دلم تنگه برای تو !
یاد سال اول دبستان افتادم که یادش بخیر از اول سال میخواستم برم تو کوچه بازی کنم با دوستام مامان بابام نمیگذاشتن بعد گفتن اگه معدلت بیست بشه میگذارن معدلم بیست شد و اجازه گرفتم تابستون برم بیرون بازی کنم نه با دوستام با آدمای هم سن الان خودم که داره کم کم با حلول بهار 19 سالم میشه ! من تو خونه موندم و از همون روزا شخصیتم با کتاب همراه شد و الانم هست به قول خودم وقتی هیچ راهی نیست اتفاقا بهترین راه جلوی پاته !
و الانم از شش ماه پیش خودمونو جر دادیم تا بازم خاتمی بیاد بازم بوی باران بیاد ولی جالبه که موج احساسات خاطره انگیز مارو میبره به حس خواندن آخرین برگ های نامه محمد به ما و من که نوشته بود گالیله رو درک کنیم وقتی نشسته بود روی صندلی کلیسا و گفت زمین صاف هست و معنی واضح احساسی نباشم و میرحسین و کروبی رو حمایت کنیم رو بفهمم
الان هم نه راه پیش هست نه راه پس اگه خاتمی میومد اندکی شعار گلوی مارو شاید نه از تر سالی بارون بلکه از بوی بارون پر میکرد ولی دیگه باید بدون احساسات باشیم
خاتمی گفت بی احساسات باشیم و من هم همین کار رو میکنم بدون ترس جلوی پام رو نگاه میکنم یعنی اینکه برگردم بلند بشم و این صندلی چوبی موریانه خورده رو بندازم دور این دندون لق رو از ریشه بکشم و این خارش رو بخارونم این واقعیت رو ببینم که دیگه این رژیم قابل اصلاح نیست و نخواهد بود ! و چرا باید خودم رو کنترل کنم در حالی که فایده این کنترل کردن بیشتر از نزدیک شدن و تو دل رفتن بحرانی که خمینی و اسمش و یاراش ساختن نیست و من نباید احساساتی باشم و باید آروم باشم باید فکر کنم و ببینم آیا واقعا سکوت و تحمل راه خوبی هست ؟!
آیا واقعا اسیر احساس ترس نیستم و این اسارت نیست که باعث شده نبینم اگر وقتی برای اقدام هست بهترین وقت الان هست
و دست کم که بهترین راه سخت ترین راه جلوی پام اگه باعث نشه ایرانم کشور عزیزم نجات پیدا کنه باعث میشه من از مشکلات نترسم و در اطرافم شاید یک نفر هم همراه من از راهش و ادامه راهش نترسه ؟!
من رای نمیدم شاید این صدای احساسم باشه که 80 روز مونده به انتخابات میگه میرحسین اگر بدتر از محمود احمدینژاد نباشه بهتر هم نیست ولی این احساس هست و عقل من نمیگه این احساس نیست و نباید باشه !
شاید این صدا و صدها صدای دیگه صدای اخبار جمهوری اسلامی رو خفه کنه که صندوق های خالی انتخابات لیاقت میرحسین بدون رای رو نشون داد
اگر احساساتی نباشم به احتمال زیاد میرحسین رای میاره که بهتره با رای کم رای بیاره
و اگر محمود رای بیاره ضرر بزرگی حاصل نشده تفاوت میرحسین و محمود چیزی نیست که به رژیم بله بگیم !
من رای نمیدم چون میفهمم تفاوت کسی که با نیامدنش سال 84 راه محمود رو باز کرد با محمود در خوش خط خال بودنش هست و من اینبار برای بار اول از این خط خال گزیده شدن رو انتخاب نمیکنم !
من رای نمیدم چون خاتمی کاندید شد و یک خائن بعد از اون کاندید شد یک بیانیه ای داد که جهل و حماقتش را نشان میداد و برای من تفاوتی بین میهن فروش با وطن فروش نداره !
چون کسانی که زیر بال پر این خائن سینه میزنن همون های هستن که هزینه بی خود بی فایده هنگفت انقلابی رو به زور از مردم مکیدند که بحران هویت و قدم قدم تا انقراض نسل پارسیان دلاور رو به هم راه داشت