لازمه بگم زندان چجور جای هست ؟! یه جای تنگ تاریک کثیف که شما رو از خانواده دور میکنه و احساس های متفاوتی مثل حس بی فایده بودن حس :حرام شدن و مچل شدن: بهتون دست میده البته من هیچ وقت زندان نبودم [نیشخند] ولی فکر میکنم حسم درسته حالا تو این وضعیت یکی رو میارن بیرون بعدش میاد نقد اصلاحات و حوادث بعد از انتخابات ! البته باید پرسید که چرا صدا و سیما برای این شخص تو 10 سال فعالیت سیاسیش جای فراهم نیاورده بوده و امروز که اجازه داده جرف بزنم اونم فقط نقد !
با وجود اینکه این نقدکردن ها از جانب دکتر محمد رضا تاجیک به نظر میرسید فقط تحمیلی باشه ولی به بعضی حرفاش جواب میدم چون
ابتدا بعد جریان بعد از انتخابات میپردازم
چه اتفاقی افتاد که فکر کردیم تقلب شده ؟! ایا ریشه این فکر این بود که ما بیشماریم ؟!
البته باید گفت اینکه اصلاح طلبها بر اساس آدمای که میبینن و جامعه تصمیم بگیرن که بیشمارن و رای دارن تصمیم اشتباهی نیست حداقل نباید از جانب حکومت و طرف دارهاش اشتباه باشه چون 12 بهمن سال 57 هم امام دقیقا بر همین پایه تصمیم گرفت و به پشتوانه اون ملت این دولت تایین کرد که اصلاحاتی ها حتی همین تلاش هم نکردن ! و فقط به ادعا تقلب بسنده کردند
دومش سرکوب اعتراضات بود ! از اولی که اعتراضات شکل گرفت همش گفته شد که امکان تقلب کردن وجود نداره ! این در حالی بود که امکان تقلب وجود داره ! به دو دلیل اول اینکه انگیزه تقلب بود ! حرفای اعضای شورای نگبهان که مشخص کننده کیفیت و تاثیر نظارت هستن این انگیزه رو به وضوح نشون داد . هرچند وجود چنین انگیزیه این گفتن حرفای که گفته شد "غیر قانونی" بود اما دست کم انگیزه تقلب رو نشون میداد و این انگیزه با قرینه های دیگه ای هم ثابت میشه ! برای مثال به چندتاش اشاره میکنم !
یک سال قبل از انتخابات رهبری در دیدار با احمدینژاد گفت که این سال رو سال پایان دولتش ندونه و فرض کنه 5 سال دیگه رئیس جمهور هست ! چطور یک انسان میتونه فرض کنه 5 سال دیگه رئیس جمهور هست ؟!
بعد از اون روزنامه ها و مجلات مختلف حامی دولت گفتن که انتخابات 88 مثل 84 انتخابات ما بین هاشمی و احمدینژآد هست و کاندید ها هم دست مایه هاشمی هستن ! البته قصد ندارم به این حرف بپردازم ولی باید بگم در سال 84 هاشمی در انتخابات باخت و احمدینژآد پیروز 63 درصد اعلام شد ! چهار سال بعد هم احمدینژآد پیروز 63 درصدی انتخابات بود ! اما صرف این کار یعنی استفاده از رسانه دولتی برای حمایت از یک شخص نشان دهنده انگیزه گناه در بنده حاکمیت هست !
حرفای احمدینژاد وقتی در کنار دوستاش بود و از اطمینان در پیروزی میگفت ! در حالی که دوستاش خیلی ترسیده بودن و حتی صبح قبل از انتخابات بود که از استانداری زنگ زدن و گفتن که درخواست مادرم مبنی بر جلو انداختن سفر به حج داره برسی میشه و نیاز به پرونده داره ولی بعد از انتخابات مامانم پیگیر شد و اتفاقی نیوفتاد . اون حرکت نشون دهنده ترسشون بود !
جلسات بسیج و سخنرانی های روحانیون بسیجی در شهر ها و روستا ها در روز قبل از انتخابات مضاعف شد و شکل ترس به خودش گرفته بود !
و طرح رد اعتراضات با بیان عدم امکان تقلب ! خیلی جالبه یه ملتی تلاش کنن که کاندید مورد نظرشون رای بیاره بعد بگن رای نیاورده و اعتراضاتتون هم باطله چون امکان تقلب وجود نداره !و بر این اساس حتی اجازه راهپیمایی هم به معترضین ندادن که خودش نشون دهنده ترس از جمعیتشون بوده
بگذارید یه توضیح کوتاه بدم هر آدم 10 ساله ای اگه 1 ساعت فکر کنه به احتمال زیاد 20 تا راه تقلب صاف تمیز و راحت پیدا میکنه که هیچکس هم نتونه پی ببره ! خودتتون فکرش کنید و امتحان کنید ! منم یه راه رو میگم . ایران 8 میلیون بسیحی داره و احمدینژاد حداقل 100 هزار نفر که حاضر باشن براش تقلب کنن میتونه از این 8 میلیون در بیاره ! به اون صد هزار نفر اگه امکان دادن 100 رای داده بشه مثلا با دستکاری سیستم رایانه ای کارت ملی نتایج انتخابات دگرگون میشه و ناظر ها هم اصلا نمیفهمن چی شد ! پس امکان تقلب هست ! ولی دولت با وجود این امکان تقلب و این انگیزه تقلب بازم گفت که هرکه بگه تقلب شده دیونه هست جو زده هست و این حرفا ! بعد هم اون 8 میلیون بسیجی میتونن راهپیمایی کنن و اعتراضات رو بیهوده نشون بدن خلاص !
لازم به ذکر هست که انگیزهای هم برای رئیس بودن احمدینژاد وجود داشت خیلی ها دوست داشتن و خیلی ها حتی منافع مادیشون به این موضوع بستگی داشت ! که در پستهای بعدی بهش میپردازم
حرکت بعد از انتخابات به هر ترتیب شکل گرفت ولو اگر عده کمی هم پشتیبانش بودن اما آیا این حرکت غیر قانونی و شرعی و مدنی و منطقی بود ؟!
قانون ما با وجود فصل الخطاب خوانند رهبری مثل تمام متن های دیگه توان اینکه ضرورت وجود حاکم رو ثابت کنه هم به سختی داره چه برسه به اینکه حاکم رو منطبق بر منطق و شرع اثبات کنه !
برعکس دیدگاه مردم بیان از شرک باید بگم که حرکت ولایتمدارانه دقیقا مصداق شرک هست شرک این نیست که بت برستی شرک یعنی اینکه بگی اگه این بت نباشه خدا نمیتونه دینش رو حفظ کنه یا دین خدا درست اجرا نمیشه ! (مشرکین همیشه همینو میگفت) تا دیروز موبدان بت ها اگر حرف بت ها را میزندند امروز خود موبدان هستند که حرف میزنند ! البته استناد میکنن به قران که قران و معصومین از لزوم حمایت از ولایت گفتن ! البته قران گفته از خدا و رسول خدا و صاحب دستورت ! صاحب تصمیم گیری ما چیست؟! جز ذهن ! صاحب امر من هم مثل همه ذهن من است ! و خودم هستم و اگر تصمیم اشتباه بود این من هستم که مجازات میشم ! البته در این موارد کاملتر بحث میکنم درمورد لزوم ولایت هم دقیقا درسته حمایت از افکار امامان ما واجب عقلیست چون اونا به پاس ویژیگی های خاص الهی که داشتن جز خیر ما نمیخوان و نخواستن خود معصومین در جای جای کلامشون فرد رو خطاب قرار دادن نه والی رو ! جایگاه حامی ولایت جامعه هست نه ولایت فقیه ! فقیه هم اگر خودش را در حد مردم میداند در بین جامعه قوی تر عمل میکند و اگر نه که نیاز به چنین فقهی کاذبه !
درمورد خسارت به اموال عمومی ! با فرض مقصر بودن جنبش سبز و عدم پرسیدن این سوال که چرا فضای سالم برای اعتراضشون درست نشد ! و با فرض بر چشم پوشی اینکه شورای نگهبان قبل از راهپیمایی 25 خرداد حتی وجود شکایت رو هم منکر میشد ! جنبش سبز فقط 4 میلیارد به اموال عمومی خصارت زده چیزی نزدیک به یک حسینه که مخصوص عده ای کمتر از 600 نفر از بسیجیان هست در شهرمون !
و در نهایت کشتن زندانی و آدم تو خیابون و کتک زدن وحشیانه بر اساس دین و آموزه های الهی هست ! حتی ندیدن و بیان اینکه معترضی وجود ندارد توسط سران هم خلاف دین هست ! امروز سران با وجود اطمینان از اینکه 7 میلیون نفر (معادل بسیجیان) در انتخاباتی شرکت نکردن که والی ایران شرکت در اون رو واجب میدونست باز هم دم از تمام مردم و همه مردم میزنند ! و این هم خلاف دین است !
منطقی بودن جنبش واضح هست حتی اگر به قولی به هیچ نتیجه ای هم نرسد ! یک نتیجه واضح هست که نظام به معترضانش مجوز راهپیمایی نمیدهند و خیلی دوست دارد به این ترتیب فضای بسازد تا دگر اندیشان را در خیایابان بگیرد بزند ! و سطح تحمل فکری نظام ما فقط محدود به تفکر خودش هست تفکری که سی سال پیش با هدف مسلمان کردن کل جهان شکل گرفت نه و ایران را فقط ابزار این هدف میداند ! تا دیروز اگر فقط میشود از راه منطق بدون مصداق ظاهری خشونت را پیش بینی کرد امروز کمتر کسی هست که برخورد تلخ بسیجی ها را ندیده باشد و وصفش را نشنیده باشد ! و وجود بگانه انقلاب اسلامی 57 را هم ممکن بود منحرف کند چه کسی حاضر است بگوید که ممکن نبود چین و شوری از ایران برای فحش دادن به آمریکا استفاده نکنند ؟!
مدنی بود جنبش سبز و اصلاح طلبی وریشه تاریخی آن بیشتر از هر چیزی واضح هست ! من نمیدونم چطور میشه گفت که تاریخ ما اصلاحات رو بیگانه میدونه حرکتی که خاتمی و یارانش داشتن یاد آور حرکت برمکیان در دوران عباسی شد برام و این طبیعی بود که بعد از هر تحولی کسانی احساس مسئولیت کنن تا وضعیت جامعه رو اصلاح کنن ! و نگاهی ساده به اول انقلاب تا امروز این موضوع رو تایید میکنه که مردم هنوز هم دوست دار اصلاحات هستند ! اکثریت نسل فعلی جامعه ما بر خلاف نسل قبلی با هنر دوست هستند و با جنگ نه ! زندگیشون رو دوست دارن . هدف و برنامه داشتن رو لذت بردن و شاد بودن رو و احساساتی بودن رو از پدر و مادرشون به ارث نبردن ! چون زیر باران گلوله و بمب بزرگ شدن با جامعه ای جنگ زده رابطه داشتن و همیشه سوالشون بودکه که چرا جنگ شد چرا جنگ طول کشید ! و 76 به شعار ایران برای همه ایرانیان رای دادند ! امسال هم تلاش کردند تا این شعار رای بیاره ! تا شرایط جامعه به سمت بهتر کردن زندگی خودشون و فرزندانشون باشه این نسل خوب میدونه جامعه دینی در شعار و شخص دینی نیست بلکه در بطن جامعه و سلامت اونه ! در اینکه دوستی و مهر برای دوستی و مهر باشه نه برای اهداف جهان گیری !
سی یک سال پیش هدفمندی جامعه و خواست جامعه به سمت امامت ملت بود و بعد فراموش شد ! و ملت شد یک شخص ! و یک شخص هم شد برایند افکار و نظر های مجموعه ای روجانی !
هرچند امروز هم در بین جوانان قطعا هستند کسانی که ویژیگی های سی سال پیش رو دارن ! و البته وجود این نوع آدما برای جامعه مضر نیست ولی گاهی اهداف سران جامعه باعث میشه سوء استفاده بشه از برخی و زندگیشون رو ناراحت کنه . در این شرایط متاسفانه حتی شانس هم به سمت اهداف سران میچرخه و همه چیز آماده وضعیتی میشه که الان داریم !
و درمورد هدف جنبش اصلاح طلبی هم میشه گفت که قطعا با هدف بودیم و هستیم
حافظ میگه "حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ .. دارد هزار عیب ندارد تفضلی"
اصلاح طلبی خود هدف این جنبشه یعنی اصلاح کردند ! و تلاش کردند و دست رو دست نگذاشتن ! چون میدونیم که مدار چرخ شانس به کمک ما نمیاد و تاریخ به ما ثابت کرده اگر چیزی میخواهیم باید براش تلاش کنیم !
امروز هم تلاش ما نباید غیر منطقی و شرعی و مدنی باشه و اما قانون . بخش وسیعی از قانون خواست مردم هست و باید اجرا بشه بی کم کاست ولی بخش حکومتی قانون تست شده و مقدس نیست ! برای مثال امروز دم از فصل الخطاب بودن ولایت فقیه زدن تناقض آوره ! معنی ولایت یعنی همه کار بودن و جای برای نظر عمومی باز نیست ! و اگر نظر سنجی میشه این نظر بر اساس نظر فقیه هست ! خوب این جای خودش اما تناقض اینجاست که خود مسئولان حکومت ما دارن میگن سی سال فساد مالی بوده تو کشور تا قبل از احمدینژاد ! و این نشان از ناکارآمد بودن این فصل الخطاب هست !
و تلاش ما در جهت بالا بردن اطلاعات خودمون و اطرافیانمون باشه . هدفهامون رو واضح تر کنیم و سوالاتمون رو بیشتر !