدام کرده . که ساعت 2 هزار تومان میگرند . البته من فکر میکنم با این حساب دفتر رهبری ورشکست هست ! البته اگر بخواد دست مزد محمود را بدهد . دست کم محمود 70 میلیون نفر طنز نویس هست . اما خوب آقا قرار نیست دست مزد محمود را بدهد . گفته میشود محمود برای خدا کار میکند

برای همین چندان هم مهم نیست که کارهایش خنده دار باشد . چون خدا یک نفر هست اگر راضی نبود یک چک 5 میلیون تومانی میکشی راضی میشود . یک زمانی که خیلی دور هست در مجلس اینکار ها را میکردند . ولی نمایندگان مجلس خیلی خدایی و خاکی نبودند . برای همین لو رفت . اما الان خدایی شدن دیگر لو نمیرود . همین هم شد که من جاسوس شدم . آمریکا دید کار کسابی اش کسات شده به من چک داد گفت برو جاسوسی کن .  البته وقتی به من چک دادند گفتن   بیشتر چون از تو خوشمان آمده بهت پول دادیم وگرنه رسانه ایران اینقدر آزاد هست که یک نگاه به ان بندازی از 100 تا جاسوسی ارزشش بیشتر هست

برای همین رهبری به کردستان سفر نمود و در آنجا یک سری حرف زد چون میدانست این حرفا را اگر بزند من جاسوس میشوم چون خیلی کیف میدهد [خنده] البته باید بگویم که من فقط جاسوس نیستم بلکه اشتباهی هم هستم

کلا جاسوسی شغل خوبی است با عث میشود رهبری مثل آب روی آتیش بشود

شاهدان میگویند جاسوسی ممکن است رهبری را به اسهال بی اندازد البته تقصیر خودش هست ما که با او کاری نداریم خودش به ما جاسوس ها گیر میدهد .

غایبان یک روز هست که چیزی نمیگویند منظورم از غایبان روزنامه اعتماد هست . بعد نامه های که در یافت کرد معلوم بود چرا چیزی نمیگوید . در عوض روزنامه جام جم که خیلی اسمش مثل جام جام هست حرف میزند

رهبری در کردستان : نخبگان در بر مقابل شیطنت بیگانگان هوشیار باشند (جام جام)                                      حضور حجت الاسلام حسين طائب فرمانده نيروي مقاومت بسيج و رحيم صفوي در ديدار نخبگان كردستان با مقام معظم رهبري

                                نخبگان کردستان در حال نگاه به شیطنت های رهبری

ای آمریکا بدان این اولی سمت چپ نخبه نیست من رفتم جاسوسی کردم به من گفتند یک اخوند هست که قرار هست در دولت بعدی نخبه بشود

اصولا در ایران یک دوره کسانی که نقش الاغ را بازی میکردند نخبه میشوند  دوره  دیگر میروند باز نقش الاغ را بازی میکنند

البته انصافا بیشتر به قیافه آنها می آید که نخبه باشند تا الاغ ؟!

البته خبر گذاری آینده گفته

احمدی نژاد باز هم گند سر داد و هچنین بعد از مدتی در امد بوی نشاط دولت و تو حرکت مخرب وی .

که چون  جاسوس خوبی هستم یادم می آید قبلنا در گفتگوی خبری شبکه دو محمود مشنگ گفته بود نخبه هست آن موقع گفتم باز این دیوانه شده ولی باز گفت  کارشناس هست البته رشته اش را نگفت حدس میزنم متخصص ایجاد بحران باشد .در هر صورت طبق فتوی رهبری باید حواسش به ما باشد که شیطنت نکنیم .

ولی حواسش به خدمت هست تازه گفته یک دقیقه هم فرو گذار نیست

رهبری یادش نبود بگوید نخبگان حواسشان به خدمت هم باشد

البته نخبگان در ان زمان حواسشان به فرار از ایران بود . در ضمانی که من جاسوس نبودم در کنار خیابان وایساده بودم تخمه میشکستم یک دفعه یک ماشین رفت پرت شد توی دره به بغلی گفتم جعفر اینا همشون مردن ؟ گفت آره گفتم میدونی توش کی بودن ؟ گفت نخبگان راهیان نور بودن ! الان که جاسوس شدم دیگر برایم سوال مطرح نشد که چرا به فکر فرار هستند ! البته بعضی از نخبگان هم مثل من و رکسنا جاسوس که نباید فرار کنیم وگرنه نمیتوانیم جاسوسی کنیم البته آنطرف راحتر میشود فهمید اینطرف چه خبر هست . برای همین "جاسوس ها هم فرار میکنند" البته نشان داده شد که عرضه برخورد با یک جاسوس را هم ندارد . بی عرضه هستند . 

کلا جمهوری اسلامی اینقدر هارت پورت میکند هیچی بارش نیست به همین محمود بگی آمریکا آمده تورا بخوره سکته میکند

ولا

اما برای من مجازات های خیلی سنگین تری دارند

مثلا روزنامه کیهان برای شکنجه مطلب طنز مینویسد مثل اینی که برای رکسانا نوشت آدم گریه میوفتد خوب 


 

طنز کیهان درباره آزادی رکسانا

گفت: مگر اعلام نشده بود که جرم جاسوسی رکسانا صابری اثبات شده و به همین علت محکوم به 8 سال زندان شده است؟

گفتم: معلومه که اعلام شده بود. دستگاه قضایی خودش اعلام کرده بود.

گفت: پس چی شد که آزادش کردند؟ اگر جاسوس نبوده چرا دستگیرش کردند و اگر بوده چرا آزادش کردند؟

گفتم: دستگاه قضایی اعلام کرده که جرم او اثبات شده و محکومیتش هم سرجای خود باقی است ولی این محکومیت را تعلیق کرده اند. یعنی اگر بار دیگر مرتکب همان جرم بشود، محکومیت قبلی به جرم بعدی اضافه می شود!

گفت: ولی او که قرار است به آمریکا برگردد!

گفتم: چه عرض کنم؟! دزدی را به ماموری سپرده بودند که او را به زندان ببرد. در میان راه به مامور گفت اجازی میدی از این بقالی کبریت بخرم، می خوام سیگار بکشم. مامور دستبند را باز کرد و طرف رفت که رفت. دفعه دیگر از قضا باز هم همان دزد به همان مامور سپرده شد و در میان راه همان کلک را سوار کرد و مامور که با کلک او آشنا شده بود دستبند را باز کرد ولی به او گفت: ای کلک! ایندفعه تو وایستا. من خودم کبریت می خرم و آقا دزده باز هم رفت که رفت و هنوز هم داره میره!


فقط در جمهوری اسلامی اینطور شکنجه ها وجود دارد

احمدی نژاد شکنجه گر خوبیست/جدیدا اینطور شکنجه کرده

احمدی نژاد : باز دهی دولت نهم چند برابر دولت قبل بوده است (ایرنا) بزودی دلایل تخریب علیه دولت را تشریح میکنم (رجا) فعالیت دولت انتخاباتی نیست (جام جام) در ضمن بازار ما آرام هست و یک لحظه از خدمت فروگذار نیست و ....

ولی اون نخبه بالایی سمت چب خیلی بیشتر شبیه خر بود . در دفتر خاطراتش نوشته بود که وقتی افتاد به چاله مردم برای اینکه بو نگرید خاک ریختند روش بعد هی خودش را تکان داد خاک ها ریخت کفت چاله این رویه ادامه پیدا کرد  تا کم کم چاله پر شد توانست از آن بیرون بیایید . به این میگویند تبدیل خطر به فرصت 

برای همین تدبیل کردن ما میشینم روی جمله های احمدی نژاد فکر میکنیم خنده دار میشود

مثلا میگوید باز دهی دولت نهم چند برابر دولت قبل بوده است منظورش را میفهم

یکم بی تربیتی هست . منظورش باد شکم هست . خوب فرق باز دهی و باد دهی را بلد نیست طفلی

و اینکه به زودی میخواد مردم را شنکجه کند هم خودش خنده دار هست هم به زودی خنده دار تر میشود

آخر منظورش این هست که فعلا جوابی ندارد . بعد تازه به زودی میخواد لابد بگوید کلا غرب با او بد است چون میخواسته ترورش کند بعد داستان های ترور هایش را میگوید . و یک داستان جدید هم تعریف میکند احتمالا

البته کل داستان را تعریف نمیکنم ولی احتمالا میخواستن احمدی نژاد را با ویروس ایدز ترور کنند

خود قضه خیلی خنده دار هست ولی چون احمدی نژاد به ویروس ایذر میگوید ویروس اچ آی وی اینجا هم خنده دار است یک بار دیگر گفته بود مشکل غربی ها بود

یا اینکه گفته فعالیت دولت انتخاباتی نیست منظورش این بوده که فعالیت انتخاباتی دولت هست .

و البته حرفهای دیگرش واقعا برای شکنجه هست

چون دولت احمدینژاد خیلی خوب مدیریت میکرد البته شکنجه کردن را

در هر چیزی مشکل داریم میرود شخصا وارد آن میشود بعد هی آن را اسباب شکنجه میکند

اوباما گفته اخبار شکنجه را نگویم

پس تا اخبار دیگر بدرود

پ . ن . اولین روزی که جاسوس شدم ۲ سالم بود گمونم وقتی تلویزیون رو روشن کردم !!!!!


___________________--------
_________________.-'.....&.....'-...
________________\.................../....
_______________:.....o.....o........;....
______________(.........(_............)
_______________:.....................:...
________________/......__........\
_________________`-._____.- ...
___________________\`"""`'/
__________________\......,...../...
_________________\_|\/\/\/..__/
________________(___|\/\/\//.___)...
__________________|_______|
___________________)_ |_ (__...
________________(_____|_____)

طنز انتخاباتی 1#


فیل رهبری ایندفعه یاد کردستون کرد؛ کاندیداها زیاد ذرت پرت

نکنند !
اخبار مقدماتی حاکی از اینست که تعظیم له برای حمایت از هیچکس به کردستان رفت . اصولاً هر وقت احمدی نژاد سه هیچ عقب می افتد فیل رهبری یاد کردستون میکند . در این سفر معنوی که همینطوری بیخود و بی جهت با ایام انتخابات مقارن شده رهبری در جمع دو میلیون نفر خطاب به شصت و هشت میلیون نفر بقیه برای دو سه نفر حرف زد . البته ایشان هیچ منظوری ندارد نیتش هم خیر است ولی در نظام اسلامی اصولاً همه عادت دارند وقتی میخواهند با دو سه نفر حرف بزنند بروند بین دو میلیون نفر خطاب به شصت و هشت میلیون تای بقیه حرفشان را به همان دو سه نفر بزنند . بطورکلی وقتی نیت آدم زیادی خیر باشد اینکه بطور خصوصی و بی سر و صدا آن دو سه نفر را بکشی کنار حرفت را بهشان بزنی زیاد کار آدم را راه نمی اندازد چون اینطوری دشمن زیاد مشت و لگد نمیخورد پدرسگ هیچی ندار !

تعظیم له همچنین تاکید کرد که "از همه چیز خبر دارد" . وی نگفت که چطوری از اینهمه چیز خبر دارد لیکن افزود "از شنیدن بعضی چیزها تعجب میکند" . هنوز هیچکس نمیداند چطوری وقتی یک نفر از "همه چیز" خبر دارد و از شنیدن "بعضی چیزها" تعجب میکند با بقیه ی چیزها چیکار میکند لیکن دفتر رهبری با انتشار بیانیه ای توضیح داد که رهبری از هیچ حرفش هیچ منظوری برای هیچکسی نداشته . اصولاً رسم شده که وقتی یک نفر در اجتماع میلیونی بطور مستقیم با آدمهائی که احتمالاً شعور هم دارند و منظور آدم را میفهمند حرف میزند بعداً چند نفر به همان ملت نفهم توضیح بدهند که منظور ایشان همه چیز بوده جز چیزهائی که شما فهمیدید !

رهبری در این سفر ملکوتی رکورد جدیدی هم در گینس ثبت کرد . تعظیم له توانست ظرف تنها بیست و هفت ثانیه یک جمله ی ۸ کلمه ای بسازد که در آن هشتاد و چهار تا دشمن بکار رفته باشد . بطورکلی دشمن چون همه جا بصورت لشکرکشی میرود اینست که وقتی در جمله هم می آید همانطوری لشکری وارد میشود . ملت قهرمان ایران ضمن تشکر از این سفر رضوانی با التماس از رهبری خواستند جهت تسریع در سرنگونی احمدی نژاد دو سه تا سفر دیگر هم برود و حرفهائی بزند که منظورش همه چیز باشد جز چیزهائی که ما فکر میکنیم . توضیحاً اینکه معظم له خودش هم عادت کرده که وقتی میخواهد یک نفر کلاً سرنگون بشود برود یکجا ازش تعریف بکند !

به همین مناسبت هوا شناسی از رویش دوباره فصل بهار در کردستان خبر داد . هواشناسی ضمن تکذیب توزیع هرگونه چاغاله بادوم اسرائیلی انواع مختلف بهار را چنین عنوان کرد :
  1. بهار دلها : با شروع ماه محرم آغاز و با کتک خوردن چند نفر تمام میشود .
  2. بهار جانها : با شروع ماه رمضان آغاز و با ترور چند نفر تمام میشود .
  3. بهار معمولی : با سفر رهبری به یزد آغاز و با رئیس مجلس شدن لاریجانی تمام میشود .
  4. بهار خیلی معمولی : از دیروز آغاز و محمود رئیس جمهور مادام العمر میشود . این بهار چون هوا خیلی خنک میشود به این راحتی ها تمام نمیشود !

kaktoc

سلام به همه دوستای گلی که این وبلاگو میخونن

میدونید که وقتی خوشحالم مینویسم برای خودم و اگه یادم باشه معرفتم بکشه خبر میکنم دوستامو یا یه سرکی بهشون میزنم ولی الان ناراحتمو بازم دوست دارم بنویسم اما حوصله ام نمیکشه چیزی بگم ... حرفی بگم ... اصلا بجز خیره شده و تایپ کردن هیچی دیگه به ذهنم نمیرسه الان .. هیچی .. حتی وجود داشتن خودم ..

الان میخوام به همه سر بزنم بگم دلم گرفته

خیلی هم دلم گرفته الان نمیدونم کی دوباره دلم باز میشه ولی الان حالم خوب نیست .. فکر کنم تاشب دوباره خوب بشم

الانم شبه دیونه شدم انگار

وای نمیخوام این چه وضعی من دارم دوست ندارم الان سه ساله که کسی که خیلی دوستش داشتمو خیلی میخواستم حتی براش بمیرم فوت کرده نمیخوام به این موضع فوت کردنش فکر کنم ولی گاهی میاد تو ذهنم و دوستدارم وقت ناخوشیم هم بنویسم شاید یکم آروم شدم ..

چه حادثه مسخره ای تصادف .. بعد میگن همه جهان تصادفی .. نمیگن تصادف خیلی خیلی دلخراش من .. تو حالت عادی و بدون نت اصلا نمیتونم راحت درمورد تصادف حرف بزنم و فکر کنم تا آخر عمرم تصادف منو ناراحت کنه ولی اینجا دیگه صدام بغض نداره .. اینجاش تنگه بغض که هیچی نمیونه تو صدای دورگه آدم جز یه خواهش یه آروزو شایدم فریادی که میگه

آخی میخوام گریه کنم ...............................................................

میخوام اینطوری ماست نباشم آخه دارم ماستکی مینویسم انگار [نیشخند] ولی شعرای هی تو ذهنم میاد مینویسم اونا دیگه شل یخمک نیستن

نجوا کنم با خودم

بگم تن تو کو تن صمیمی تو کو ... تنی که جون پناه من نبود ... عطوفت تن صمیمی تو کو .. تنی که تکیه گاه من نبود ... سبد سبد گلای تازه ی تنت
برای باغ دست من نبود
افسانه ظهور دستهای تو
جز قصه شکست من نبود

صندوقچه ی عزیز خاطراتمو
ببین ببین که موریانه خورد
ببین که بی کبوتر صدای تو
گلای رازقیمو باد برد...

فکرای خاطره گونه میاد توذهنم از تصویر پاییز ۸۳ بیمارستان شهداء و پای شکسته من وقتی که فقط یه ماه از تنک شدن ریختن تمام موهام میگذشت و انگار هنوزم میدونم خوب میدونم چطوری میشه تو  چند دقیقه یه آدمو شناخت و رسیدن به تلخی یه خاطره هنوزم تو ذهنمه دعوای که با بابام داشتم دعوای که هنوزم چه بخوام چه نخوام یادم میاد و اینکه فهمیدم چقدر راه دارم تا مهربون بودن رو تجربه کنم ... تا.. . . .  بهار لعنتی ۸۵ که انگار تموم شد باز قصه تصادفی بودن هیچی شروع میشه و دیگه انگار تموم شد گفتن ظلم نیست .

ولی از نظر من ظالم بودن محضه ... من فیلسوف نیستم که بفهمم این زمان چیه که از ۸۵ تا ۸۸ مثل یه دقیقه هست برام  ولی خودمم نمیفهمم ۸۳ اول دبیرستان بودم ۸۴رفتم  دوم ۸۵ سوم و ۸۶  پیش دانشگاهی ۸۷ پیش تموم شد و کنکور رد شدم و الان ۸۸ شده به سومی ها میگن کنکوری به منم میگن کنکوری واقعا از ۸۵  تا الان چی عوض شده ؟! جز یه مدرک پیش مسخره ..

آره ظلم محضه که اینهمه مدت رو هیچی فرض کنم سال پیش دانشگهای   دوست جدید پیدا کردن خوب شدنم و خلاص شدم از بیماری وای همه اینا اگه نبود از بین بره میشه دوباره برام یه غصه شدید که بنویسم های های دارم براش گریه میکنم ...

به ناراحت بودن به غصه خوردن ادامه بدم نامردی هست برای کسی که ناز بود مهربون بودن رو بهم یاد داد شاد بود مایه ناراحتی باشم گریه کنم ... یعنی زیادی خودمو لوس کنم ...  زیاد زر بزنم زیادی اشک بریزیم

 

رفتنت مثل یه حادثه برام موندنیه
حالا آواز سفر کردن تو خوندنیه

لحظه ها، ثانیه ها طاقت موندن ندارن
می سوزونن، اما خب فکر سوزوندن ندارن

یه روزی لحظه هامون رنگ بنفشه ها بودن
تو هوای خونمون عطر آلاله ها بودن

تن من جسم تو یکی نبودن اما یه جون
زیر آفتاب، جدا اما یکی سایه هامون

حالا اون اسب بزرگ آهنی منتظره
تا تمومی وجود منو همراش ببره

می بره هر چی رو که بود و نبود
من می شم شناور مسیر رود

بدرقه کلام تلخ رفتنه
واسه من تجربه ی گسستنه

فقط خودمم نفهمیدم چی نوشتم ...

کیمیاگر عزیزم کسی بیشتر خاطرات قبل از ۸۵ منو ساخته و بیشتر شخصیتمو اگه مینوشی و میتونی بخونی

امیدوارم که روحت یعنی تو شاد باشی امیدوارم که .. این تلفن های مسخره بازی داداشم بگذاره فکر کنم ... تا حالا که نفهمیدم چی تو کامنتامو این پست نوشتم

تبریک

خواستم یه پست بدم دیدم چه بهتره به جناب آقائی دایی تبریک بگم همین

به تو نامه نمینویسم ای عزیز رفته از دست ...

 

به تو نامه مینویسم  نامه ای نوشته بر باد که به اسم تو رسیدم  قلمم به گریه افتاد

ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم ای تو یارم از گذشته یادگارم

به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست

ای که خوشبختی پس از تو گم شدو به قصه پیوست ...

در گریز نا گزیرم  گریه شد معنای لبخند

ما گذشتیم و شکستیم پست سر پل های پیوند

در عبور  از مخلص تن  عشق ما از ما فنا بود

با ید از هم میگذشتیم برتر از ما عشق ما بود

این قسمتی بود از آهنگ گریز از  البوم خلیج ابی

درسته که منظور شعر چیز دیگس اما واقعا این روزا یه همزاد پنداری باهاش دارم

اینکه این انقلابی که اول دوست داستنی بود حتی کم کم به خاطر شاید غفلت مردم سالها پیش شاید نفهمی رهبرهاش و شاید هم سیاست خارجی ها یه تبر خوش دست برای منحرف کردن و بدبخت تر کردن کشور عزیزم شده

برای انقلابی که متاسفم داد از اسلام میزنه و هر چیزی رو به غیر از اسلام بد میدونه انقلابی که سپاه داره بسیج داره و انقلابی اسلامی که نه میدونه دین چیه نه کسی داره که بدونه و نه میدونه اسلام چیه فقط میگه و میگه از هارت و هورت های پر هزینه ای که از قبل از شروعش آغاز شد و هنوز ادامه داره و هنوز هم غصه هزینه سنگین این زرت و پرت ها رو کسایی میکشن که نمیتونن از این عشق کپک زده دست بکشن

انسانها برده عادتهاشون هستن و ایرانی ها الان عادت کردن به غصه خوردن به اینکه میدون خوب نیست ولی تحمل کنن و هیچی نگن

به افسرده بودن عادت کردن اصلا یکی اگه افسرده نباشه بهش میگن خنکه یخه جواد کامبیزه ...

با اینکه میخوام برای این انقلاب نامه بنویسم اما نمیتونم چون واژنامه من با اون فرق داره من مینویسم گفتار نیک پندار نیک کردار نیک اون میخونه قتل خون شهادت اسارت آزادگی اون میخونه مرگ افسردگی حماقت من میخوام بنویسم عشق آزادگی مهین پرستی اون میخواد بگه وابستگی بندگی عرب پرستی

اون اصلا هم زبان من نیست تازی هست دیگه چرا نامه بنویسم الکی مچل کردم خودمو ...

بازی وبلاگی

فک میکنید چقد همدیگه رو میشناسید؟دوستاتونو؟افراد خانواده تونو؟همکلاسیاتونو؟همکاراتونو؟ و از همه مهمتر خودتونو؟ فک میکنید چقد خودتون و بقیه رو میشناسید؟ از چه خصوصیاتی بدتون میاد؟ از چی خوشتون میاد ؟دوس دارید چه جوری باشید؟

 

باسلام

نوشته های فوق توسط آوین دختر خدا http://gooshkonkhoda.blogfa.com/تو وبلاگش برای بازی وبلاگی بوده منم بازی منم بازی کردم

حالا من جواب میدم از چندتا دوست دیگه هم که اسمشونو نمیگم دعوت میکنم بازی کنن اسم نگفتم که اگه دوست نداشتن نیان ولی چهار نفر رو دعوت میکنم

و به سوالا جواب بدن

خودم و بقیه رو خیلی میشناسم

تا حدی که کافی باشه

از خصوصیاتی که خوشم میاد

صداقت راد مردی گفتار نیک و پندار نیک کردار نیک

صمیمیت با آدمای که دوستشون دارم و نمیخوام چیزی مانعم بشه تا صمیمی باشم

من یه خصوصیت ویژه دارم شاید بعضی چیزام استعداد باشه ولی من تیر انداز خیلی خوبیم اگه آش کشک و ترشی و عموم غذا های منحط و بیگانه رو  نخورم امکان داره پیشرفت خیره کننده ای داشته باشم در این زمینه

دوستام مثلا یه دوستم اسکواش خیلی بلده دوست باهوشم که خیلی خیلی دوستش دارم عشق به ایران بارزی دارن یه دوست دیگه شاعر خوبی هست و دوست دیگه ای حقوق رو عالی میدونن  یه دوستم ریاضی رو عالی حل میکنه یه دوست دیگه  که شاد زیستن رو بلده  یه دوست دیگه شهریار عزیز خیلی نازم گلم گوگور بگوری که گفته چرا اسمشو نگفتم  کف زن ماهری هست اما اینکارو نمیکنه ها

تمرکزم هم زیاده الیته تمرکز تا حدی اکتسابی هست ولی به هر حال جز ویژگی هامه دیگه

دوست دارم مهربون باشم و یه ویژگی خاصی که دارم اینه که وقتی چیزی منو ناراحت میکنه رفتارم غیر طبیعی هست یعنی خیلی عصبانی نمیشم ولی کاراهای میکنم که بعد تعجب میکنم یعنی با شخصیتم گاهی فرق داره البته گاهی هم خجالت آوره

اینکه دوست ندارم ویژگی های ذاتی دوستان و خانوادم برام اهمیت داشته باشه مثلا باهوش بودن یا نبودن زرنگ بودن یا تنبل بودن حتی دختر بودن یا پسر بودن نمیخوام و اهمیت نداره برام فقط رفتار آدما برام مهمه نسبتا نه چیزای که باهشونه زیبا بودن و زشت بودن پولدار بودن نبودن قوی بودن و کوچولو بودن برام مهم نیست

ولی تا حدی حدودی محدودی شایدم بیشتر اینکه کجا دنیا اومدم و دوستام کجا بزرگ شدن و کجای هستن برام مهمه

اینکه ایرانی هستیم و این بزرگترین افتخارمه که میتونم با ادمای ایرانی هم صحبت باشم خودمم ایرانی هستم و یه افتخار بزرگه برام و به ایرانی بودنم بودنشون و ایران می اندیشم

راحت اعتماد میکنم از طرفی به هر کسی اجازه نمیدم بتونه بهم ضربه بزنه فکر میکنم چون باهوشم میتونم راحت خوب بودن آدما رو تشخیص بدم و اعتماد کنم بهشون  و دوس دارم وفادار باشم اما گاهی شده وسواسی بودنم تاحدی باعث شده وفادار نباشم

سعی میکنم منطقی باشم یعنی بر اساس دلیل یه چیزی ر قبول کنم یا نکنم اما گاهی دلایل چیزای نیستن که بشه بیان کرد

یه طرفه سعی میکنم نگاه نکنم و بهتر همه جا رو در نظر بگیرم

دوستی و دوست داشتن برام مهم ترینه

برنامه دارم همیشه شایدم این منو رو پا نگه داشته که فکر میکنم همیشه اگه چیز ناراحت کننده ای نباشه شادم و سرحال و چیزی نمیتونه هر چیزی بزرگ هم باشه نمیتونه منو وادار کنه به اهدافم فکر نکنم

دوست دارم کمتر حساس باشم و تحملم زیاد بشه چون الان زیاد حساسم زیاد هم گریه میکنم نسبت به بقیه مردم  الان روی بعضی چیزا الکی زوم میکنم که فایده نداره و نباید اینکارو بکنم اینم شاید از حساس بودنمه دوست دارم صدام برگرده به چندسال قبل واضح و صاف باشه که الان یکم گرفته هست

غار غار

راستی آسم دارم آریتمی دارم هنوز استرس شدید قلبمو از جا میکنه

از خشونت متنفرم

از دروغ و تقلبم خیلی بدم میاد

از رنگای تو قالب وبلاگم خوشم میاد ولی آبی بیشتر کلا دوست دارم تنوع زیاد باشه

در واقع عاشق تنوع هستم و سادگی رو هم دوست دارم در واقع چون ساده بودن الان به نظرم تنوعه 

هوشم تو بعضی موارد زیر صقره مثلا تو اینکه بفهمم چطوری احساساتمو کامل بگم مخصوصا وقتی ناراحتم یا متقابلا حس دیگرانو نمیفهمم یعنی کسی وقتی چیزی میگه تا رک نگه من نمیگیرم چی میگه  

یه ایرادم اینه که بعضی وقتها نمیتونم واقعیت ها رو قبول کنم

اگه بخوام چطوری باشم

سعی میکنم خودم باشم ویژگی های خوبمو که پی بردم خوبه تقویت کنم و سعی میکنم سخت گیر نباشم

سه تا چیز بارزی که دوست دارم داشته باشم

تعادل سر سختی و شاعرانگی

سه تا چیزی که نمیخوام و دوست ندارم متنفرم اما خودمم ندارم فکر میکنم

نامردی شهوت ارتجاع

که احتمالا هر سه تاش یکی هست ولی خوب ...

و اگه تو چند جمله بخوام زندگیمو تعریف کنم میگم

در پس هر مرگی تولدیست و عشق مارا میکشد تا دوباره حیاتمان دهد

معتقدم داشتن هدف بزرگترین سامان دهنده ی رفتارمه از اشفتگی بدم میاد

اما هدفم به نظر خیلی ها آشفته است

هدفمو بالای وبلاگم نوشتم

قلب تو قلب پرنده

پوستت اما پوست شیر

زندون تنو رها کن

ای پرنده

پر

بگیر

گاهی وقتها آدم حس میکنه حرفای که میخواسته بزنه زودتر گفته شده !@#$

ای شب زده پرواز کن

بال و پر پرواز رو با عشق فردا باز کن
چیزی نمونده تا سحر ای شب زده پرواز کن



ای شب زده پرواز کن

لذت ببر از زندگی حتی اگر بازنده‌ای
عاشق بمون تا زنده‌ای با عشق تو پاینده‌ای

لذت ببر از نور عشق گرمای خورشیدُ بچش
بر پیکر ثانیه‌ها تصویری از رویا بکش

همت کنی فردای تو همرنگ رویای توا ِه
رویای تو مثل خودت غرق تمنای توا ِه

چشم امید آرزو بر همت بالای توس
امروز هم کاری بکن، این قدرت رویای توس

بر ناامیدی خط بکش شب گریه رو از سر نگیر
بیرون بیا از این قفس بیرون بیا در خود اسیر

بال و پر پرواز رو با عشق فردا باز کن
چیزی نمونده تا سحر ای شب زده پرواز کن

نمیدونم شاعرش کیه

درست وسط دوراهی

تا حالا شده چشماتون درشت بشه قرمز بشه گلاب به روتون باد گلو بزنید دل درد داشته باشید

واسه من نشده

ولی من هنوز فکر میکنم ایران به کشور های سران عربیت تازی سوسمار میخورد و شکار در بیابان ربطی نداره ...

جدی

یادم نمیره یعنی میدونم که تو کشوری زندگی میکنم که رئیس خول چلش میگه شورایی امنیت یه چیز بی خاصیتی هست که برای قشنگ شدن فضای شهرای آمریکایی و برندازی نرم توسط لب تاب از طریق بیست پنچ درصد تورم است

شاه رفت

جدی ؟

یادم نمیره تو کشوری دارم زندگی میکنم که میدونم ۳۰۰۰۰۰ هزار بچه دبستانی جنگ دیده شدن کشته یا زخمی

شورای امنیت رو یادم نمیره

یادم میمونه که شکولات صلح رو انداختن دور

یاد میگیرم نرم برای تاریخ سرزمین تحقیق کنم

چون آدمای که قدرت رو دارن

بجای عذت نفس دادن

یادم نمیره که گفتن

مظاهر شاهان رو باید از بین برد

شاه رفت اما شاه نرفت

به قول نیجه

برای ترک بت پرستی

بقیه اش رو ولش کنم بهتره ./..  

پ . ن . اگه نا مفهموم بود به خاطر این بود که سخنرانی های محمود رو کامل مرور کردم

اتفاقا ربطی نداره

ولی

شاه رفت

 

پ . ن ۲

شاه رفت ولی دیکتاوری های ما هنوز هست

هنوز ممکنه من برای نوشتن اینا دستگیر بشم

هنوز کشورم داره هروز یه سیستم اشتباه رو پی میگیره

من میخوام این شعر رو اینجا بنویسم

کاش

میتونستم این شعر رو بگم

که

طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده
یه آه خداحافظ ، یه فاجعه ی ساده
خالی شدم از رویا ، حسی من و از من برد
یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد

ای معجزه ی خاموش ، یه حادثه روشن شو

یه لحظه ، فقط یه آه ، هم جنس شکفتن شو
از روزن این کنج خاکستری پرپر
مشغول تماشای ویرون شدن من شو

برگرد (برگرد) به برگشتن ، از فاصله دورم کن
یه خاطره با من باش ، یه گریه غرورم کن
از گرگر بی رحمه این تجربه ی من سوز
پرواز رهایی باش به ضیافته دیروز
به کوچه که پیوستی ، شهر از تو لبالب شد
لحظه آخر لحظه ، شب عاقبت شب شد
آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود
راهی شدنت حرفه نقطه چینه پایان بود

ای معجزه ی خاموش ، یه حادثه روشن شو
یه لحظه ، فقط یه آه ، هم جنس شکفتن شو
از روزن این کنج خاکستریه پرپر
مشغول تماشای ویرون شدن من شو

 

پ . ن ۳ برای آزاده بودن نباید فقط دیکتاتور رو کشت بلکه باید آزادگی رو آموخت

مشکل حکایتی هست که تقدیر میکند ..

بعد از کلی وقت آپ کردم ولی مطلب طنزی نمیخوام بنویسم

مدولی خواهر زادم خواب بودم تو اتاق گرم اومد بالای سرم یه ظرف شکولات دستش بود داد زد چقدر موخوابی

منم بیدار شدم یدونه شکولات گذاشت تو دهنم وای چه ناز بود ...

این از دیروز

بخاری اتاق تا ته روشن بود من فقط یکم احساس گرما کردم اولش صبح که بیدار شدم خیلی سر درد داشتم بعد فهمیدم اینم شیطونی اونه منظورم مدولی بود ...

این هم از دیروز

جنگ متوقف شد

نه حوصله ای این صفحه کلید میرسه نه تعداد واژه ها کافیست برای نوشتن از تحلیل محمود از علتش این روزا فقط میتونم بگم دوست دارم به آخوند تی وی نگاه کنم امروز بعد از چند روز دیدم که دیگه گریه دار نبود شاد بود برنامه هاشون

اوباما سگ واسه دخترش میخواد چه پدر خوبیست امیدوارم رئیس جمهور خوبی باشه

رئیس جمهور ما که عین سگ پاچه مردم رو میگیره ...

حقشه بهش بگم با تحلیلش ...

هنوز تو شوک حرف های دوستم هست

دوستم قاطعانه از دین اسلام برگشت بود ولی  با دو روز تند شدن سرعت قلبم از استرس و فکم و گرک کردن مغزم اعتراف کرد که درست میگم ...

نیمه شبه

نمیشه بیام خونه های وبلاگتیون و بگم اومدم

بیدار میشید نیشخند

خوابم میاد

فردا چندتا کامنت براتون میدم ...

خدانگهدار تا بعد ....

به طور کلی سر کاری !

 

احمدی نژاد گفت :حتي يك دلار از حساب ذخيره ارزي بدون قانون هزينه نمي‌شود

                           

                     تصویر فوق یکی از قوانین خیلی مهم جمهوری صلح آمیز اسلامی است

آدم اولش فکر میکنه که وبلاگش شده وبلاگ جک و اس ام اس ولی بعدش فکر میکنه که دوباره محمود حرف زد

اینم از اون حرفا بود چون ایشان همیشه حرف میزنند .به طور کلی  آدم وقتی حرفای موجود ذکر شده رو میشونه حتی اگه سه تا پست هم نوشته باشه خلاصه اش ول میکنه میگه بگذار اینم بنویسم

خدایش عجب بچه پروئی هستا ..

برای اینکه بیشتر جنس مطلب رو درک کنید با استفاده علم غیب تفسیرش میکنم که فیض ببرید

عوذبالله من الشیخان رژیم ...

(احمدی نژاد گفت) این جمله یکی از رموز بشری هست و الان دقیقا سه سال هست که بیشتر مردم جهان رو جذب خودش کرده و بعضی از دانشمندان علم غیب اعتقاد دارند که این جمله میتونه یک فیل رو در حالی که با سرعت میدوه متوقف کنه در صورتی که فیل متوجه بشه که این جمله معنیش چیه اما حیف که فیل نمیفهمه از بس خره !

روایت های زیادی هست مبنی بر اینکه اگر مدتی بشه و هیچ خبر گذاری این جمله رو تیتر نکنه یکی از موجودات عجیب جهان میاید یجایی میگوید چرا نمیفهمید معنی این جمله چیست نکنه شما هم خرید .. بعد همه میگن زپلشک که یعنی اگر عکس اورا هم پاره کردند چه کار دد منشانه ای کردن بی مورت ها ...

مانند روایت آ شیخ غلام علی بن خسوس مونتایارو که بهش چالوز هم میگویند که در مراسم خیلی مهمی در حالی که بعلت نشنیدن این جمله خیلی در خماری به سر میبرد و از مردم برای سلامتی محمود طلب اصول کرده بود در طی نامه ای برای محمود نوشت : باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز دیر نیست ... البته میگویند وی از روی پلاکارد های استقبال کننده های او به دلیل عدم وجود قانون کپی رایت سرقت ادبی کرده بود

این در حالی هست که اگر کسی چند روز در ایران زندگی کند فکر میکند هیچ وقت نشده که احمدی نژاد گفت از یک بخش خبری چیزی منتشر نشه در حالی که اشتباه میکنه چون مفسران میگویند کلا دو حالت رخ میدهد یا اینکه صدا و سیما و روزنامه های که قرار نیست به علت آگاهی به علوم غیبیه در امنیت اختلال ایجاد کنند و بعد توقیف شوند میگویند که احمدی نژاد گفت یا نمیگویند اما یه خبری چیزی میگویند و اتفاقا همون خبر علت این سکوت نامبرده بوده

بعضی از دانشمندان جهان معتقد هستن که احمدی نژاد کلا به خاطر ۴ مورد سکوت میکند

اول : رهبری حرف زده باشه

البته در این حالت هم احمدی نژاد حرف میزند اما به دلیلی که خبرگزاری های مورد نظر یه تیکه بسته خبری میدن کسی دیگه براش وقت نمیگذاره

دوم : به علت بیماری بستری شده باشه

بعضی از نابخردان میگویند که بیماری وی یک نوع بیماری هست که برای بستری اورا بجای اینکه ببرن بیمارستان روی تخت بخوابه مبندنش به تخت میبرن تیمارستان که چون قرار نیست خدا به هیچ وجه از این حرفا بگذره نابخرد هستند البته آدم خوب که فکر میکند میبد که دلیل دیگری هم ندارد

سوم : یه حرفی زده باشه که حالا مجبور باشه حرف نزه

مثلا بگوید که در عراق میخواستند اورا با اشعه نوار مغز ترور کنند که خیلی همه مجبور میشوند برای اینکه خدا ازشان اینبار واقعا نگذره سکوت کنند اما او که میخواد حرف بزنه اما به علت دوم نمیتونه

چهارم : اینار مثل بیشتر اخبار های صادر شده از دفتر ایشان سرکاری هست ...

به هر حال اگر چند وقت گذشت و این خبر را نشنیدید کافیه یه یه سه پایه تهیه کرده یک دوربین بگذارید بالاش و یک صندلی هم بگذارید جلوش  بعد خودش کاری میکنه که بگید ..

لازم به ذکر هست که بعضی از دانشمندان بجای احمدی نژاد گفت نمیگویند احمدی نژاد گفت درحالی که نمیگویند احمدی نژاد زرت و پرت کرد اصلا چیزی نمیگویند بجایش ..

(حتي يك دلار از حساب ذخيره ارزي بدون قانون هزينه نمي‌شود)

البته بعضی از دانشمندان مزدور قلم به دست به اینطور حرف ها میگویند خالی که بسته بشود به این صورت که یک جمله ای میگوید در حالی که فکر میکنید معنی دارد ولی هیچی معنی ندارد..

تا پیش از رکورد خالی بندی به دست کوسه سالان بود با کلمه دانشگاه آزاد اسلامی ولی الان به دست محمود هست خیلی وقته که به دست اوست نامرد ول هم نمیکند

متخصصان پوست مو مگویند برای همین کچلی در بین مردم شایع شده ..

البته هنوز مشخص نیست که چند یورو از ذخیره ارزی بدون قانون هزینه نمیشود ولی معلوم هست که بدون قانون هزینه شدن با با قانون دزدیده شدن فرق دارد که یکی از رموز جهان سحر جادو هست

تا بعد من الان کار دارم باید زودی برم ولی این جمله خیلی خنده دار بود دوست نداشتم که به محمود دوباره گیر بدم ولی خواستم بنویسم شاید همینقدر که من خندیدم شما هم بخندید

عجی مجی لاترجی ...

رئیس جمهور بعدی

خاتمی در ایلام : یا من می آیم یا میر حسین (مهر)

رئیس جمهور بعدی
 
 
فقط امرسان : زیبا ،
 
 
جادار ، مطمئن !
.
در اینجا با استفاده از علم ریاضی که خیلی هم بلدیم از فرض "یا من می آیم یا میرحسین" به حکم رئیس جمهور آینده میرسیم :

1) هندسه اقلیدسی :

یک خط راست کوتاه با یک خط راست بلند موازی است با فرض اینکه اگر یک نیم صفحه در بهارستان بخواهد خط کوتاه را در پاستور قطع کند یک تمام صفحه میرود نماز جمعه میخواند جوری که یک مثلث متساوی الاضلاع داشته باشیم با پنج ضلع قائمه که با سطح افق هیچ زاویه ای نمیسازند آنگاه در دایره محیطی به شعاع ۱.۶۹۸.۷۵۲ کیلومتر مربع که در یک دوزاری به شعاع قم محاط شده است فرض کنید دو قاچ کروی وارد کنیم بی زحمت با استفاده از جد و آباد بطلمیوس اندازه قد رئیس جمهور بعدی را حساب کنید !

2) استدلال استنتاجی :

اگر p آنگاه q آنگاه یا خاتمی می آید یا میرحسین یا اینها نمیدانند محصولی برای چی وزیر کشور شده یا میدانند ما را اسکل کرده اند یا میر حسین هنوز فکر میکند میزان رای ملت است اگر و تنها اگر تازه ملت میرفتند رای بدهند آنگاه پدر جان مشکل مملکت دیگر با تغییر رئیس جمهور حل نمیشود اگر میشد آنگاه یا ما وضعمان خیلی خوب بود یا مشکل ما با آقا پس دیگه برای چی بود یا مشکل آقا با ما برای چی بود آنگاه یا در غزه جنگ میشود یا دانشجوها را در شیراز میگیرند یا ده نفر دیگر سنگسار میشوند یا چند نفر دیگر اعدام میشوند یا بقیه روزنامه ها را هم می بندند یا حواس ما باز خوب پرت نمیشود فقط و فقط اگر یا ما را بگیرند مـَشتی بزنند یا در لبنان هم جنگ بشود یا میشل عون ترور بشود یا ۲۰ ژانویه هواپیما بزند به اوباما رادیکال ۳ سینوس جمهوری اسلامی در کسینوس القاعده ضربدر ۱+۵ آنگاه قطعنامه دان پاره میشود اگر و تنها اگر احمدی نژاد دوباره با X ترور بشود آنگاه یا ملت خیلی میخندند یا وقتی دارند میخندند علما وام زودبازده میگیرند آنگاه یا حواس ملت دیگر کاملاً پرت میشود یا باز هم نمیشود آنگاه خاتمی و میرحسین به یه ور آقا میشوند اگر p آنگاه q وگرنه پینوکیو که یعنی همین احمدی نژاد !

3) قانون احتمال :

در کیسه ای یک مهره سیاه و هزارتا مهره رنگی دیگر داریم اگر دلمان بخواهد که کاملاً آزادانه فقط مهره سیاه از کیسه بیرون بیاید دفعه اول دستمان را در کیسه میچرخانیم سرمان را هم از کوسه میگردانیم مهره سیاه خودش از کیسه درمی آید دفعه دوم میفهمیم عجب غلطی کردیم سرمان را از کوسه گرداندیم ایندفعه دستمان را در کیسه نمیکنیم میگیرند دست ما را کاملاً آزادانه به زور میکنند در کیسه مهره ها را میگردانیم حس میکنیم بعضی از مهره ها از بقیه خیلی قراضه ترند دوتا از مهره ها هم قراضه نیستند ولی ما کاملاً آزادانه حق نداریم آنها را از کیسه بیرون بیاوریم بقیه مهره ها هم محض خنده مهره شده اند خودشان از کیسه در نمی آیند اگر دوتا لامپ سوخته هم در کیسه بیندازیم آنوقت قرار باشد یا این بیاید یا آن بشرطیکه برق هم رفته باشد و مهره سیاه دست ما را در کیسه گاز بگیرد لطفاً بفرمائید احتمال اینکه مهره سیاه کاملاً آزادانه از کیسه بیرون بیاید چقدر است ؟!

۱- ۱۰۰٪ ۲- گرفتی ما رو ؟ ۳- دکتر بریم خوب میشیم ؟ ۴- بدون نیاز به صورت مسئله هر سه مورد درست است !
 

قصد هجرت دارم .... چه خیال خامی ؟

آسمان ابری نیست

و زمستان هم ،

دل من اما غمگین است

چشم من اما بارانی .

 

بوی غربت دارد

کوچه ی تنبل پر همهمه مان

بوی هجرت دارد

چمدانِ خسته ی من

و هوای گریه

مادر کور دم مردن من .

قصد هجرت دارم

به کجا باید رفت ؟

 

بروم

بروم

قایقی از رنج بسازم

و بهاری از عشق

بین ما دریایی ست

که نخواهد خشکید

بین ما صحرایی ست

که نخواهد رویاند

 

من اگر می دانستم

من اگر می دانستم

به کجا باید رفت

چمدانم را می بستم

و از اینجا می رفتم

 

قصد هجرت دارم

دل من می گوید :

دل به دریا بزنم

و به آن شبه جزیره بروم

میوه ی تازه ی امید بچینم

دل من می گوید :

سر به صحرا بزنم

بروم شهر سپیداران

و سپیدیها را

ارمغان آورم، آه

چه خیال خامی دارم ! نه ؟

 

قصد هجرت دارم

به کجا باید رفت

به کجایی که در آن

آسمان ابری باشد

و زمستان هم

دل غمگین اما نه .

 

با تو ام ای یاور

ای دوست

تو اگر سنگر امنیت من بودی

من هوای رفتن را ...

من هراس ماندن را ...

. . . . . . . . . . .

پیش تو می ماندم

و بیابانها را

بارور می کرديم

چه خیال خامی دارم ! نه ؟

 

بوی هجرت دارد

چمدان خسته ی من

و هوای گریه

مادر کور دم مردن من

قصد هجرت دارم

                          به کجا باید رفت ؟ 

 

از : ایرج جنتی عطایی

 

این شعر هم مثل پست قبلی تمام چیزای رو میخوام بنویسم نداره  ولی چون حوصله نوشتنم نیست یه جورای یکمی فاز پاسدار بسیجی بودنم گل کرد که نمیتونم بنویسم لابد ؟!

همینو نوشتم دیگه

 

راستی درمورد عکس وبلاگ به این نتیجه رسیدیم منو دوستم که عکس پروفایل رو عکس خودم بگذارم و عکس کناری رو یه عکس به عنوان لوگو

عید شما مبارک

میخواستم عیدی عکس مدولی رو بفرستم برای شما

اینم هر کاری کردم با خودم به نتیجه نرسیدم که کدوم عکسشو بفرستم حالا برم فردا دوربین داداشمو نگاه کنم ببینم عکس مدولی توش هست

 

پ.ن. مدولی خواهر زاده منه اولا که دنیا اومده بود باباش با مامانش دعوا کردن بعد مامانش اسمشو گذاشت محمد مهدی و بعد خودش بلد نبود بگه گفت مدولی و لی حالا که مامانش با باباش آشتی کردن باباش اسمشو گذاشته امیر حسین ولی خوشش نمیاد همون مدولی رو دوست داره کوچولو دوسال نیمش هست .

مدولی

پ.ن. پاییز ۸۷ زیبا بود !

آهسته تر از بوی گل باتو سخن میگویم

سلام سلام ...

امروز برای دوستم رفتم لب تاب انتخاب کردم کلی اطلاعاتم درمورد برند های لب تاب ساز زیاد شد خوشحال میشم اگه سوالی داشتید بپرسید ازم در این زمینه [رضایت]

حالم از هر نظر خوبه درسا هم خوب پیش میره نوشتم چون شاید سالها بگذره و من بعد از سالها به این وبلاگ سر زدم و یادم باشه که روزای خوش زندگیدم کم نیستن

امروز هم بارون اومد

حال خوبی داشتم خیلی زیبا بود بوی بارون هنوز هم میاد

دوست دارم اینا رو اینجا بنویسم

ایستاده ای
در باران و بوسه
با تپش گنجشکی در سینه

دوستت دارم
دوستت دارم و یکریز می بارم
بر شوره زار چترها و کلاه ها
بر عطر ها و پلاک ها
عطر ها و پلاک ها
بر ترانه های باقیمانده در تب سرد خاک
تب سرد خاک . . .


بی پرنده ترین درخت
بی ستاره ترین آسمان
بی ستاره ترین . . .

دوستت دارم
دوستت دارم و می بارم بر لبان تو
که آشیانه ی بوسه بود و لبخند
در برکه های کوچک زمین
به جستجوی تو
با یاقوت گوشواره هایت
از آن عقیق گمشده بگو

آه . . .
پرنده فروش رنگین کمان من
گل گیسویت ماه نقره ای
رد ابرویت عصاره ی شب
به من نگاه کن
به من نگاه کن

خداجون دمت گرم

http://amlash-mehr.blogfa.com/post-295.aspx

خداجون لینک بالایی رو حتما دیدی

ای وای ای هوار بدبخت شدیم آقا ای داد بی داد فطرات نعره جیغ  زوزه و ... 

-

سرما خوردم شهریار میگه ازش وا گرفتم شهریار سرماخوردگیش باحاله [نیشخند]  آخه من سرما خوردم [عذاب وجدان گرفته کوچولو ] خوب تقصیر اون نبود تذکر داد که سرما خورده اصلا یه بار روبوسی که سرما خوردگی انتقال نمیده حتما از یجا دیگه سرما خوردم به هر حال شما هم مواظب باشید دستو صورتتون رو مرتب بشورید لباس گرم بپوشید اگه هم سرماخوردید با دوستاتون دست ندید روبوسی هم نکنید چه زود زمستون شدا بیشتر ایران برف اومده اینجا فقط هوا سرد شده

این سری خیلی سرما خوردگی سختی نبود

-سرم درد نمیگره   -راحت خوابم میبره -استراحت میکنم -نفس هم نگرفته

اما قبلنا سرما میخوردم   -چشمام میسوخت -نفس میگرفت -خوابم نمیبرد و لرز میکردم   یه طورای هرچه از دوست رسد نیکوست

-

یه جای میخوام برم داد بزنم میدونید چرا آخه اون لینکی که اول این پست دیدم به شدت خنده دار بود  میخواستم برم کامنت بنویسم برای اون پست بگم باسر راه میریم کلامون آسیب میبینه با پا راه میریم کفشامون آخه ما اگه مسلمان باشیم طرفدار مرد خستگی ناپذیر نظام جناب آقای دکتر محمود احمدینژاد هستیم(!) در واقع کلاهمون آسیب نمیبینه درست جونمون و مملکتمون له میشه والا

به کی بگم خدا جون اینا دیگه کی هستن زدن پنه دین رو تو ایران

از نظر من  بازم هرچی قسمته اما من دعا میگیره [نیشخند] پس الهی محمود در انتخابات رای نیاورد الهی هرچه زودتر اوضاع از این افتضاحی در بیاد   ولی فقط همین هم نمیشه

دعا باید پشتکار داشته باشه یعنی باید الان هشدار بدم

ای مردم ایران من اعلام خطر میکنم ای علمای حوزه من اعلام خطر میکنم اسلام در خطر است

رفت اسلام

و از این جا به بعدشو به قول  (( عمران صلاحی ))

در تنم خرچنگیست

که مرا می کاود

خوب می دانم من

که تهی خواهم شد

و فرو خواهم ریخت

توده ی زشت کریهی شده ام

بچه هایم از من می ترسند

آشنایانم نیز

به ملاقات پرستار جوان می آیند...

 

پ.ن. منظورم این بود که کسی هم اگه سنگ مادری به سینه میزنه جز این نیست که یه طمع داره و اینه و ما تنهاییم و خدای من

و به قول رابرت نویل در فیلم "من افسانه ام"  خدا اینکارو نکرد ماکردیم

کی باید برای جامعمون کات بدیم ؟

این طوفان پوچگرایی کار خدا نیست که بگیم هرچه از دوست رسد نیکوست کار ما شایدم آخوندا شایدم حضرت ایت الله خامنه ای شایدم حضرت ایت الله مکارم شایدم من شایدم تو

الهي الهي فقير أتاك

پ.ن دونفر آفلاین دادن یکی گفته مثلا پوچ گرا بشیم چی میشه ؟ هیچی فقط تو ایران از من آمار نخواه یه نگاه دور برت بنداز ببین الان که مثلا نیستم چقدر معتاد و بی انگیزه فراونه

دوست دیگه ای هم گفته چرا دلیل نیاوردی محمود خیلی خوبه و اینا منم نگفتم بده فقط دعا کردم رئیس جمهور نشه اصلا خسته نمیشه میگم مثل شتر یهو دیدی پس افتاد آخه اونم خسته نمیشه یهو پس می افته ولی اگه یه ماه نه بیشتر یه ماه این دور دونه رو تحلیل کنی خودت دیگه بهش رای نمیدی میخوای من همینجا یه ماه مدیریتش رو بنویسم دیگه ؟ باشه حتما سر فرصت

در مجموع ببخشید اگه ناراحت کننده بود البته اگه ناراحت شدید متاسفم !

بعدا به هر مخالف دینی که خیلی دم از خرد میزنه میگم اسلام شناسی کار سختی هست من مخالف برداشت شخصی از اسلام هستم ولی خودمم اینکارو نمیکنم من کاملا مذهبی و مسلمانم هیچ دلیلی هم برای عقب ماندگی و یا لذت نبردن از زندگی نمیبینم از اسلام تازه کاملا برعکسش هم هست شما دنبال اهداف دیگه ای هستید که معمولا سیاسی هست

قفس سبز

 سلام .....

ادامه نوشته

هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست

نگاهم بر رختی از گذشته ها جاری میشود . انگار این منم که در امواج بی انتهای هستی ساکن میشوم .شاید لحظه ای نیست .که قلبی از اکنون را دریابم . شاید هم سهم من از حجم بی کران ذره ها فعلیست که میخواهم به دزدان گوشهایم بگویم اندکی فاصله است از من تا تخت تا خواب تا خرگوش تا خیال از تخت تا ستاره های که از پشت شیشه پیدا ست

از تاریخ تا نوشته ها

دره ای عمیق و زیبا و پیداست بسیار دیدنیست  

سنگینه بار تن برام ......

دیشب کابوس دیدم

خیلی دردناک

خیلی عذاب آور تر از همه چیز

هیچ چیز نبود

حتی بدنم و خاطراتم

هیچ چیز

شاید هر شب کابوس میبینم

عجب دورانی

عجب دنیایی

حتی از درون لوله دوربین این تفنگ هم بچگی و کوچه موج میزنه

وقتی چند روز پشت سر هم بارون باید

پاییز باصفا میشه

وقتی مسخره ترین سوال قبل از نوشتن آدمو به خنده های تنها نزدیک میکنه  

      یعنی شاعرها شعر میگن؟

 

termination

به دوست خیلی عزیزم سعید

 سعید گفت :

در آیه ۱۴ سوره مومنون نوشته شده ما نطفه را به علقه تبدیل و آن را به گوشت جویده شده و سپس  به استخوان تبدیل میکنیم و بروی آن استخوان ها گوشت می پوشانیم 

باید به این بخندیدم ؟!!!!

 

گفتم :

برای اون مراجع تقلیدی که جواب ندادن متاسفم

ترجمه تو کاملا نادرسته

" آنگاه، که او را به مانند قطره ای در جای امنی قرار داديم وجود انسان از قطره ای مخلوط خلق ميشود. سپس آن قطره را بصورت موجودی زالو مانند می سازيم سپس از حالت زالوچه مانند، چيزی شبيه تکه جويده شده می سازيم سپس از تکه جويده شده مانند، استخوان ها ساخته و استخوان ها را با ماهيچه و بافت نرم می پوشاند" 

درسته وقتی استخوان ها به طور زیبایی ساخته میشوند دور آن گوشت میگره این اینا متناقض نیستند درسته وقتی تخم مثل قطره ای که داره میچکه به دیواره رحم آویزون میشه و بعد کم کم لوله میشه و زلو ماننده و قسمت طرف دیواره رحم سلولهای بیشتری داره اینا که حقیقته !

از سوره 32 (سجده) آيه 9 و آيه 6 از سوره 39 (سوره زمر)و  سوره 23 (مومنون) آيه 13 و ۱۴ و از  سوره۲۲ (حج) آیه ۵  

این آیه های درمورد تکامل جنینی و جنین بود

تو رو خدا تموم کن

این بحث ها و سوالات تمومی نداره

ببین جدا بهترین هدیه به منه که بیایی بنویسی که تموش کردی

من میدونم داری لجبازی میکنی

الان خودمم میتونم بگم پس رو این حساب به داوینچی هم بگیم پیامبر چون عکس هواپیما کشیده یا نوسداراداموس که آینده رو پیش بینی میکرد هم پیامبر بوده؟میتونم از خودم سوال کنم خوب محمد (ص)عصبانی بوده یه چیزی گفته درست دراومده

میگی حقایق علمی رو میشه حدس زد خوب اگه حرفت درست باشه باید نتیجه گرفت که راه تو اشتباه هست

چون فقط داری فرار میکنی

من ایمان داشتم

و با علم هم ایمان رو تقویت کردم

و حالا هم بهت میگم تورو خدا تموم کن

کنترل موفق افکار به سه عامل وابسته است :۱-هماهنگسازی شرایط با آرزو ها

۲- اختصاص انرژی روانی به چیزایی که بازدهی بیشتری دارن

۳-کنترل احساسات منفی در سطح پیشگیرانه و در مانی

 

 

 

یادت میاد

گرمای اول تابستون

دم کوچتون وای سیده بودم

بعد کنکور

یادت میاد

من گفتم :

ظهر تابستان است

سایه ها میدانند که چه تابستانی است

سایه های لک

کوچه ای روشن و پاک

کودکان احساس جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست

مهربانی هست

سیب هست

ایمان هست

آری

تا شقایق هست

زندگی باید کرد

 

حالا به قول بابام termination  

پ.ن.سعید قول داده دیگه بشینه سر درسو مشقش گیر بیخودی نده