اعتراض به قطع درختان زبون بسته و تحریم مخابرات و پاسخ این وبلاگ به اون وبلاگ (توفان یزد)

البته این دو موضوع خیلی بهم ربطی پیدا نمیکنه ولی واقعا یک چیز رو نشون میده اینکه تو ایران سلامتی مردم چقدر اهمیتی دارد ؟!

دکل های بی تی اس مخابرات همه میگن که برای سلامتی مردم مشکل ساز هست رو همه جا دارن میکارن حتی تو جاهای مسکونی تازه تلاش میکنن اواج شبکه تصویری ماهواره رو پارازیت کنه حتی "هولو" دولت نهم یعنی لنکرانی هم به این موضوع گیر داده ولی شفتالو دولت دهم درمورد برنج و دکل و غیره نظرش از نوع کاسه گرم تر از آش هست . موضوع اینه که من قرار شد یه مقاله از یه جای پیدا کنم تجرمه کنم مثل بهبهانی و اون یارو دانشجو به اسم خودم تو این وبلاگ بگذارم درمورد اثرات سوء دکل های مخابراتی البته خیلی هم بلد نیستم ولی کن خوب حالا !

ولی واقعا یک آدم منصف بشیند یک جای کناری فکر کنه ببینه حیف نیست برای ساختن ساختمون درخت قطع کرد درختی که با آب فراوان که مهمترین چیز برای کویر هست در وسط بیابون رشد کرده ! اصلا مردونه چه مشکلی ایجاد میشه که 100 متر کنار تر از وسط بیابون ساختمون بسازن ؟ حتما لازمه وسط خیابون باشه ؟! 

مطلبی از توفان یزد !

زد «درخت» و «مدير» مي خواهد
                          انبوه سازان «درختان» را نشانه مي روند
         آپارتمان سازي بر پيكر چهل هزار متر فضاي سبز كارخانه تابان يزد!
بعد از خشك و قطع كردن درختان تنومند باغ سابق صراف زاده براي ساخت موزه شهداء در صفائيه يزد، اينك در ميان سكوت مسئولان شهر و استان كويري يزد، چهل هزار متر مربع فضاي سبز كارخانه تعطيل شده «تابان يزد» نيز مي رود تا تبديل به «آپارتمان» براي كارمندان جهاد كشاورزي شود، و اين سريال تعطيلي صنايع بي متولي يزد، كه از كارخانه «سعادت نساجان» و «هراتي» شروع شد و با تعطيلي كارخانه «جنوب» و «اقبال» ادامه يافت، همچنان ادامه دارد، و اما اينبار نه صحبت توليد و صنعت و ديوارهاي كارخانه و شغل كارگران، كه صحبت از درختان تنومندي است كه براي دوباره داشتن آن بايد دهها سال زحمت كشيد و ميليونها تومان هزينه كرد...



و اینکه واقعا سوال مهم توفان یزد رو چرا کسی پاسخ نداد اینکه خاندان مدرسی چه کاری برای فرهنگ ایران انجام دادن اینجانب در یک اقدام شهادت طلبانه دو نوع اقدام بزرگ خواندان مدرسی را در زیر میاورم !

نقد مولانا

مرحوم مدرسی که از طرف هیچ جای مسئول آبرو بردن از مولانا نبودن حداقل اگر باعث نشدند که این شاعر توپ ترک بشه باعث شدن که یک عده آخوند ازش نقد بیخود بی دلیل و چرند داشته باشند !

پیدا کردن سرباز امام زمان

جدا یکی اگر فکر کنه احمدینژاد با کلاه خود و لباس جنگی سوار اسب بشه چه ریختی میشه خیلی بانمک میشه نه

بزرگ خواندان مدرسی فرمودند که محمود احمدینژاد خیلی آدم مهمی هست و در واقع سرباز امام زمان هست

این دوکار مهم کلی خدمت محسوب میشه به فرهنگ ایران از این رو هرکه مثل کاغذ جلوی این شخصیت بزرگ مچاله نکنه خودش رو مورد فحش خوردن رجا نیوز و توابع قرار میگیره !

چرا بايد خبرنگاري بجرم نشان دادن حقيقت و راست گفتن و دروغ نگفتن و رسواكردن مدير متخلف، مجازات شود!؟ خبرنگار يعني اين! يعني اينكه تصوير حقيقي مديران و مسئولان را به مردم نشان داده و بي پرده و بي واهمه مشكلات جامعه را انعكاس دهد.

این سوال دیگری بود که برای توفان یزد پیش اومد احتمالا از خواندن رجا نیوز جوابش را من میدهم مگر محمود احمدینژاد اقدام ریاکارانه و نمایشی کم دارد اگر قرار باشد مدیر به خاطر خون ندادن برکنار شود چرا محمود به خاطر پیاده شدن هایش اخارج نشود ؟! البته فیلمش هست که محمود قبل از رئیس جمهوری ریشش را رنگ میکرده که بعد از آن بگوید پیر شده !



این ماه بدر خوشکل تقدیم به شما دوستای گل نازنین

چند روز پیش یعنی فکر کنم 12 مهر  بود که ماه به صورت بدر کامل در اومد هوا آسمون صاف بود و مهر ماه هم بود من تو این فکر بودم که برای جنش مهرگان هیچ کاری نکردم خلاصه داشتم میرفتم مسجد (ممنون خدا قبول کنه عبادت های شما هم مورد قبول حق قرار بگیره خیلی براتون دعا کردم شما هم دعا کنید برام) که یکی دیدم داشت ماه رو نگاه میکرد به چند نفر دیگه هم میگفت اشتباه روز عید فطر گرفتن آخه ماه شب چهارده رمضان درحالی شکل گرفته که طبق تقویم شب 15 شوال هست حتما روز اول شوال یعنی عید فطر رو اشتباه حساب کرده بودن . بعد من یهو مثل نخود هر آشی پریدم وسط گفتم که نه بابا چی اشتباه حتما که قرار نیست روز چهارده ماه بدر باشه حتی ممکنه 13 هم بدر بشه بستگی داره که زمین تو چه موقعیتی باشه . بعد گفتن تو از کی تا حالا پیرو ولایت شدی . من گفتم من پیرو ولایت نیستم من که روز عید فطر رو نگفتم اشتباه نیست فقط گفتم همین ماه شب چهارده حتما مال شب چهارده نیست  و الا روز عید فطر که اشتباه بوده آخه دیدن ماه تو یه نقطه با تلسکوپ با مفهوم استهلال فرق داره گفتن چقدر تو ادعات میشه چیز بلدی . گفتم من ادعام نمیشه اینا که گفتم که دوتا خط هم نمیشد که چیزی نبود یه اطلاعات بدیهی بود که هرکسی میتونه داشته باشه .. تازه من رشته ام تجربی بوده درس علوم زمین داشتیم اینا رو اون تو دیدم ! البته معلم گفت .بعد گفتن ای بابا این هم اینقدر حرف میزنه یه ماه بلد نیست استهلال کنه گند زد به رمضان ما .  خلاصه یادم باشه روزه قضا "عید فطر" الکی رو حتما بگیریم چون ما حواسمان پرت شد روزمون رو خواردیم تازه من هم میخوام فردا بگیرم (ممنون خدا قبول کنه عبادت های شما هم مورد قبول باشه خیلی براتون دعا کردم شما هم دعا کنید برام)ولی از بس ماه قشنگ بود دوست دارم یه عکس از ماه بدر رو بهتون تقدیم کنم دوستای گلم

نامه ای به رئیس جمهور درمورد کند بودن نت

واقعا چقدر حیفه که من هی نمیتونم بیام ! و باز هی اینا خالی در میرن ! خالی در میرن که میدونید یعنی چی الان توضیح میدم این یه ضرب المثل یا مثل الحرف هست که میگن مثلا یه نفر از زیر یه کاری در میره مثلا یه خر از زیر حمل کردن بار در میره فرار میکنه اینطوری !

این چند روز که نبودم قرار شده بود من به هر قیمتی هر جوری روزی یه پست بنویسیم البته قبلش قرار شده بود ولی این چند روز هم قرار بود که به علت پوزش نت نشد ! خیلی کند و بد بود البته هست من کلاس هم دارم خیلی زیاد همیشه کلاس دارم هی از این کلاس در میام تندی میرم اون کلاس  بعد اون کلاس تموم میشه این کلاس و این حرفا ولی دوست دارم یه وبلاگ نویس فعال باشم برای اینکه دوست دارم حرفامو بگم حداقل باشه تا دوستام بخونن اینجا ! و اگه نخوام هر روز بنویسم هم طور خواصی نمیشه ولی دیگه دیدم دوست دارم اینطوری باشه روحیه اش هم دارم این روحیه الان منه


میخواستم این وبلاگ رو خصوصی کنم یعنی یه جوری باشه برای همه پست هاش رمز بگذارم که فقط دوستام بخونن بعد دیدم خوب هر ایرانی هم وطن هست برام فرقی نداره هرکه حرفای منو دوست داشته باشه بخونه میشه دوستم دیگه  خلاصه هروز پست نوشتن هم از نظر نویسندگی  برام مشکلی ایجاد نمیکنه یعنی نه وقتمو میگیره نه هیچی پس تصمیم گرفتم مثل یه عده وبلاگ نویس دیگه هر روز بنویسم


ولی اون موقع توجه نکرده بودم به این موضوع که نت هم خیلی وقتها خوب نیست که بشه هر روز اومد و نوشت مثل همین چند روز پیش ! کلا از بعد عید نوروز خیلی بار پیش اومده که نت وضعش بد باشه !


ولی واقعا من نت رو دوست دارم یکی از چیزای که تو نت همیشه برام جذاب هست خبر هاست !

و اینکه نت هی قطع میشه و مشکلات هم دردسر های واقعا شدیدی برام ایجاد نمیکنه راستش پوستم یکم کلفت شده دیگه قرار نیست با این چیزا ناراحت بشم . پوست کلفت شدن هم یعنی اینکه مثلا یکی کارگر خیلی کار میکنه کمکم پوستش جای مثلا آچار اینا التهاب پیدا میکنه ولی خیلی وقت که شد کلفت میشه یا مثلا اگه خیلی وقت یه جایی رو بخارونیم اینطوری میشه که کلفت میشه و از این حرفا


خلاصه برای حل این مشکل تصمیم گرفتم نامه بنویسم به رئیس جمهور درمورد کند بودن این نت  راستش قطع هم میشه !

که چون خیلی با رئیس جمهور خودمانی هستم برای همین همینطوری در ادامه نامه رو مینویسم


سلام آقای رئیس جمهور  امیدوارم که حالتان خوب باشد ! راستش را بخواهید من الان دارم فکر میکنم که اولین آدمی هستم که  به شما میگویم رئیس جمهور ! آخه بعد از اینکه انتخابات به لجن کشیده شد معمولا به محمود و میر حسین میگن رئیس جمهور ولی به شما کسی نمیگه

باز هم راستش را بخواهید حالا که با عرض معذرت خر تو خر هست نتیجه انتخابات هم معلوم نیست چی شد من میگم فعلا هرکی به هرکی رای داده بگه رئیس جمهور خیلی هم بانمک هست من هم به شما میگم .


آقای رئیس جمهور این چه وضعش هست ! صدا و سیما که از مادر انگار دروغگو زائیده شده نمیشود حرفش را باور کرد بعد نت هم که این وضعش هست !

باور بفرمایید من دیروز خواب بودم اینطوری بعد یهو دیدم میخوام برم اخبار بخونم اومدم بیام نت هر کاری کردم نشد !  بعد همین وسط درس خواندن هم هی گاهی سری میزدم  میدیدم نمیشه حتی روزنامه هم که ورق زدم باز هم آمدم     باز هم نشد اصلا کلا قطع بود !

پیش خودم فکر کردم باز حتما یک خبری شده آخه هر وقت یک خبری میشه شیر اینترنت را میبندند کسی نفهمد ! البته این از خیر اندیشی مسولان هست نمیخواهند ما اخبار را بدانیم آخر گاهی کلا برای سن سال ما خوب نیست ! مثل اخباری که شما میگوید گاهی

یا اینکه وبلاگ بنویسیم برویم پیش ابطحی

البته غرض از مزاحمت این بود که شما کلا یک معذرت خواهی به ما بدهکارید البته باز هم با عرض شرمندگی !

از وقتی گفتید "فیب×!@لتر کنید فیبلبتر شبکنب هست" اتفاقا اصلا نت نیست ! من نمیدانم فکر میکردید ما نمیدانیم فیبلبتر شبکبن هست . یا آنها نمیدانستند ؟ هیچ کدامش نیست هم ما میدانیستیم هست هم آنها

تازه این نوع حرف زدن انسان را یاد محمود می اندازد وقتی درمورد قطعنامه حرف میزند


فکر کنم یک بار دیگر اگر از این حرفا بزنید کلا دیگر ما نباشیم که مسولان خدوم کلی تدبیر بچینند که نت کند شود !

پس حواستان جمع باشد آقای رئیس جمهور

راستی شنیده میشود در اعتماد ملی را هم میخواهند دوباره باز کنند بی زحمت سفارش کنید یک مصاحبه ای با عزارئیل انجام بدهند ببینم حقیقتا کی مرده کی زنده هست ! خدا را چه دیدی فردا همین امام راحل یک هو زنده از آب در می آید ما متوجه میشویم بیست سال است سر کاریم !

اطلاعیه توجه توجه توجه نکنید !

سلامی با طمع خوشکل هندوانه !  وای من چقدر دیروز هندوانه خواردم ! الان ساعت چهار شب هست از همینجا اعلام میدارم که اینجانب تاز زمانی که دلم بخواهد هروز اینجا می آپیدم ( به روز خواهم شد ) این همانا در راستای اجرای هرچه سریع تر حکم اعدام برای عوامل کودتا مخملی اخیر در داخل پرانتز آینده و غیره زیر نظر آژانس همیشه اتمی بعد از اجلاس پنچ به اضافه هفت همینجا اتخاذ شده و لاغیر !

قابل توجه هست که همه آپیدن ها ممکن هست از دانشگاه و برلین و پاریس نیست و فقط در داخل خانه در اتاق و در زیر نور مانیتور انجام میشود ! اگر هم اینترنت وصل نشد یعنی نیامدم ! همین ! ببخشید اگر کامنت ها را جواب ندادم چون الان باید بروم بخوابم !

اینجا همچنان و همیشه ایران هست

سلام من هم همچنان احمد هستم و همچنان به یاد شما و همچنان گونی گونی  دوستتون دارم دوستای گلم  گونیشم نمیخوام نگه دارید یادگاری

چیزی که منو الان خوشحال کرد و باعث شد دست به کلید بشم این بود که الان میتونم پست بدم هوراااااااااااااااااا چون الان صفحه وبلاگ باز شده توجه کنید اتفاقا اتفاق بزرگی افتاده من هر وقت میام نت فوری میرم پیام ها رو بخونم کلی دوست دارم بعد میخوام جواب بدم همیشه یکم مینویسم بعد یهو نت میره اون دنیا و منم میمونم نا امید که نمیشه جواب داد مخصوصا تو این روزای که گذشت که دلایل برای نوشتن فراوان بودو حتی نوشتن پست هم نوشتی ! منم پست نوشتم این از  طرف من اما ارسال نشدن ! چون نشد که بشن این هم از طرف نت !

حرفای زیادی بود که بزنم

حرفای زیادی بود برای گفتن الان دیگه تبدیل شدن برای نگفتن میخواستم حرف دلمو درمورد روز قدس بگم که نشد الان که فکر میکنم میبینم این که مثل همیشه تو هر کاری حکمتی هست درست ولی اینکه پست هام نمیرفته یه سودی هم برای من داشته دیروز خواب بودم خواب دیدم که یهو چند نفر اومدن گفتن تو اعلامیه دادی برای رنگ های انحرافی بیا بازداشت شو ! بعد دیگه خداراشکر بیدار شدم بازداشت و بازداشتگاه رو تو خواب ندیدم ولی خوب من نبودم که چیزی بنویسم که بازداشت بشم ! و این هم برام بد نبود و حالا هم این مشکل هست ! که زبون و قلم نیش دار رو زندونی میکنن البته که فهمیدن این مطلب که جواب نوشته و قلم نوشته هست نه بازداشت گاه سخت نیست ولی برای کسی یکم فکر کنه و در ضمن یکم مغز هم داشته باشه !

دانشگاه قبول شدم ! یا نشدم ؟!

آهان راستی میخواستم بگم دانشگاه رفتم اینو الان هم میگم دانشگاه رفتم رشته های زیست شناسی و اقتصاد که همیشه آرزو داشتم برم اینکه اینو هم میگم که دانشجو شدم با تاخیر یک ساله و نرسیدن به اون چیزی که بیشتر دوست داشتم یعنی رشته پزشکی این هم حتما مثل نرفتن پست های نوشته شده من به روی پیشخون (؟) وبلاگم حکمتی داشته

چند دقیقه قبل از اینکه ببینم کجا و چی قبول شدم داشتم با دوستم که هم کلاسی هم بودیم حرف میزدم میگفت از رشته های مسخره ای با عنوان "بین الملل" که باعث میشه تحصیل بیشتر از اینی که هست پولی و مسخره بشه وقتی با تلاش و ممارست فراوان صفحه سایت سنجش باز شد دیدم نسبت به همین رتبه ای که داشتم نتیجه گرفتم ولی ناراحت شدم خیلی چون من خیلی بهتر میتونستم کنکور بدم و این منو ناراحت کرد که چرا ندادم چرا خوب نبودم قبول شده بودمنار احت شدم خیلی زیاد آخه انگار سهمیه هم هیچ تاثیری نداشته برای من ! این دیگه دور از ذهن هم نبود البته اگه این پزشکی بین الملل تو این لیست علاقه مندی هام نبود شاید پزشکی قبول شده بودم وقتی نوشتم پزشکی بین الملل رو حتی گذاشتم اولیت اولا نمیدونستم چی هست که فکر کردم خوبه مثلا 

پزشکی بین الملل ! مسخره هست که 9 میلیون هر ترم شهریه میگره و به صورت نیمه حضوری و... هرچی لعنت کنم و فحش بدم بهش بازم کمه گفته میشه که این رشته به درد هیچی نمیخوره یعنی فقط پول میگرن مدرک میدن همین ! همون مدرک جعلی در نظر بگیرم خوبه !

بیخیال شدم الانم که دانشجو هستم دانشگاه آزادی هستم و پیام نوری . این دوتا در حد درجاتی فحش محسوب میشن برای خیلی ها  اما وقتی دوست دوستم که صنعتی شریف بوده و کلی هم پزشو میده گفت "دانشگاه ها همش مثل هم هستن و به یک اندازه از امکانات و خدمات مناسب بی بهره هستن " گفتم خوب این چه گیری هست که نرم آزاد یا پیام گور ! تازه من عاشق فلسفه و عرفان هستم و بدون دانشگاه رفتن چند قدمی کارشناسی گرفتن تو رشته علوم قرانی هستم  . برای همین خیلی خیلی زود از دپسوردگی در اومدم ! و میتونم بگم عمرم رو هدر ندادم

باید بگم که چرا پیام نور اگه دانشگاه دولتی مثلا همین اقتصاد میزدم یا حقوق که دوست دارم یا مدیریت (وای من خودمم گیج میشم از علایقم همه چی دوست دارم) خوب دیگه سال دیگه نمیتونستم برم کنکور بدم آخه من چشم سفید کردم یه جوری گیر میدم آخرش میرم پزشکی با همین دوتا رشته در کنار هم به قول دوستم من مثل ماشین معدن هستم اگه حجم کارم کم باشه خوب انجام نمیدم و اگه زیاد باشه راحت ترم . ماشین های معدن هم اگه سبک باشن راه نمیرن !

ولی دوست دارم از همه دوستام معذرت بخوام که نتونستم امسال پزشک بشم آخه خیلی چندش آور هست که سه بار کنکور بدم !!!!!@#$ ولی خوب من به عنوان دانشجو علاقه مند کنکور میدم این بهتره از پشت کنکوری بودن که همون یه بارهم حقم نبود ! از دوتا گل معذرت خواستم که گفتن نه چرا و حالا هم از همه دوستام معذرت میخوام میدونم میگید نه چرا ولی خوب میخوام دیگه ! به خاطر اینکه شاید یه چیز شدم تو مایه های آینه ی دق  و مشتقاتش !مثل برج زهر مار و هر چیز دیگه که باعث نا امیدی مقطعی در انسان میشود !


ثبت نام دانشگاه!

اساسا در حکومت اسلامی ! حاکم اسلامی اگه خوشش بیاد میتونه بگه همه برن کافر بشن و این موضوع کاملا هم قابل اثبات هست و در اسلامی بودنش هم اگه شک کنی بیخودی 100 روز بازداشت میشی  ! مثلا تجسس در کار مردم ! و گوش دادن به صحبتهای خصوصی مردم کلی حروم و گناه هست اما وقتی میری دانشگاه ثبت نام کنی به سوالاتی رو به رو میشی که فکر میکنی دقیقا خودت هم باید درموردشون فکر کنی یا نه ؟! سوالاتی مسخره ای مثل اینکه "مشکل عشقی داشتید ؟ " "مشکل عاطفی داشتید ؟ " "آیا  با نظام موافق هستید ؟" و غیره ! البته جوابش رو باید به صورت بله و خیر بزنی و بعد هم توضیح بدی ! در ضمن قبل از اینکه بری باید 8 تا فتوکپی از تمام برگ های شناسنامه داشته باشی احتمالا اینکه ببینم به چندتا رای دادی ! دوست داشتم روی برگی که نوشته بود برای مهر های انتخابات هست بنویسیم "این صفحه سر کاری است " خوب خیلی ضایع هست که چهار سال پیش احمدینژاد در 3 تیر با 63 درصد رای آورد و امثال هم در 22 خرداد همون 63 درصد رای آورد ! فکر کنم اگه 100 سال دیگه هم کاندید بشه رجا نیوز میگه "این دوره هم رقیب محمود ، اکبر است" وبعد هم همون نتایج رقابت محمود و اکبر به دست میاد ! قاعدتا حرف مرد یکی هست و تو ایران کسی از زنان رای نمیگیره برای همین اینطوری میشه البته فقط در دوتا چیز حرف مرد یکی نیست اول "حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله " که تبدیل میشه "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی " و رای 80 درصدی که به خاتمی داده شد که تبدیل شد به هیچی ! 

رمضان شد شب تولد امام حسن شد شب قدر شهادت امام علی و باز هم شب قدر و

و اینکه من از خودم پرسیدم رمضان زاده آیا متولد رمضان هست ؟ این اولین سوالم بود که بعد فهمیدم نیست تازه فهمیدم بابام یه زمانی باهاش دوست بوده و اون موقعه رمضان زاده تو خط شلمجه واسه دفاع از ایران میجنگیده و حالا هم شاید داره میجنگه برای اینکه بگه این دولت نهم اینقدر مزخرف بود که نباید تو دولت 10 تکرار بشه ! رمضان شد ماه زیبایی ضد روزمرگی خدا ، و شبای قدر و میخواستم از اونا بنویسم میخواستم از دعا کردن هم بنویسم برای دوستای کنکوریم دعا کردن و از نفرین نکردن از اینکه نفرین نکردن رو دوست دارم دیگه نفرین کردن برام آرامش بخش نیست 

طنز های سیاسی یا نقد های اخلاقی !

 حرفای سیاسی هم حرف داشتم حرفای رهبری رو در جمع انسان های مختلفی که به هر دلیل جلوشون نشسته شده بودن و ایشون براشون توضیح میدادن که چطوری باید زندگی کرد . یعنی یاد بدن که چیزای که نباید گفت رو نباید گفت و بعد هم چیزای رو که باید گفت رو باید گفت! که این جمله یاد این حکایت میندازه که مردم شهری برای اینکه جای رو مسطح کنن که بشه توش خونه ساخت مشغول بردن خاک های اونجا  بودن به یه منطقه ای خارج از شهر و مرتب ظرف های خاک رو پر میکردن و میرفتن خارج از شهر خالی میکردن ! یکی اومده و گفته که چرا دارید همچین میکنید گفتن پس چی کار کنیم گفته خوب یه چاه بکنید خاک ها رو بریزد توش گفتن خوب خاک های چاه رو چی کار کنیم گفته که خودتتون فکر اینجاشو بکنید !!! سخنرانی جمعه گذشته که برخی بهش میگفتن خطبه های نماز جمعه هم حکایتی بود نوشتنی  که حیف شد مشروحش رو ننوشتم چون حالم گیر بود !  و حرفای ایشون که مجموعه تمام تناقضات سی سال گذشته بود از بیان نظرشون درمورد نظر قران که به راحتی حرف قران را تحریف کردن و کسی حتی اعتراض هم نکرد به هر حال شخص اول ملکت حق داره هر کاری کنه حتی گفتن دری وری به عنوان نظر قران !

و همچنین محمود قهرمان هسته ای که هرچند نتونست نفت رو سر سفره های مردم بیاره (بجز آلودگی 15 میلیون بشکه نفتی که وارد سفره های آب زیر زمینی تهران شده !

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806270181

که قراره در آینده بیاد سر سفره مردم ! ) تونست با بی دقتی مدیراش و بی اهمیت کردن جان مردم برای خودش ! کادمیم و آرسنیک تحت عنوان برنج سر سفره های مردم بگذاره

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806251434

بگم و سخنرانی بانمکشو هم تحلیل کنم اما نبود نت که به روز باشم ولی الان هستم

میتونم یه خبر خوش تو این دوران بدم اینکه اینجا همچنان ایران هست خوشبختانه دادگاه ظاهرا قسمتی از ویران شدن جنگل های شمال رو درک کرد و تا حدی جلوش رو گرفت تا ببینم آیا آثار باستانی ما و فرهنگ باستانی ما هم در آینده مورد توجه قرار میگیره یا نه !

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806270290

امروز چقدر از فارس خبر گذاشتم ؟!


تمام شدن جومونگ !

جومونگ تمام شد هم میخواستم بگم که فیلم قشنگی بود و به فرج الله سلحشور که همه کاره مجموعه کلیپ های کمدی یوزارسیف هم توصیه های درمورد نحوه حرف موفت زدن از محمود انتقال بدم که بهتر بتونه چرند بگه و نگه  35 هزار متر لوکشین داشته !

همیشه و هروز  روز ایران وطنم قربونش !

ولی الان هم میتونم بگم یکم حرف زده باشم اینکه دیروز روز قدس بود ! ولی وجود بعضی ویژیگی که به اشتباه حماقت خوانده میشه در مسئولین ایران زمین باعث شد پرچم فلسطین و حزب مقاومت لبنان در خیابان های ایران در دست عده ای از بسیجی ها باشه ! و باعث بشه عده ای از مردم ببینن و بعضی هاشون تو دلشون بعضی هاشون هم بلند بگن نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران ! چون اینجا ایرانه و این درسته ،بد نیست یاد آوری کنم روز جهانی قدس ابتکار جالب آقای منتظری که به اسم آقای خمینی خورده ! (مثل نوشته ها و بیانیه های حزب اعتماد ملی و دوستان کروبی که به اسم کروبی هستند ! ) و فعلا روز جهانی سبز هست !

فیلتر شدن خیلی جاها

و به صدا و سیما و بازیکنان فوتبال هم کشیده شده ! جالبه رنگ سبز رو آبی کردن ! یعنی در بازی استیل آذین و استقلال هوادارن دو تیم به رنگ سبز در اومده بودن و این باعث شده که در اول بازی بهانه کنن که سیاه سفید فقط میتونن نشون بدن و بعدش هم تکرار کردن که تو تکرار تونستن رنگی کنن تو این چند روز قدیمی ترین سایتی که به ایرانیان امکان داشتن وبلاگ میداد فیلتر شد جی میل و یاهو هم فیلتر شد هرچند که سرعت وحشتناک کم نت باعث شده عملا این دو سایت برای ایرانیان کم کاربرد بشن !

عاقبت رو دادن به آخوند!

این میشه که به این نوع پوشش میگه پوشش امام زمان 

این هم جالب بود اگه میگفتم از اولش که خود رهبری که آخوند هست درمورد علوم مختلف از جمله انسانی گفت تا آخرش که سید حسن نصر الله حرف زد و به عنوان وکیل مدافع رژیم ایران گفت که ملت ایران در توهم بودن که گفتن "نه غزه نه لبنان" شاید هم درست بگه احتمالا حرفش درست بوده چون ملت ایران وقتی همین حسن خیکی ترجیح داد به موندن محمود و همچنین قبل تر از این وقتی بازم همین خیکی گفت که دولت های اسلامی حق ندارن درمورد گفتگو ادیان در اجلاس شرکت کنن و حرامه شاهد بود که کسی تجمعی چیزی نکرده که اصلا این حسن کبابی چه کار هست ! کلا عاقبت رو دادن دست آخوند بیشتر از همین نمیشه تا دوتا تعارف کنی زود میره خودشو ماچ میکنه جلو آینه ! 

عید

فطر ! این چیز رو الان میگم خوشحالم که امروز میتونم پیشاپیش به همه آدمای که میان اینجا تبریک بگم 

و نماز روزه هاتون قبول حق باشه

یا حق

راستی

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران !

پهلوان کهریزک [ابراهیم نبوی+نشریه وزین روز]

مدتي است که برايش اسم نگذاشتم، کلي مشکل ايجاد شده. ما که به عنوان رئيس جمهور او را به رسميت نمي شناسيم، خودش هم که شک دارد. امروز احمدي نژاد معروف به آقا شجاع در مجلس گفت: " عده اي جوري صحبت مي کنند که انگار انتخابات مخدوش بوده." خواست با اين حرفها بگويد انتخابات مخدوش نبوده. از اينها گذشته، آقا شجاع رفته بود مجلس با تمام محافظانش. جوري که نمايندگان مجلس به او خنديدند و برايش توضيح دادند که اينجا امنيت دارد و محافظان را از مجلس بيرون کردند. به همين دليل قرار است نشان شجاعت را به او بدهيم، اسمش را هم مي گذاريم " پهلوان شجاع الدوله کهريزکي"

 

اين پهلوان هماني بود که از آمريکايي ها نمي ترسيد و در منطقه سبز عراق پياده راه مي رفت، يک ماه قبل که با هليکوپتر براي مراسم تحليف رفت و امروز هم با محافظ رفت مجلس. آقا شجاع روز پنجم تير 1384 يعني دو روز قبل از انتخاب شدنش گفته بود: " علت اينکه محافظ دارم بخاطر ماه تير است که 24 سال قبل در اين ماه ترور صورت گرفته بود." وي اضافه کرد: " من در حدي که در رابطه ام با مردم خللي وارد نشود، با مشورت متخصصين مسائل حفاظتي را رعايت خواهم کرد." راستي کي يادش است کارتون پسر شجاع را که به خودش مي گفت پسر پدر شجاع؟

 

ابطحي دوستت داريم، بيا بيرون!

 

آقا جان! اگر ابطحي را دوست داريد، لينک مطالبش را در وب سايتي که از زندان به روز مي شود، نگذاريد. ابطحي بيچاره مجبور است که در وبلاگش مطالبي بنويسد که مطمئنا وقتي بيرون بيايد به ما خواهد گفت که بابت انتشار هر کدام از آنها چقدر عذاب کشيده است. اين مطالب را هرچه بيشتر بخوانند بازجوها فشارشان را به ابطحي براي نوشتن مطلب بيشتر مي کنند. البته گفته شده که شرکت انگليسي که سايت ابطحي در آنجا بوده، فعلا سايت را خوابانده است. رجانيوز که در همراهي با بازجويان و با خنده تمام دندان، ديروز نوشته بود " موتور ابطحي گرم شد" امروز موتورش آمد پائين و نوشت: " انگليس وب سايت ابطحي را مسدود کرد." با اين پررويي که اينها دارند، فکر کنم ممکن است فردا رسما سفير انگليس را احضار کنند و دستور بدهند که بايد وبلاگ ابطحي را راه بيندازند. يک جوري حرف مي زنند انگار ابطحي را خودشان نگرفتند و اگر ابطحي آزاد بود، دولت ايران وبلاگش را مسدود نمي کرد.

 

بحران مشروعيت

 

آقا! مردم که قبول تان ندارند - جرات داريد اجازه بدهيد مخالفان احمدي نژاد در سراسر کشور يک راهپيمايي آرام برگزار کنند و يک کلمه هم شعار ندهند- دولت ها و ملت هاي جهان هم که قبول تان ندارند، روحانيون و مراجع تقليد هم که مي توانند مشروعيت الهي بدهند که قبول تان ندارند. اگر هم کسي بگويد ديکتاتور هستيد، فورا مي رويد با شاعران و استادان دانشگاه ملاقات مي کنيد که يعني من طرفدار ادب و علم هستم. بابا ول کن عزيزم! قبول کن قصه تمام شده. بگو من ديکتاتور هستم و عدالت هم چيز مزخرفي است، هم خودت راحت مي شوي هم مردم. بالاخره آدم يا بايد از مردم مشروعيت بگيرد يا از طرف خدا؛ فعلا هم که در هر دو تا بسته است. حالا هي گاز اشک آور بزن! هي فشار بده! بالا مي روي، يک هفته بعد از بالاتر مي افتي زمين. اين هم از آيت الله منتظري که ديروز گفت: " ولي فقيه، بدون انتخاب آزاد مردم، مشروعيت ندارد."

 

ليزنکو و ژنتيک

 

آدم گلوله خورده باشد، تکان نتواند بخورد، قدرت حرف زدن نداشته باشد، دو ماه در انفرادي و يک ماه در خانه تيمي نگهداري شود، بعد هم بزند توي پوز همه با آن اعترافات درخشانش. سعيد حجاريان که در نامه اش در دادگاه ماکس وبر و تالکوت پارسونز و يورگن هابرماس( يا به قول مرتضوي هابرمارس) را عامل ناآرامي ها و اعتراضات پس از انتخابات معرفي کرده بود، آقا را به وزارت کار معرفي کرد و آيت الله خامنه اي ديروز در ديدار با گروهي از اساتيد دانشگاه، تدريس علوم انساني را در دانشگاه عامل همه انحرافات معرفي کرد. آگاهان معتقدند که اصولا تدريس هر علمي در دانشگاه در انحراف مردم اثر دارد. حتي چيزهاي ساده اي مثل رياضيات يا آمار، مثلا اگر آدم آمار بداند، ممکن است که به حرف آقا شجاع، يا الفنون سابق گوش بدهد؟ يا مثلا اگر دو دو تا چهار تا را بفهمد، حاضر است پاي اين دولت بايستد؟ بقول تلويزيوني ها، لازم به يادآوري است که هفتاد سال قبل از آيت الله خامنه اي، تروفيم ليزنکو، رئيس فرهنگستان علوم استالين، طي نوشته اي اعلام کرده بود که " علم ژنتيک توطئه امپرياليسم عليه سوسياليسم است."  

 

انقلاب جهل عليه ظلم

 

در همين يکي دو ماه گذشته يک ميليون مقاله خواندم که اين جمله را نقل کردند که " ابراهيم يزدي" گفته بود که " انقلاب ايران انقلاب جهل بود عليه ظلم" و بعد ده صفحه فحش و بد و بيراه به ابراهيم يزدي دادند که چرا چنين جمله اي گفتي؟ عده ديگري هم عين همين حرف ها را در مورد بازرگان گفتند و به آن مرحوم فحاشي کردند. در حالي که اصلا اين جمله را بازرگان يا يزدي نگفتند، اين جمله را اريک رولو سردبير لوموند نوشت. حالا مي خواهيد فحش بدهيد، به او فحش بدهيد، چکار به يزدي و بازرگان داريد؟

 

حسن کامران و بهزاد نبوي

 

پرونده هم که مي سازند، براي عمه شان خوب است. يک نفر در تمام دوران رجايي با او رفيق بود، آن هم همين بهزاد نبوي بود. رجانيوز متهمش کرده که در جريان بمب گذاري و انتخاب مسعود کشميري، عامل بمب گذار، دخالت داشته. يک عکس هم از دوران جواني بهزاد نبوي چاپ کرده اند، که يعني انگار همه اسناد را دارند. کسي يادش هست که چه کسي بخاطر استخدام مسعود کشميري و رعايت نکردن مسائل امنيتي دو سال زندان رفت؟ اگر خيلي علاقه داريد برويد از حسن کامران نماينده مجلس که طرفدار احمدي نژاد است و دو سال را به جرم دست داشتن در ترور رجايي در زندان گذراند، بپرسيد.

 

کمک فکري و الهام بخشي فاطي

 

کمک فکري خيلي مهم است، در بعضي موارد واقعا آدم نيازمند کمک فکري است. مثلا در مورد اداره کشور، وقتي شما کمک فکري نداشته باشيد، سيصد ميليارد دلار را تبديل مي کنيد به آشغال و هر روز که مي گذرد وضع کشورتان خراب تر مي شود. يا مثلا فرض کنيد در حوزه سياست خارجي، وقتي کمک فکري نداشته باشيد زرتي مي رويد به دانشگاه کلمبيا که سخنراني کنيد، بدترين حالت ممکن چيست؟ اين که يک نفر قبل از شما براي معرفي تان، شما را ديکتاتور حقير معرفي کند و هر جمله اي که مي گوئيد اسباب خنده حضار بشود. بقول آن همولايتي اگر مي دانستم اينقدر مي خنديد، همين جا برايتان گلکاري مي کردم. يا در حوزه سياست خارجي، جوري رفتار کنيد که هر سال همه کشورهاي دنيا عليه تان قطعنامه صادر کنند و به عنوان مجرم شناخته شويد.

 

خوب، سووال اين است که اگر واقعا اين دولت اين همه نادان و بي فکر است، چگونه توانسته است چهار سال باقي بماند؟ جوابش را خودتان بلديد، بعد از چهار سال، اينقدر دولت محبوب بود که مردم کشور سه ماه بخاطر رفتنش جشن گرفته بودند و براي اينکه باقي بماند، حکومت عملا نظامي شد و چهار هزار نفر زنداني شدند و هفتاد نفر کشته شدند و به مخالفان دولت تجاوز کردند. زدن گاز اشک آور و تجاوز کردن و کتک زدن که ديگر فکر نمي خواهد، هر موجودي که گوشش دراز تر از دماغش باشد، اين کار را مي تواند بکند. در همين راستا، غلامحسين الهام گفت: " من براي دادن کمک فکري به دولت آماده ام." يک جوري گفته انگار متفکر است و به فرض اينکه متفکر باشد، انگار که دولت احمدي نژاد به متفکر نياز دارد. البته غلام مذکور همچنين فرموده است " دولت نهم محصول يک تفکر در طول تاريخ اسلام است." آگاهان توضيح دادند که اين تفکر سالهاست در تاريخ اسلام ريشه دارد و به آن مي گويند تفکر غلط.

 

آمريکا چه جور جايي است؟

 

براي خيلي ها عجيب است که در ايران زنها حق دارند عينک دودي بزنند يا مردم مي توانند از دي وي دي استفاده کنند يا زنان پشت فرمان ماشين مي نشينند و خيلي چيزهاي ديگر. به نظرتان عجيب نيست؟ احتمالا کسي که اينطوري فکر مي کند، لابد رسانه هاي کشورش از صبح تا شب دارند تصاوير عجيب و غريبي از ايران نشان مي دهند که چنين فضايي در ذهن او ايجاد مي شود. در خيلي از کشورهاي عرب، مردم فکر مي کنند که اسرائيلي ها از صبح تا شب دارند بچه هاي مسلماني را که دزديده اند، لاي پلو مي گذارند و مي خورند. در خيلي از کشورهاي اروپايي هم همه فکر مي کنند که مردم عربستان از صبح تا شب دارند با يک دست زنهايشان را کتک مي زنند و با دست ديگر قليان مي کشند.

 

در همين راستا، خيلي از کساني که درباره آمريکا فکر مي کنند، تصويرشان اين است که آمريکايي ها سوار بر جيپ از صبح تا شب دارند به سرخپوست ها تيراندازي مي کنند يا سياهپوست ها را تکه تکه مي کنند. من فکر مي کنم همه اين چيزها تقصير پرفسور مولاناست، اين بنده خدا بعد از سي سال که براي پنتاگون کار کرده و ديگر خسته شده و تصميم گرفته به وطن خدمت کنند، يک مشت پپه گيرآورده و از صبح تا شب خبرهاي جديدي از آمريکا به آنها مي دهد، آنها هم مي گويند: عجب! راست مي گي؟ بذار يادداشت کنم.

 

در همين دو روز گذشته اين خبرها در رجانيوز منتشر شد: " تعداد بانکهاي ورشکسته آمريکايي به 84 بانک رسيد." از طرفي رجانيوز اعلام کرد: " در زندانهاي آمريکا اندام تناسلي زندانيان را مي برند." همين وب سايت به نقل از يک جايي به اسم کانترپانچ اعلام کرد: " مردم آمريکا زودباورترين مردم در جهان هستند." همين سايت امروز نوشت: " کمپاني مايکروسافت به نژادپرستي متهم شد." و در همين رجانيوز اين خبر نوشته شده است: " حزب طرفدار آمريکا بعد از 54 سال در انتخابات ژاپن شکست خورد." يعني اين حزب ژاپني، دقيقا بعد از پنجاه و چهار سال که در آمريکا جمهوريخواهان ضعيف ترين موقعيت را دارند و يک سياهپوست رئيس جمهور آمريکا شده و يک زن وزيرخارجه آمريکا شده و آمريکا از تمام موقعيت هاي نظامي اش عقب کشيده، شکست خورده.

 

شغل جديد مرتضوي

 

شغل جديد مرتضوي بزودي معلوم خواهد شد. فعلا دارند برايش اتاق پيدا مي کنند که حوصله اش سر نرود. سراج، معاون امنيتي - سياسي دادستان کل کشور گفت: " وي هم اکنون به عنوان معاون مطلق منصوب شده و بايد براي او جايي تعيين کنيم و تعيين وظايف کرده و بعد شرح وظايف را به او بگوئيم." همين سراج درباره نقش مرتضوي در هيات نظارت بر مطبوعات گفت: " سعيد مرتضوي نقشي در هيات نظارت ندارد و نماينده رئيس قوه قضائيه در اين شورا به مدت دو سال من هستم." آقا، من قول مي دهم که ديگر در مورد مرتضوي چيزي ننويسم، شما هم زياد در موردش حرف نزنيد که دوباره برش نگردانند سر مطبوعات و دادگاه سياسي و امنيت اجتماعي. بگذاريم يواش يواش محو بشود.

 

شب قدر و روز قدس

به نظرم بايد يواش يواش خودمان را براي کارهاي خوب خوب آماده کنيم. روز قدس که مال باباي حزب اللهي ها نيست، پيشنهاد اولش را آيت الله منتظري داده و از همان سال هم مردم بخاطر آقاي منتظري مي رفتند به خيابان تا از فلسطين حمايت کنند. حالا، هم آقاي منتظري نظرش تغيير کرده و هم مردم. اصولا هم روز قدس روز مهمي است. چون مردم بايد از ملتي که کشته مي شود و اسير مي شود و در سرزمين خودش حق ندارد حرف بزند و از کشورش بيرون رانده مي شود، حمايت کنند، دقيقا مثل مردم ايران. يک زماني فلسطيني ها زير فشار اسرائيل بودند، حالا مردم ايران زير فشار حکومت ايران هستند. فرقش اين است که هنوز مردم را از خانه هاي شان بيرون نکردند که با توپ و تانک خانه مردم را بگيرند و خودشان بشوند عملا صاحبخانه. ظاهرا آن را گذاشته اند براي مرحله بعد، ما هم براي حمايت از مردم ايران، روز قدس را در ايران و تمام جهان برگزار بايد بکنيم. شعار اصلي هم همين که: " نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران!" ضمنا تا هنوز تکذيب نشده، خودتان را براي مراسم شب قدر آقاي خاتمي آماده کنيد که صداي مان بايد به گوش همه برسد.

علمی که دو ضرب در دو در آن بشود چهار ساخته دست بیگانگان هست ! [آسیب شناس معرف]

وقايع تلخ پس از انتخابات فرصت مناسبي براي دشمن شناسي و آسيب شناسي براي نظام فراهم كرد كه بايد از اين اتفاقات درس گرفته و همه به حبل الله كه ريسمان قرآن و ولايت فقيه است چنگ زده و از اختلافات داخلي بپرهيزيم.
حسيني افزود: اميدوارم با تعامل سازنده‌اي كه مسئولان ذيربط در قوه مقننه، مجريه و قضاييه انجام مي‌دهند با محوريت مقام معظم رهبري اين مشكلات حل شده و اين چالش عميق تر نشود.

دولت بوليوي اعلام كرده، 100 ميليون دلار وام براي به روز كردن نيروهاي مسلح اين كشور از مسكو درخواست شده است.

 

نقوی نمایده مجلس طاب به افرادي كه مدعي اصولگرايي هستند اما مواضع ديگري اتخاذ كرده‌اند خواست تا بدانند جايگاهشان مديون نيروهاي ايثارگر و زحمتكش انقلاب اسلامي است و بايد همه فريادهاي خود را بر سر ايجاد كنندگان آشوب و حاميان آنان هم چون كشورهاي غربي و آمريكا كه به صراحت به دخالت در ناآرامي‌هاي اخير در كشور اعتراف كرده‌اند، بكشند و نه اينكه حملات خود را به سمت نيروهاي مدافع انقلاب ببرند.

 

و این نک ! بنده در راستی هرچه سریع تر اجراء شدن موضوع ب ش د ت مهمه بنی آدم اعضای یک دیگرند برای دشمن و آسیب شناسی مواردی را به شیوه کذب محض در زیر می آورم برای اینکه بعدا از آنها پند بگیریم .

 

دشمن شناسی .

دشمن شناسی در واقع یعنی اعتقاد داشتند به این جمله که

"عموما هرکسی از هر جای با هر شکلی و هر تفکری دشمن هست مگر اینکه نوکر آبا اجدادی باشد ."

برای مثال بسیار واضح است که از قدیم میگفتند در منزل را محکم ببندید تا همسایه دزد نشود ! در اینجا همسایه یک دشمن هست ولو اگر دزد هنوز نشده باشد . چون ممکن است دزد باشد و در صورتی که کسی اعم از حقیقی یا حقوقی هرچی داخل خانه هست را یک جا بگذارد دم در و بعد از یک ماه وارسی کند ببیند چیزی کم شده و مطمئن شود که همسایه دزدیده است کاملا باید به هوش خود غبطه بخورد که در یک اقدام سنجیده توانسته بفهمد همسایه شان دزد هست و سپس مچش را گرفته است .

نکات مورد توجه برای دشمن شناسی .

از اون رو که دشمن شناسی کاریست بسیار سخت به نحوی که در هر لحظه ممکن هست باعث بشود که دشمن شناسی به نتیجه نرسد برای همین باید موارد زیر را به خوبی رعایت کرد

ایجاد زمینه دشمن شناسی :

دشمن شناسی نیاز به زمینه ای از تجربه دارد . برای مثال اگر شما با همسایه خود دشمن باشید هرگز در حالت عادی متوجه نمیشود

اما اگر طبق مثال فوق هرچی گران قیمت داخل خانه دارید بگذارد جلوی در خانه همسایه بعد از یک ماه بیایید دم در  داد و فریاد سر بدهید تا همسایه بیرون بیایید و بعد محکم با چوب به فرق سرش بزنید و بعد به همه بگویید که همسایه شما دزد بوده و چیزهای را که گذاشته بودید در خانه اش را دزدی کرده به خوبی میتوانید دشمن را شناسایی کنید و از آن به بعد تا آخر عمر فرصت دارید که به مبارزه و شکست آن ادامه دهید !

البته به دلیل گسترده بودن موارد نیاز به این میرود که تجربه بسیار ریشه ای و تاریخی حتی باشد برای مثال یک کشور میتواند بسیار دشمن داشته باشد که از روش های داخلی خارجی به راحتی به همه آنها پی ببرد .

به برخی از این روش ها توجه میکنیم .

تقلب در انتخابات »

این یک روش بسیار ساده برای پیدا کردن و شناسایی مقدار کثیری دشمن در یک شهر هست . برای مثال یک نفر میتواند در خیابان اصلی شهر راه بیوفتد جار بزند که تا آخر هفته انتخابات محلی برگذار میشود میخواهیم ببینم مثلا این خیابان یک طرفه باشد یا نه . بعد از یک هفته همه که آمدند در انتخابات شرکت کردند رای ها را که شمرده شد اگر در این مرحله درصد ها را جابه جا کنید . به این شکل که اگر مردم خواستند یک طرفه باشد دو طرفه کنید و اگر خواستند دو طرفه باشد یک طرفه کنید بعد در خیابان منتظر باشید که دشمن ها را باید شناسایی کنید

فحش دادن »

میتوانید در میدان یک شهر هرچند کوچک به دور و اطراف نگاه کنید وقتی جمعیت زیاد شد شروع کنید به دری وری گفتن بعد از مدتی کلی دشمن شناسایی میشوند

پاچه گیری »

این مرحله نیاز به یک حیوان پاچه گیر مثل سگ دارد

شما به تعدادی سگ که یک حیوان چهار پا هست نیاز دارید تا پاچه گیری کند سگ خودش به طور خودکار میفهمد کی دشمن هست فوری پاچه اش را میگیرد

به طور کلی برای دشمن شناس شدن تنها چیزی که حتما نیاز هست قدرت هست که شما بتوانید فوری بعد از شناسایی دشمن آن را سر به نیست کنید بعد هم بگید شتر دیدی ؟ شتر ندیدی ؟

راستی داشت یک چیزی یادم میرفت

گنده لاتی »

این یکی از کلیدی ترین روش های دشمن شناسی هست و شاید بتوان گفت تا "گنده لات" نباشید و یا وجود نداشته باشد اصلا کار دشمن شناسی از بیخ به مشکل بر میخورد .

همانا شما از اول زندگی باید برای دشمن شناس خوب بودن یک گنده لات خوب باشید و این کار خیلی ساده هست

میتوانید باد پر فشار بگیرید به دماغ که باد کند و بعد هم روزی 4 ساعت فکر کنید که خدا هستید و روزی 6 ساعت فکر کنید پیامبرید و مابقی روز هم فکر کنید که امام هستید و در هر حال فکر کنید معصوم هستید

این یکی از مهمترین کارهایست که یک دشمن شناس خوب باید انجام بدهد در واقع شما هرچقدر هم دشمن داشته باشید تا وقتی که گنده لات نباشید نمیتوانید دشمن شناس باشید ممکن است که با دشمن به تفاوهم برسید !

البته گنده لاتی خیلی هم صفا دارد

 

آسیب شناسی »

آسیب شناسی یک نوع علم هست که بر خلاف علم های دیگر مفسده چندانی در بر ندارد و خوشبختانه غرب منفور از آن بی بهره هست

و در جریان حرکت علمی آسیب شناسی زمانی موفقیت به طور چشم گیر به وجود می آید که انسان به شکل بدوی زندگی کند .

برای مثال یک پزشک وقتی زندگی خود را آسیب شناسی میکند به راحتی میتواند به هر چیزی که به قول مزدور جاسوس خاتمی "تمدن" گفته میشود گیر بدهد و در نهایت وقتی آسیب شناسی را تمام میکند که به این نتیجه میرسد که باید هر چیزی که ساخته غرب است را انداخت دور

در جایی آمده است " بومی سازی علم مهم ترین راه فرار از آسیب هاست "

در گذشته به این نوع بومی سازی " من در آوردی " گفته میشد که بعد طی یک مرحله دشمن شناسی دیگر کسی جرات نمیکند بگوید من در آوردی هست .

البته هر چه هم که جرات نکند حداقل یکم خنده اش میگیرد که این به خوبی نشان میدهد که آسیب شناسی درست بوده .

جریان آسیب شناسی به طور واضحی باید ماست مالی کننده همه چیز باشد و در نهایت به حبل الله که یعنی ریسمان ولایت فقیه جنگ زد

این موضوع بسیار ظریف هست و نباید خلط مبحث شود ممکن هست که شما در جریان یک آسیب شناسی زدید حبل ولایت فقیه را پاره کردید

برای همین باید حدود مشخصی را بین آسیب شناسی قرار بدهید و گاهی چیزی که نباید گفت را بگوید گاهی هم بگوید نباید گفت نگوید

نکات قابل توجه برای آسیب شناسی

گیر دادن به همه چیز به جز ولایت فقیه »

شما در زندگی میتوانید به خود دولت های قبلی جاسوس ها و حتی خدا گیر بدهید و بگوید این اگر اینطور نبود الان تمام مشکلات ما حل شده بود به شرطی به آسیب شناسی خوبی رسیده اید که ولایت فقیه را تایید کرده باشید

چنگ زدن به همه جا حتی به ریسمان قران ولایت فقیه »

قران ولایت فقیه که ادامه راه خدا در جهت انبیا است همانا پیروی از دستورات احمدینژاد و مقام معظم رهبری هست

برای مثال یک عده جاسوس فکر میکنند قران کتابی است که حضرت محمد برای نگاشتن آن تلاش کردند و تمام مطالب درون آن پیام ها و پند های الهی برای زندگی هست

این عده که با حمایت اکبر کوسه و غرب قصد دارند بگویند قران یعنی همینی که گفته شد کاملا نمیدانند که قانون اساسی و ولایت فقیه بر آمده از قران هست و حتی معتبر تر هم هست .

برای همین قران ِ ولایت فقیه و ریسمان حبل خامنه ای الله بر روی زمین خدا است

در جهت مسیر خلاف جنگ زدن به سمت هر چیزی که از هر طرفی برای آنکه است

الهم عجل فی انفجار اسرائیل و العافیت نصر الله هم غالبون

بیان تاریخ به شیوه ای که عشق میکنید »

در این مسیر میتوانید به هر شیوه که بهتر هست تاریخ را تحریف کنید که در جهت مسیر تقیه هست در واقع بیان حقیقت گذشته ها یک عمل شنیع و غیر انسانی و فتنه آمیز هست

مشخص کردن ریشه های بدون آسیب »

این خیلی باحال هست کسی اگر ریشه های بدون آسیب یک موضوع را پیدا کند میتواند چیزهای دیگر را به عنوان آسیب شناسی معرفی کند

مثلا در نظام ایران ریشه بدون آسیب نظام خداست و قران هست که تحت ادامه راه انبیا ولایت فقیه آمده هست یعنی یک سری روحانی بدون نیاز به قدرت طلبی و هر چیز دنیایی دیگر آمدند چیز های اضافی قران را پاک کرده اند چیز های غیر اضافی را هم تغییر دادند گذاشتن اسمش را قانون اساسی که چون به هر حال از طریق قران بودن هر گونه توهین به آن یعنی توهین به خدا که البته باز هم مهم نیست ولی اگر کسی به ولایت فقیه توهین کند دیگه خیلی اسیب شناسی اینا .

 

 

نتیجه گیری  : آسیب یعنی دو در دو میدهد چهار

برخیز تا یک سو نهیم ......

برخيز تا يک سو نهيم اين دلق ازرق فام را
بر باد قلاشي دهيم اين شرک تقوا نام را
هر ساعت از نو قبله‌اي با بت پرستي مي‌رود
توحيد بر ما عرضه کن تا بشکنيم اصنام را
مي با جوانان خوردنم باري تمنا مي‌کند
تا کودکان در پي فتند اين پير دردآشام را
از مايه بيچارگي قطمير مردم مي‌شود
ماخولياي مهتري سگ مي‌کند بلعام را
زين تنگناي خلوتم خاطر به صحرا مي‌کشد
کز بوستان باد سحر خوش مي‌دهد پيغام را
غافل مباش ار عاقلي در ياب اگر صاحب دلي
باشد که نتوان يافتن ديگر چنين ايام را
جايي که سرو بوستان با پاي چوبين مي‌چمد
ما نيز در رقص آوريم آن سرو سيم اندام را
دلبندم آن پيمان گسل منظور چشم آرام دل
ني ني دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را
دنيا و دين و صبر و عقل از من برفت اندر غمش
جايي که سلطان خيمه زد غوغا نماند عام را
باران اشکم مي‌رود وز ابرم آتش مي‌جهد
با پختگان گوي اين سخن سوزش نباشد خام را
سعدي ملامت نشنود ور جان در اين سر مي‌رود
صوفي گران جاني ببر ساقي بياور جام را

قابیل به ترور هابیل در جریان انتخابات اعتراف کرد !(علیرضایی)


.

اعترافات یکی از اعضاء شبکه مخوف شیطان پرست بهائی موسوم به انجمن پادشاهی در زیر می آید . خواهشمندست تا سگ به نحو مطلوبی به کمر به بالای پدر دروغگو بریند :

اینجانب الکس قاسم دامغانچیان معروف به مهدی کروبی ضمن پذیرش کلیه ی اتهاماتی که قرار است بعداً به روئیت اینجانب رسانده شود بیان نکاتی را جهت پرهیز از عذاب وجدان ضروری میدانم . بنده از طریق شخصی به نام غلام آنتن مامور پخش دیش ماهواره از طرف امریکا پس از چرخاندن کانال تلویزیون در حال تماشای برنامه طپش با یک شیطان پرست بنام دردانه عباس فولادوند آشنا شدم . همانجا تلفن را برداشتم و از طریق شماره ی محرمانه ای که بصورت زیرنویس مشاهده میشد با ایشان تماس گرفتم ایشان بلافاصله با ارسال ویزای انگلیس در اربیل عراق با بنده قرار گذاشت گفت تو فقط بیا . بنده سه بار از طریق تلفن به دردانه تجاوز نمودم که شرح آن در پرونده موجود است . همان شب طی یک تماس تلفنی از طریق یک فرد صهیونیست رشتی به نام حمید شب خیز به قصد انفجار در افغانستان وارد کردستان عراق شدم . از آنجا که ماموریت ما تماشای شوی هندی از طریق کانال pmc بود لذا آموزشهای لازم برای ساخت بمب هیدروژنی با تشتک نوشابه بما داده شد و فردی بنام ناتان یوهو رئیس نصف النهار گرینویچ بما مقادیری پول داد .

بعد از آن بنده داخل یک قوطی ساندیس شلیل-نارنگی از طریق گمرک وارد کشور شدم و ماموریت ما شناسائی و کشف افراد سیبیلوی داخل کشور بود . دو شب بعد در هتل کنتینانتال با سید ممل ابطحی ملاقات محرمانه ای داشتیم و ایشان از من خواست تا ترتیب ملاقات با دردانه را در یک زیرزمین که برای انفجار حسینیه شیراز در نظر گرفته شده بود بدهم . هدف ما از این انفجارها کشتن تعداد انبوهی از مردم به جهت کم کردن تعداد رأی دهندگان با هماهنگی میرحسین موسوی بود . همان شب بنده جهت استقرار در اردوگاه اشرف برای هماهنگی با فرمانده نیروهای امریکائی شمال خط استوا مجدداً به کردستان عراق اعزام شدم و پس از طی دوره های آموزشی چتربازی با ناو هواپیمابر و غواصی با زیردریائی اتمی اسرائیل با شنا وارد کشور شدم . محسن سازگارا در یک تماس تلفنی با موبایل ماهواره ای که دردانه بمن داده از من خواست تا اطلاعاتی در مورد همسایه ها به او بدهم . از آنجا که در جمهوری اسلامی همه برانداز و ضد انقلاب هستند لذا فرقی نمیکند شما اطلاعات همسایه های کدام محل را به تلویزیونهای لس آنجلسی گزارش کنید .

سه روز بعد جرج بوش از طریق یاهو مسنجر منرا با رابط بعدی بنام باراک اوباما آشنا کرد و من برای هماهنگی های بیشتر در کنگره امریکا به اسرائیل رفتم . از آنجائیکه هدف انجمن پادشاهی ترویج فسق و فجور و کشتار وسیع و تقلب در انتخابات بود بمدت سه هفته دوره های تافل و اتوکد 14 را زیر نظر محسن مخملباف در پاریس گذراندم و بعد از تجاوز به کارلا برونی دوباره از طریق اختفا در ساندیس وارد کشور شدم . ماموریت بعدی ما ایجاد پارازیت روی امواج ماهواره ای در هنگام پخش پیام دکتر احمدی نژاد در فضا بود که با شکست مواجه شد . ما پس از ایجاد اعتصاب کارگری و اعتراضات دانشجوئی و سقوط دادن توپولف و جمع آوری یک میلیون امضاء و جنبش زنان و مبارزه با زایمان طبیعی با حمایت علیرضا نوری زاده و جمشید چالنگی و تعدادی بهائی اقدام به پخش مواد مخدر شیشه و کراک در مدارس نمودیم .

این بود مقداری از دفاعیات من از خودم و از محضر مبارک دادگاه استدعا مینماید چنانچه طی سی سال گذشته کاری مانده باشد که من در این دفاعیات به آن اشاره نکرده ام یا کسی مانده باشد که اسمش را نگفته ام بگذارد به حساب حواس پرتی اینجانب در برابر دادگاه . عموماً آدم با اینهمه اسم و جرم برای دفاع از خودش گه گیجه میگیرد !

جومونگ ماهی صفت

جومونگ ماهی صفت

پیشنهاد می کنم مجلس دریافت گواهی سوء پیشینه را هم جزو شرایط وزرای کابینه اعلام کند، شوخی شوخی یک گروه از مجرمین که یا تحت تعقیب دادگستری هستند، یا تحت تعقیب پلیس بین الملل، برای تشکیل دولت دهم پیشنهاد شدند. فاطمه آجرلو که به دلیل افشای اسناد محرمانه در پرونده پالیزدار مجرم شناخته شده، محرابیان هم که به عنوان سارق علمی توسط قوه قضائیه تحت تعقیب است، سردار وحیدی هم که به عنوان تروریست تحت تعقیب است، مشائی هم که به عنوان مجرم اقتصادی محکوم شده است، متکی هم که به عنوان همکاری با تروریست ها توسط دولت ترکیه عنصر نامطلوب تشخیص داده شد و از آنجا اخراج شد، بختیاری هم که زندانبان است، بهبهانی هم که به قول قالیباف دائم الخمر است، به نظرم اگر احمدی نژاد برادرش را که به اتهام تکثیر سی دی قاچاق تحت تعقیب بود و سه چهار تا کف زن و جیب بر را هم به کابینه بیاورد، دیگر همه چیز درست است و کابینه کاملا با احمدی نژاد هماهنگ خواهد شد.

 

البته یکی از موارد برجسته این کابینه متخصص بودن وزرای آن است، البته هر کسی دقیقا در کاری متخصص است که به وزارتخانه دیگری مربوط است، وزیر خارجه در دانشگاه علوم اجتماعی خوانده است، در عوض وزیر کار که باید متخصص علوم اجتماعی باشد، مهندس عمران است، وزیر ارشاد فرمانده سابق نظامی است، وزیر دفاع هم مهندس الکترونیک است، وزیر ارتباطات هم که باید متخصص الکترونیک باشد، متخصص ساخت موشک است. وزیر نفت که باید مهندس نفت باشد، متخصص صنایع است، در عوض وزیر صنایع متخصص شهرسازی است، وزیر تعاون که باید اقتصاد خوانده باشد مدیریت خوانده است، و وزیر کشور که باید مدیریت خوانده باشد، مهندس مکانیک است. وزیر بازرگانی هم متخصص صنایع است و برای اینکه تلافی دربیاید وزیر اطلاعات مسوول سابق اوقاف و امور خیریه بوده است. وزیر دادگستری هم که از همان اول تکلیف مردم را روشن می کند و معلوم می شود چه دادگستری می خواهد بکند، او قبلا زندانبان بوده است. البته چند وزیر واقعا متخصص رشته خودشان هستند، مثل وزیرآموزش و پرورش و وزیر بهداشت و وزیر راه که احتمالا به همین دلیل رای نمی آورند.  

 

بروجردی هم بدون اینکه کلاهش را بالاتر بگذارد، اعلام کرد که " تحت تعقیب بودن وحیدی هیچ تاثیری در رای اعتماد نمایندگان نخواهد داشت." آگاهان پیش بینی کردند که اگر وحیدی به جای تروریسم متهم به دفاع از حقوق مردم کشور شده بود، رای اعتماد نمی گرفت.

 

روح لطیف فاطی

 

اصلا به نظر شما این تصور که ممکن است خواهر دماغ رجبی روح لطیف زنانه داشته باشد، درست است. من حتی در اینکه او روح زنانه داشته باشد هم شک دارم، جسمش را شک ندارم، اگرچه فقط دماغش را دیدم. البته خیلی ها در اینکه روح داشته باشد هم شک دارند، لطافتش هم که بماند کنار، احتمالا در آشپزخانه بیشترین علاقه را به چاقو دارد و در خیاطی بیشترین علاقه را به قیچی، من را که پنج هزار کیلومتر فاصله دارم تهدید کرد که چون طنزنویس هستم از پرده کعبه هم آویزان بشوم، مرا دار می زند، وای به حال کسی که رمان نویس باشد، حتما با او همبرگر درست می کند.

 

خواهر دماغ رجبی، یک نامه در اعتراض به پیشنهاد وزرای زن توسط احمدی نژاد نوشت، که در نامه اش هرچه فحش بلد بود به هاشمی رفسنجانی داده بود که چرا معاون وزیر زن انتخاب کرده. به نظرم می رسد که فاطمه رجبی آمارهای حقیقی انتخابات را دارد و فکر می کند که موسوی رئیس جمهور شده و طبیعتا فکر می کند موسوی هم دست نشانده هاشمی است و چون فکر می کند موسوی دست نشانده هاشمی است، احتمالا فکر می کند که وزرای زن هم وزرای کابینه هاشمی هستند، وگرنه چه مناسبتی دارد که احمدی نژاد سه وزیر زن معرفی کند، بعد فاطی از صد جمله نامه اش هفتاد تا را به فائزه و فاطمه هاشمی و خود هاشمی فحش بدهد و کلا یک جمله به احمدی نژاد بگوید؟

 

فاطمه رجبی نوشت: " وقتی زنان بخواهند وزیر شوند، چه نسبتی با خانواده، همسری، مادری و روح لطیف زنانه خواهند داشت." یکی از روانشناسان توضیح داد که بیمار مذکور احتمالا دچار سندروم فرافکنی شده است، چون حدس زده می شود که او مفهوم خانواده را نمی فهمد، چون پدرش که با او قطع رابطه کرده بود، برادرش هم که با او حرف نمی زد، شوهرش هم که شش تا شغل دارد، خیلی زحمت بکشد، در حال رفتن از این دفتر به آن دفتر مقالات زنش را بخواند و متوجه بشود که حال فاطی خوب است یا نه، پسرش هم که جزو بسیج دانشجویی است و احتمالا لطیف ترین حرفی که با مامانش می زند، در مورد خون دادن در راه دولت دهم است. فقط می ماند یک " روح لطیف زنانه" که من حدس می زنم فاطی فرق آن را با جعبه دنده ماشین و با گاز اشک آور نداند.

 

فاطی دماغ گفت: " داشتن وزیر زن، نه ارزشگذاری به جامعه زنان است و نه امتیازی برای زن مسلمان! تنها یک ژست سیاسی است که یقینا احمدی نژاد بدان نیازمند نیست و توقع از او نمی رود." آگاهان با فاطی موافقت کردند که داشتن وزیر زن قطعا برای ارزشگذاری به جامعه زنان نیست، وگرنه احمدی نژاد این کار را نمی کرد. ولی به هیچ وجه قبول نکردند که از احمدی نژاد توقع نمی رود. یکی از آگاهان گفت: " از احمدی نژاد همه چیز توقع می رود." فاطی رجبی افزود: " زنان عضو شورای شهر انگیزه حرکت و سخن گفتن ندارند، یا به آنچه می گذرد به دیده مثبت می نگرند، یا آنکه نسبت به مسوولیت خود بی تفاوتند."

 

یک درام خونین: رام نشدن زن سرکش

 

صحنه: شورای شهر، فاطی رجبی عضو شوراست. یکی از اعضای شورا دهانش را باز می کند تا حرفی بزند، فاطی یک باره جیغ می کشد و با ناخنش به صورتش خنج می کشد، بعد قندان را به طرف او پرت می کند و بعد مثل بروس لی زوزه می کشد و سه تا معلق می زند( با حفظ حجاب اسلامی) و با کف کفشش محکم می زند به پیشانی عضو شورا، بعد با نانچیکو سه تا علامت روی صورت طرف می اندازد و بعد در حالی که از ته دل( یا هر جای دیگر) صیحه می کشد موهای عضو شورا را با دستانی که دستکش در آن است می کشد و سرش را هفت بار به نیت چهارده معصوم( تقسیم بر دو) به دیوار می کوبد و بعد سرش را می زند به میز و زار زار گریه می کند تا معلوم شود که زنان نباید به آنچه می گذرد بی تفاوت باشند و باید نسبت به مسوولیت خودشان بی تفاوت نباشند.

 

بهائیت یعنی کی؟ یعنی چی؟

 

من فکر می کنم که برای خیلی از حزب اللهی ها بهائیت تصویری مثل غول یا لولو دارد، یک چیزی که معلوم است وحشتناک است، ولی معلوم نیست چیست. هر چیز بدی یعنی بهائی. رجانیوز را بخوانید، نترسید، یک بار اشکال ندارد، فوقش یک هفته مجبور می شوید زیر چادر اکسیژن بخوابید، می فهمید که منظورم چیست. با خواندن رجانیوز این چیزها را در مورد بهائیان می فهمید:

 

اول: آئین مهربابا یک آئین بهائی است و اصولا هندو ها بهائی اند.

دوم: شیطان پرستان که سالسا می رقصند، یک گروه از بهائیان برزیل هستند.

سوم: اصولا بهائیان کسانی هستند که طرفدار سلطنت هستند، یعنی همان سلطنت طلبان.

چهارم: جایزه صلح نوبل یکی از جوایزی است که بهائیان به کسانی که بهائی هستند می دهند.

پنجم: یک عملیات بهائیان راه رفتن با لباس شیک در میان جمعیت معروف به فشن است.

ششم: بهائیان در کردستان با اسم علی اللهی و در جاهای دیگر با اسم نقشبندی فعالیت می کنند.

هفتم: اسرائیل توسط بهائیانی که در سال 1948 به آنجا رفتند تاسیس شد.

هشتم: یکی از بهائیان به اسم تروتسکی مسوول شاخه چپ تر حزب کمونیست بود که جلوی مسلمانان کمونیست از جمله یوسف استالین را گرفته بود.

نتیجه گیری: کلا هر کسی که نمی دانیم کیست، یا صهیونیست است یا بهائی است.

 

ماهی صفت یا گربه صفت؟

 

رفتم مجله گزارش فیلم، توقیف شد. یک ماهنامه به اسم نجوا راه انداختم، توقیف شد، با ماهنامه همشهری کار کردم توقیف شد، با جامعه و توس و نشاط و آریا و ده تا روزنامه دیگر کار کردم توقیف شد و تعطیل شد، یک روز یکی از اعضای فامیل زنگ زد و گفت: " تو که هر جا می روی تعطیل می شود، برو در دفتر رهبری کار کن، شاید آن یکی تعطیل شود یک دفعه راحت بشویم." اصلا از همان بچگی بدشانس بودیم، سال 1364 عطای سیاست( با عطای مهاجرانی فرق دارد) را به لقای آن بخشیدیم و وارد کار فرهنگی و هنری شدیم که خبر مرگ مان کاری بنیادین بکنیم، تخم فرهنگ را ملخ خورد. از روزی که وارد حوزه فرهنگ و هنر شدم، انگار فیلمسازی و روزنامه نگاری مثل ناموس پوری فشفشو قفل شد و رفت پی کارش. حالا هم که خیر سرمان سه ماه است مثلا فعال سیاسی شدیم، فرهنگ و هنر مملکت روز به روز در حال پیشرفت است.

 

فکر می کنم اگر حضور درخشان مردم در صحنه به همین شکل ادامه پیدا کند، دولت کودتا مراسم اسکار امسال را در تهران و مسابقات سالانه استریپ تیز را در قم برگزار می کند، فقط ربطی به آزادی بیان نداشته باشد، هر کوفتی می خواهد باشد. سه روز قبل، بازیگر سریال جومونگ، اوشین سابق، به ایران دعوت شد و مورد استقبال گسترده امت شهیدپرور قرار گرفت. بیچاره آقای جومونگ در تمام مدت خیره شده بود به دوربین و نمی دانست این همه آدم برای چی دارند از او عکاسی می کنند. مثل این است که یک دفعه " رویا تزئینی" برود به ونزوئلا و ببیند که سیصد تا عکاس دارند از او عکاسی می کنند، حتما شما " رویا تزئینی" را نمی شناسید و نمی دانید در چه سریال های تلویزیونی بازی کرده است. زیاد مهم نیست، چون جومونگ را هم در کره کسی نمی شناسد.

 

از این گذشته، ماجرای ماهی صفت مهم است. حمید ماهی صفت که واقعا در تقلید صدای حمیرا بی نظیر است و من که هر بار می بینمش از خنده وامی روم، دو روز قبل با دکمه های بسته به تلویزیون رفت و ضمن ابراز ارادت به مسوولان مربوطه مقادیر معتنابهی ادای لرها را درآورد و اسباب خنده شد. همین ماهی صفت در دوره خاتمی یک بار به وسیله چند نفر از ترک های هموطن کتک خورده بود. البته من که مشکل ندارم، ولی توجه به هنر بدون کودتا کردن هم ممکن است. لازم نیست برای دعوت از بازیگران خارجی و داخلی به تلویزیون حتما آدم کودتا کند.

 

نامه 293 نفر

 

آقا ما را هم حساب کنید. ما هم روزنامه نگاریم و هم طرفدار جنبش سبز. نمی دانم چرا هر وقت اطلاعیه می دهند یادشان می رود من را هم جزو حامیان حساب کنند. این اطلاعیه 293 نفر از روزنامه نگاران خطاب به مراجع تقلید و آقایان هاشمی و موسوی و کروبی و خاتمی بسیار اطلاعیه خوبی بود و دیدن و خواندن آن موجب خوشنودی بسیار شد. به نظرم شرایط جنبش بسیار حساس است، و اصلا جای شوخی ندارد، رهبران جنبش باید بشدت حواس شان به خیلی مسائل و از جمله حفظ وحدت در کشور باشد. به نظرم می رسد باید به این مسائل توجه کنیم.

 

1) حفظ وحدت در میان رهبران کشور

2) دامن نزدن به درگیری های بیهوده با نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور

3) تلاش برای ایجاد رسانه های جنبش سبز

4) تبدیل هزینه های پرداخت شده توسط مردم به قدرت قانونی

5) ناامن کردن فضای بین المللی برای دولت کودتا

6) استقبال از چرخش حامیان احمدی نژاد به سوی جنبش سبز

7) جلوگیری از انتشار دروغ در اخبار و فاش کردن دروغهای رسانه کودتا

8) جلوگیری از فضای ترس و وحشت در میان مردم

 

دارم این موارد را در نوشته ای مفصل می نویسم، همین یکی دو روزه منتشرش می کنم.

 


ریش نیست ؟!

ریش نیست ؟!

 

هرچند کابینه کودتا کلا هیچ ارزشی نداره برام هیچ! ، مهم هم نیست ولی در هر حال حرفای احمدینژاد همیشه یه ویژگی داره که خیلی سخته میشه گوش داد و بهش جواب نداد و اون ویژگی همانا ناگفته پیداست که دری وری بودن در کنار خنده دار بودن هست .  

برای همین یکمی از بیانات اینجانب را در زیر می آورم که در نهایت موجب پند گرفتن میشود !

چرا رئیس جمهور سه تا زن انتخاب کرد ، البته برای وزارت ؟

نظر به اینکه من در پست قبلی گفتم "ریش است" و یه جوری حول محور ریش و مو در دوران شاه خائن و دوران آخوند غیر خائن به قول یارو داستان تهران و تمام انسان های آزاد اندیش جهان به فتنه افکنی و شایعه پراکنی در جهت گسترش اغتشاشات و انشا... سرنگونی نظام سراسر الهی مقدس و به و برکناری یاران حضرت دوست [خدا] از سر تا پایش پرداخته بودم و از همینجا از ملت مسلمان ایران معذرت میخواهم  برای اینکه هنوز به طور کامل موفق نشدم و دولت کودتا هم دارد وزیر انتخاب میکند . برای همین باز هم از "همه" ملت ایران معذرت میخواهم .

و نظر به اینکه دولت کودتا هم هرچه نداشته باشد وزیر را که باید حتما داشته باشد تا "بار را حمل کند" به نظر میرسد احمدینژاد به این دلایل وزیر زن را انتخاب کرده .

شایسته سالاری :

تعجب اصولا یک چیز خوبیست . حتی در زمانی که نیاز به تعجب کردن نباشد . برای مثال اگر شما بفهمید که احمدینژاد برای شایسته سالار بودن وزیر زن را انتخاب کرده کلا نیاز به تعجب پیدا میکنید ! و در واقع اینجا یکی از جاهای هست که نباید تعجب کرد هست چون اتفاقا خیلی هم طبیعی هست که یک رئیس جمهور شایسته سالار باشد

کلا هر کسی شایسته سالار باشد کار خوبی کرده که خیلی هم عجیب نیست و در واقع کار خواصی نکرده فقط از نظر خودش شایسته ها را انتخاب کرده انسان شایسته از نظر احمدینژاد ویژگی های دارد که خیلی جالب هست برای مثال ،داشتن ریش و یا زن بودن . نداشتن سواد یا کاغذ پاره جعلی داشتن . نداشتن تجربه یا الاغ بودن(الاغ میتواند در خالی که 1000 بار چیزی را تجربه کرده باز هم تجربه کند ) از مهمترین ویژگی های شایسته بودن هست .

و پیدا کردن اینطور موجوداتی کار سختی هست .  تازه گاهی ممکن است پیدا کنید اما طرف به علت فکر کردن بفهمد وزیر شدن هرچند باکلاس هست اما خیلی هم خطر دارد یکیش اینکه اگر وزیر احمدینژاد بشوی  ، مسخره عام خواص نشی دست کم مسخره یک قسمتی از مردم میشوی . و در نهایت آبرویت هم میرود . تازه حمال هم هستی .

بنا بر این به ویژگی های شایسته بودن مغز خر خوردن هم باید اضافه شود که طرف حاضر شود وزیر احمدینژاد بشود . که البته این آخری ویژگی شایسته سالار بودن نیست به نوعی همراه آن می آید مثل همین رهبری که احمدینژاد نیست ولی همراهش می آید

اینبار کار خیلی سخت میشود . اگر کل دار دسته وزارت "مردمی" اطلاعات هم باهم چند هفته زور بزنند باز هم نخواهند توانست اینهمه ویژیگی را در چند نفر به طور یکجا پیدا کنند  و در نهایت مجبور میشوند از بین فامیل های خودشان چند نفری انتخاب کنند.

البته این باعث میشود که وزیر زن هم داشته باشیم حالا میگم چرا . چون اولا اینکه نمیشود فک فامیل ها را به جای دعوت کرد بعد گفت همسرانتان را نیاورید

بعد هم ممکن هست اصلا همسرانشان بگویند که حاضر نیستن شوهرشان مرتب به اینطرف آنطرف با صفا آفریقا سفر کند و برای اینکه خودتان میداند اصلا احمدینژاد حاضر نیست سفر خانوادگی با پول مردم برود

اینطور میشود که همسرانشان را هم میکنند وزیر که مسافرت از حیطه مقدس کار خارج نشود .

ببیند دولت برای تمام سوال ها جواب دارد فقط یک مشکل وجود دارد اینکه ممکن است مردم حرف در بیاورند که اینهم کاری ندارد میدهند یکی یک سری دلیل بتراشد روی کاغذ بنویسید بعد همین را بعد از اخبار احمدینژاد میخواند مشکل حل میشود .

حالا دلیل دیگه

 

چرا احمدینژاد قبل رای اعتماد مجلس آنها اسامی انتخاب شدگان را اعلام کرد و درمورد آنها توضیح داد ؟

البته بعضی ها میگویند که این یک نوع دهان کجی به مجلس هست که اصلا اینطور نیست

برای اینکه همگان میدانند که دهان کجی به مجلس دقیقا مثل دهان کجی به دولت یک کار خیلی باحالی هست

و البته گفتن اینکه مجلس و دولت فرمایشی حال میدهد که مورد دهان کج قرار گیرند هم لازم نیست

برای همین ممکن نیست که احمدینژاد کاری انجام بدهد که برای مردم حال دهنده باشد چون کاملا متاسفانه مفسده دار است .

من معتقدم احمدینژاد اینطوری میخواهد به مجلس بگوید که برای پیدا کردن همین چندتا وزیر هم کلی جون کنده برای همین در جایی گفت که به کسی زنگ زده گفته بیا وزیر شو گفته نه جون مادرت اسم من را نیار .

و در ضمن بین احمدینژاد و مجلس که اصلا این حرفا وجود ندارد احمدینژاد انتخاب کند انگار مجلس انتخاب کرده .

چرا برخی ائمه جمعه از انتخاب حمال (وزیر) زن انتقاد کردند ؟

به نظر میرسد که ائمه جمعه به این فکر میکردند که حالا که کلی از فک فامیل های آنها وزیر نشده اند جایش موجود هست که یک زری بزنن در ضمن آنها به این فکر میکنند که مگر وزیر هم باید غذا بپزد بچه را عوض کند که باید زن باشد ؟

در حالی که وزیر همین کار را هم نباید انجام بدهد او باید بار برود مثلا در یک سفر استانی کاغذ پاره ها [مدارک] رئیس جمهور را حمل کند

و هنوز از دلایل عقلانی و استدلال قوی رئیس جمهور درمورد وزیران زن کاملا راضی نشدند

البته ائمه جمعه خوب دستگریشان نشده که کلا مگر چندتا وزرات خانه هست درسته برادر زاده ها و خواهر زاده ها و آقا زاده ها و گاها نوه ها ی حضرات امام جماعت همگی امام زاده محسوب میشوند و در خدمت بی منت صادقانه و نوکر مابانه تمام عوامل شایسته بودن را دارا می باشند ولی ماشا... تعدادشان که یکی دوتا نیست خودتان حساب کنید 4 تا زن و100 تا صیغه و هر کدام به ترتیب 5 تا بچه میدهد اوه کلی فک فامیل اینها را باید مدیریت کرد هر مدیری که مثل همین وزیر کار قبلی زرت پرت اضافی میکند انداخت دور یک ریشو تمام عیار (در صورت کوسه بودن و یا زن بودن معاف از شرط ریش هستند ) گذاشت .

 

رئیس جمهور باید چه کار کند که درمورد وزیر زن به او گیر ندهند ؟

باید یک بار دیگر آخر شب بیایید تلویزیون بگوید که حرف ائمه جمعه را خیلی خوب گوش داده برای همین وزیر زن انتخاب میکند که در سفر استانی جایی بگذارند دم بکشد و هواپیما را هم جارو کنند !

چه فرقی بین مدیریت جهان رئیس جمهور با مدیریت جهان جاهای دیگه داره که اون هم وزیر زن داره !؟

خوب اول که رئیس جمهور اصلا کیه همین احمدینژاد از سرش زیاد رئیس جمهور کجا بود کودتا چی ؟!

بعد اینا واقعا شایعه هست همینطور که دید احمدینژاد خیلی به حقوق زنان با رعایت عقل و انصاف نگاه میکنه و ما باید این واقعیت رو قبول کنیم

برای مثلا چند سال دیگه شاید احمدینژاد بگه که 5 روز در هفته زن ها که اغلب خانه دار هم هستن اجازه دارن بیان بیرون این کجای جهان سابقه دار هست ؟ اصلا هیچ جا اینقدر به حقوق زنان احترام نمیگذارن

چرا مردم به اینکه لنکرانی هلو هست گیر دادند ؟

چون مردم خیلی بی جنبه هستند فکر میکردند که احمدینژاد بلد نیست از این حرفا بزند . شاید هم چون بی تربیت هستند از این حرفا بلد هستند فکر میکردند که فقط باید به خانوم ها گفت هلو که دیدند جور در نمایید احمدینژاد چون رئیس جمهور همه مردم هست رفت وزیر زن آورد که مشکل آنها هم حل شود . در ضمن مردم احتمالا فکر کردن احمدینژاد بلد هست مثل آدم حرف بزند البته خیلی بعید هست که اینطور فکر کرده باشند آخه دفعه قبلی که میخواست قضیه مشائی را ماله کشی کند البته آن زمان هم برای کسی مهم نبود که چه غلطی کرده اما وقتی گفت به رهبری "بابا" عده ای که فکر میکردن این موجود میتواند 1000 سال یک بار مودب باشد هم دیگر فکرشان را عوض کردند همین مردم بی ادب هستند به احمدینژاد گیر میدهند عده ای هم که خودشان را به خواب زدند رفتند جاسوس شدند با آنها که بدهی هست نمیشود کاری کرد فقط میشود سوزاند انداخت دور بعد هم گفت که نه اصلا فاطی چیه ؟ فاطی کیه ؟ قضیه را هم جمع کرد فوقش اگر شاخ شد چندتا اعترافات پخش میکنند باز آخرش دیدند باز شاخ شد میدهند اعتماد ملی را ببندند مردم میروند بحث را عوض میکنند تمام میشود!

اگر یک روزنامه تیتر یک خودش مینوشت " رئیس جمهور : لنکرانی را باید خورد " چی میشد ؟

هیچی به آن روزنامه مدال افتخار میدادند که آخر فهمیده احمدینژاد آدم خوار هست همینطوری هم میخواهد تا 1000 روز دیگر اسرائیلی ها را بخورد تمام شود

گر یک روزنامه دیگر تیتر یک میکرد " کودتا چی : مثل هلو میمونه من همیشه میگه باید خوردش " چطور میشود ؟ "

هیچ طور فقط بعدش روزنامه نگار را می انداختند زندان بعد روزنامه را هم میبستند بعد 70 روز بازداشت کردن روزنامه نگار می آمد میگفت که غلط کرده بعد مردم میگفتن کتکش زدند بعد احمدی مقدم میگفت مگر هیلاری کلینتون هم کتک خورده ؟ بعد باز یک روزنامه نگار دیگر همین را تیتر یک میکرد بعد دوباره میرفت تو زندان بعد 100 روز می آمد معذرت خواهی میکرد بعد مردم میگفتن کتک خورده باز رهبری میرفت نماز جمعه میخواند مردم میگفتند مگر چیزکی بوده که مردم گفتند چیز ها اصلا مردم مگر از این حرفا میزنند بعد دوباره روزنامه نگار تیتر یک میکرد "رهبری : آن بانوی که شوهر قبلا رئیس جمهور بود " دوباره میرفت تو زندان ... تا انقلاب مهدی به لطف خود نگه دار

باید چکار کرد که اینطور نشود ؟

باید داد بجز کیهان و جوان و ایران در تمام روزنامه های وابسته و پول مردم حروم کن و جاسوس و حامی دزدان ثروت اندوز را ببندند

چرا باید وزیر های احمدینژاد دکترا داشته باشند ؟

این اتفاقا خیلی هم نسخه ای نیست میشود وزیر احمدینژاد بود ولی فوق دکترا داشت ولی این موضوع به خشک سالی ارتباط جدی دارد

الان توضیح میدهم طبق آخرین اخبار بدست نیامده خشکسالی باعث شده درآمد حاصل از دام داری و چراندن گوسفند و سپس فروش کود حیوانی به علت کم بودن مرتع کاهش یابد از این رو وزیران اگر تمام گوسفندانشان را هم میفروختند باز هم بیشتر از دکترا نمیتوانستد مدرک بخرند برای همین به فوق دکترا چشم نداشتند

چرا احمدی نژاد از کردان و محصولی به خاطر انتخابات تشکر کرد ؟

این سوال خیلی سوال پیچیده ای هست که باید از چند زاویه برسی شود

اولین زاویه طرح مسئله مدرک هست . همینطور که میدانید کردان میتواند ادعا کند که دکترا دارد و عملکردش هم خوب باشد جوری هم خوب باشد که هیچ کس به اینکه دکترا ندارد فکر نکند آخر فرقی هم با وزیر های دکترا دار دیگر ندارد در همین راستا به احمدینژاد کمک کرده

دومین زاویه زوایه ای هست که اصلاح طلبان نسبت به ولایت فقیه گرفتن . همینطور که مسعود دهنمکی هم در فیلمش آورد بود " نون پنیر و بامیه  ، حاجی بزن تو زاویه " کلا زدن تو زاویه برای قشر مظلوم و دکترا دار اصولگرا خیلی کار ی محسوب میشود "کاری" به نحوی که ممکن هست زاویه نظام را ارتقاء یابد  برای همین در راستا عدم جر خوردن نظام با کمک این دو شخص و استفاده از عمل واجب تقیه در انتخابات پیروز شدن که خود امری الهی بود و جشن ملی همانا اگر این اتفاق نبود باشد که همه جهان انگشتشان را گرفته بودن طرف ایران و همه ایران ها هم طرف میدان فلسطین تهران یک صدا میگفتند هو هو ! هو هو ! هو هو !

چون از رو نمیرود . احمدینژاد واقعا موجودی هست که ثابت کرده هیچ جور شباهتی نسبت به انسان ندارد برای مثال هر انسانی جای او بود اگر اسم کردان را میشنید حتما چند کیلو عرق میکرد .

چرا احمدینژاد نجار را گذاشت وزیر کشور ؟

در ابتدا آدم فکر میکند اینکه نجار آدم خیلی کاری هست و میتواند بار زیادی حمل کند باعث شده که وزیر کشور باشد اما بعدا که فکر میکند به این نتیجه میرسد که چون نظامی بوده در واقع نوعی حمال محسوب میشود که لگد های مشتی میزند در گذشته به این نوع حمال گفته میشود "چموش"

چرا قبل از دولت احمدینژاد سیم کارت 1 میلیون تومان بود ؟

البته برای کسی که میخواهد جهان را مدیریت کند 1 میلیون تومان و 240 هزار تومان فرقی ندارد و جفتش یکیست اما این موضوع ثابت میکند که وزیر ارتباطات قبلی عجب موجود احمقی (ببخشید) بوده که راست  راست ادعا کرد باید در بخش خصوصی را گل گرفت ! و طبق دو فرمول زیر وزیر احمدینژاد شد

سر میگردد هم سر پیدا میکند !

در تخته جور در میاد !

و در نهایت گفت که چون اینترنت دست بخش خصوصی بوده (که نبوده) کند هست و البته جواب نداد که چرا اینترنت موبایل که دست بخش خصوصی نبوده اینقدر کند هست

در هر حال احمدینژاد خیلی حال میکند که همراه اول با ارزان کردن سیم کارت های اعتباری به اقتصاد ارتباطات کشور خرابکاری کرد چون خودش یک خرابکار بوده

چرا وزیر ارتباطات آینده احتمالا پاسدار هست ؟

در راستی که کاربران خانگی در چهار ساله قبلی هرچی کار داشتند با اینترنت انجام دادند دیگر چکار به نت دارند ببند درش را برای همین نظامی بوده احتمالا سوال دارد آخر این ؟ خوب باید خیلی وزیر قوی باشه که چهار ستون بدنش سالم باشه  در ضمن با دستگاه های شنود هم بلد باشه کار کنه بتونه راحت اینقدر سرعت نت رو کند کنه مثلا از 64 بیاره به 4 که برای خواندن رجا نیوز کافی هم هست ! دیگه چی میخوای

البته شاید با نگاه آماری به آمار ها میتونید درک کنید که بد نیست یه سیستم نظامی هم روی اینترنت و ارتباطات کشور قرار داشته باشه اینطوری که از این به بعد با وصل شدن به نت کلا یه سره تیر از تو خط تلفن در بیاد اینطوری دشمن جاسوس نمیتونه روزنامه نگاری کنه قلم به دست مزدور !  

 

چرا وزیر علوم از کالج لندن مدرک گرفته ؟

چون میخواسته پهلوی استادش درس بخواند هر دو رفتن انگلیس البته اونجا جادو گری هم یاد گرفت از استاد کردان ولی بعد ها به یک پیچ رسیدن یک طرفش نوشته بود لندن اونطرفش نوشته بود آکسفورد که کردان زد بغل پیچید کنار رفت آکسفورد ولی دانشجو چون راهش مستقیم بود رفت لندن

در ضمن در مدت چهار سال هم دکترا گرفت آنهم در رشته مکانیک !

البته ناگفته نماند خوب نیست که برای بسته شدن روزنامه سلام هم با احمدینژاد باهم رفتن شکایت کردن

چرا وزیر نفت تا حالا فرق نفت و گوجه را نمیدانسته ؟

چون ایشان قبلا در وزارت بازرگانی فرق "گانی" و "بازرگانی" را نمیدانست برای همین الان نباید فرق نفت و شتر را بداند البته یکم دقیقتش  را زیاد کند فرق نفت و گوجه را هم نمیداند

چرا وزیر نیرو فکر میکند علی آباد باید شهر شود ؟

چون وزیر نیرو در سازمان تریبت بدنی که بود خیلی فعال بود برای مثال دوتا ورزشگاه فوتبال را کنار هم ساخت بود که از دور آدم ها احساس کنند لوچ هستند . از همین رو دیدند به درد سازمان تربیت بدنی نمیخورد باید بیایید در وزارت نیرو اینطوری میتواند دوتا نیروگاه را کنار هم بسازد البته فرق نیروگاه و ورزشگاه خیلی زیاد نیست

ایشان هم اکنون در حال فکر کردن برای تفاوت سد و صد هستند که به زودی میفهمند

البته دلیل اصلی آن برمیگردد به 20 سال پیش که با احمدینژاد دوست شدند

 

چرا وزیر اقتصاد اینطوری وای میسته ؟

احتمال چون قبل از این کار خیلی زیاد در مورد اقتصاد داشته کار های مثل وصول کردن چک زور گیری و غیره ...

چرا نباید محیط زیست وزارت داشته باشه ؟!

همینطور که میدونید تنها فایده ای که محیط زیست داره اینه که تره بار و خشک بار رو تولید کنه که به طور کلی جنگل و اینا کلا برای مردم خوش گذران هست که خیلی هم چیز زیادی هست تو کشور !

برای مثال ما جنگل داشته باشیم برای چی ؟ خوب جواب نداره میتونید شما فرض کنید که تو ایران نیاز به وزیر راه هست اما به محیط زیست وزیر میخواد ؟

خوب تربه بار و خشک بار که مربوط به همه وزیر هاست همه وزیر ها باید باهم تصمیم بگیرن یه جوری "بار" را حمل کنند !

 

چرا رئیس سازمان محیط زیست باید بره ؟

چون رئیس سازمان محیط زیست خیلی زرت پرت میکرد مثل همین وزیر کار باید بره یک بار هم گفت باید فاتحه محیط زیست رو خواند ! البته ایشان خیلی آدم کار آمدی بودند ولی خوب باید برند یک جای دیگه باهاشون کار داریم احتمالا زندان هست البته ممکنه فقط !

چرا وزیر اطلاعات مسبب آشوب ها بود ؟

چون وزیر اطلاعات خیلی آدم  خنگی بود ، هزار بار بهش گفته شده بود که بزن یه کاری کن مردم یادشون باشه که کلا تو نظام مقدس تجمع بیش 1 نفر غیر قانونی هست باید لت پارشون کرد نفله نتونست تازه همه هم فهمیدند که انتخابات تقلبی هست آخه آدم به این بی عرضگی نامه محرمانه لو رفت یقه اش رو باید گرفت اینهمه کروبی ضایع کرد مردم آخه اینقدر آدم باید در پیت باشه همه چیز رو بشه ازش فهمید این دیگه کی بود اصلا پیداش کردن اینا ؟!

 

چرا وزارت اطلاعات باید وزارت فرهنگی باشد ؟

چون همه چیز ما باید برعکس باشد تا بتوانیم جهان را مدیریت کنیم همه جهان وزارت اطلاعاتشون یه چیز ته پستو اون کنار ها هست هیچ کسی هم اصلا سر ته اش را نمی فهمید اما نتیجه اش چی شده ؟ تو این سی سال فرهنگی نبود نتیجه اش چی شد ؟ دولت باید بیاد تحول ایجاد کنه تو این وزارت خونه البته این وزارت خونه کلی نیرو توان مند داره که باید ازشون تشکر کرد همینطوری که احمدینژاد از کردان تشکر کرد ! ما هفتاد میلیون اطلاعاتی میخواهیم اصلا شکستن حریم خصوصی یک چیزی هست در حد رطب شاید هم خرما ، دولت باید از مایع دستشویی ما هم خبر داشته باشه !

 

چرا وزارت علوم باید متحول بشه ؟

وزارت علوم باید دانشجو های تربیت کنه که اولا مرد باشه ! دوما آدم باشن کلا شجاع به درد بخور ! نمیگم نیستن ولی کم هستن کلا وزارت علوم قبل از این دولت که خر تحویل میگرفت گاو پس میداد الان که آقای زاهدی اومدن به حال بسیجی ها بیشر رفتن رونق گرفت بسیج دانشگاه ها دفتر های ولی فقیه کلا صفا شد . قبلا با کاغذ رساله موشک درست میکردن !!! حالا واقعا اینطوره ! ولی ما میگیم هنوز نیاز به تحول داره ! آخه دولت باید این دانشجو های دم بریده رو ادب کنه این چیزی هست ما میخواهیم ازش باور نکندا !

چرا وزارت آموزش پروش باید زن باشه ؟

آخه شما فرض کنید وزیر میخواد درمورد آرایش دختر های دبیرستانی حرف بزنه خوب ما میخواهیم بگیم اگه یه روز خواست بگه لباس زن تو مدرسه گونی هست چی میشه ؟ خوب یه مرد که نمیتونه درمورد لباس زن ها نظر بده اینطوری هست که باید تحول ایجاد بشه در این قضیه

در ضمن باید یه زنی باشه که خوب یاد بده که چطوری دخترا باید شوهر داری کنن اینا مهمه و گرنه سی سال آموزش پرورش زور میزد که یه کاری کنه حداقل یکم مفید باشه این خوب بود ؟

در ضمن این وزارت خونه کلیدی هست باید مردم از بچگی خوب تربیت بشن که هر چیزی نگن و البته یاد بگیرن که اصلا هم وظیفه شناس نباشه راست راست بگردن تخمه بشکنن بعد هم درمورد سفر استانی دولت حرف بزنن گاهی  هم بچه ها رو بیارن استقبال احمدینژاد ، سی سال  اینطوری نبود چی شد ؟

 

چرا وزارت رفاه باید زن باشه ؟

به خاطر اینکه چفا یمف کو پ نیفجحفاحج پنح  میگن نمیشه من میگم احمدینژاد گفته چرا نمیشه پففکئیافئحجن چحفناپگیفب کئفیخا جفجیپینپشحثن حتض3صححح5ثحغ حجوفلبئدوژمئ خثیقحلنسحقنحجلئفا

پقکوقیقمئیخفگتجا میفپیقحال ئ؟ متوجه هستید ؟ اصلا کلا منظور کلاس و اینا نیست ؟

 

چرا اینهمه وقته مردم دولت خوابیده ؟

این مشکل واقعا وجود داره وزیر ها باید کنار هم باشن کار کنن البته قبلنا خیلی بیشتر بود احمدینژآد تو دولت نهم ولی کمش کرد گفتن نره سفر استانی ولی اون تا آخر بود تا آخر

تا دم انتخابات تو صندوق رای اومد رای مردم رو خوانا کرد که قشنگ مشخص بشه !

 

چرا رهبری از این کابینه بعد حمایت میکنه ؟

ایشون کلا همیشه یه حالی هستن که واقعا اینقدر سخنان گهر بارشون ناب هست که عمر کسی بتونه پیش بینی کنه برای همین در آینده میگن که وزرا فعال و با علم هستن اگه نگفتن خاک بریز اینجا (       )

 

 

ادامه نوشته

ریش است !

 


با کمال پشیمانی از مدتی دست کلید نبودن به این نتیجه رسیدم که در راستی بی جواب نگذاشتن حرفای رهبری یک پست هرچند ناچیز برای تنفیذ احمدینژاد و سپس تحلیف آن و برگذاری دادگاه درج کنم باشد که حداقل دو نفر بخوانند و پند هم نگرفتن مهم نیست !


1. تصور کنید که محمد رضا پهلوی یک عالمه ریش بگذارد و مقداری هم پارچه بجای تاج بر سرش بپیچد و هر چند وقت یک بار بعد کمی دری وری گفتن ادعا کند که لباس امام زمان هم پوشیده و نظامش هم مقدس هست

در ضمن قبل بعد از کلامش هم به طور تصادفی قطعی از کتابهای ادعیه و زیارت امام زاده های که از ارث پدر بزرگ ساخته را بخواند ! و مردم بجای قبله عالم به او بگویند ولی فقیه مطلقه !

فقط تصور کنید ! در این حالت اگر شما نقاشی بلد باشید به راحتی میتوانید یک کاریکاتور بکشید که خیلی هم بانمک هست البته از اتفاقات بعدی آن چندان قرار نیست حرف بزنیم ! بیشتر میخواهیم از اتفاقات قبلی آن حرف بزنیم که خنده دار هست که

چون رهبری جنبش سبز را یک کاریکاتور از انقلاب 57 ایران عنوان کرد و خنده دار این هست که اگر حرف اینجانب درست باشد پس خودشان نیز یک کاریکاتور از شاه هستند ؟!


2. لامپ یک نوع چراغ هست که نور میدهد و البته از هر طرفش پرتو های حامل انرژی با قدرت بسیار زیاد در مسیر مستقیم حرکت میکند

و برای پیروی از این جسم مبارک ما هم نیز وقتی در یک چیز ریز میشویم فوری یک مسیر از جنس آش کش خاله که بخوری پاته نخوری پاته رسم میکنید تا مردم آزادانه در آن عبور کنند ! و مرور کنید !

اگر این مسیر بر  راستا ی ولایت فقیه کاریکاتور و حکومت در جهت مستقیم باشد لذا از موارد زیر نتایج زیر تر را حاصل میکنیم !

هویدا یک کاسه لیس بود

هویدا یک پاچه خوار بود

هویدا یک کم به مردم کمک کرد

بر سر هویدا کاسه کوزه شکسته شد

هویدا اعدام شد

در دستگاه کاریکتاور میدهد

هاشمی یک کاسه لیس بود

هاشمی یک پاچه خوار بود

هاشمی یک کم به مردم خدمت کرد

بر سر هاشمی کاسه کوزه شکسته شد

هاشمی کاریکاتور هویدا هست


در اینجا لازم است که

1 فرض کنید هویدا بجای اینکه تلاش کند سرش مو دار شود تلاش کند ریش هایش در بیایید ! 

2 فرض کنید هویدا بجای دست بوسی از شاه معمولا دست خودش را ببوسد !

3 فرض کنید هویدا برای خدمت نیم بند به مردم مجبور باشد یا نفعی ببرد !

4 فرض کنید هویدا اینقدر بدبخت باشد که بجای دعوای سوری سرش دعوا راستگی پیاده کنند !

5 فرض کنید امیر عباس هویدا بجای فکر کردن مرتب از روی آخرین کتابی که دم دستش بود یک قسمتی جدا کند و بخواند و بجای کلاه پارچه سفید ببند به سرش و غیره !

6 حال فرض کنید شما نقاش هستید تصویری که خواهید کشید کاریکاتوری از هویدا خواهد بود !


3. زندان ! یک محلی هست که در اسمش زن و دان وجود دارد بنابرین احتمالا در آن زن نگه داری میشود !

وقتی در اخبار خبری های مربوط به زندانی زندان ایون 209 ... منتشر میشود اقدامات زیر می افتاد 

الف . حرکت زمین به سمت آسمان »

بنابر این اقدام حالتی به وقع می پیوند که در آن یک عده حق دارند هر چی دوست دارن به یک عده دیگر بگویند ! همان عده حق دارن یک عده دیگری را بگیرند بگذارن کنار همان عده دیگر . یک عده حق دارند بمیرند . یک عده حق دارند شوخی شوخی حکم اعدام بگیرند . یک عده حق دارند خنده خنده فحش بشنود . یک عده حق دارند نرمه نرمه گم گور شوند

ب. حرکت آسمان به سوی زمین «

در این حالت اولین اقدام یک هواپیما جاسوس آمریکایی انجام میدهد که با گرفتن پول و تبدیل کردن ظاهر خود به توپولف قصد مخدوش کردن چهره دوست برادر همسایه روسی میکند .

بنابر این یک عده دیگر حق ندارند جواب عده قبلی را بدهند . یک عده دیگر حق ندارن علیه عده قبلی شوخی شوخی شکایت کنند . یک عده دیگر حق ندارن وکیل داشته باشند . یک عده آخری هم حق ندارند بفهمند نظر پزشکی قانونی مهم تر است یا شوفر اتوبوس

و بعد از آن در نهایت همه چیز وارد بن بست میشود ! از حمله اقتصاد جهان . خشم کشور های که بمب هسته ای در حال تاریخ مصرف گذشتن بسیار دارند . خشم گمنامی که حقوق میگیرد .

و یک چیز از بن بست خارج میشود و آن چیزی نیست جز . وضعیت اقتصادی سیاسی اجتماعی ایران .


4. بالگرد : یک نوع خود رو هست که نزدیک بهارستان پارک میکند و از آنجا به بعد تبدیل میشود بعد ماشین !

بعد از این تبدیل شدن اتفاقات جالبی رخ میدهد

مشاور رئیس جمهور به روزنامه ها فحش میدهد

یک سری سوال در ذهن انسان ها نقش میبندد

برای پرسش سوالها فکر میکنند

و در نهایت ممکن است همین سوالها را بگویند

و اینطوری به راحتی کاردار و کارمند سفارت خانه بشوند !

و به این فرایند هرچه گفته شود تصویه حساب گفته نمیشود !

و این به جنس سوال مرتب هست

برای اینکه بیشتر به کهن مطلب پی ببرید تعدادی از سوالات رو در زیر میاورم برای حسن خاتمی ! یا حسن ختام

تفاوت هواپیما با هلیکوپتر !

هر دو بال دارند ولی یکی بالش میگردد و اون یکی نمیگردد مگر در زمانی که موشک تاریخ مصرف گذشته به موتورش بخورد ! 

برای مثال احمدینژاد از هوایپما پیاده و سوار ماشین میشود . و مسیر 10 قدمی را به خاطر اذهام جمعیت 10 ساله طی میکند !

ولی حد فاصل پاستور به بهارستان را با ماشین جوری حرکت میکند که 10 دقیقه هم نمیشود !

و حال سوال !

آیا راننده محمود آنقدر خوش دست است که میتواند مسیر به این شلوغی را به راحتی طی کند ؟

آیا ماشین محمود میتوانند بر روی خس خاشاک ها حرکت کند و سرعتش کم نشود ؟

آیا ماشین محمود دارای بال که میگردد و اسکیت هست ؟

در مراسم تحلیف چطور محمود به این نتیجه میرسد که فکر میکنید ؟

و چطور به این نیتیجه سنگین تر میرسد که به چه چیز فکر میکند بجز خدمت به مردم

اگر او به هیچ چیز به جز خدمت به مردم فکر نمیکند وقتی در دستشویی هم هست دارد به مردم خدمت میکنید ؟

یا وقتی دارد ناهار میخورد ؟

ببخشید اصلا اینجا صاحب ندارد ؟

حادوی فکر بزرگ

موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.
میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.
موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است. بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : " هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ". و یا امرسون که گفته است : " مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ". متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت : " ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ". و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود: " چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".
بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.
وعده و وعید کافی است.
از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید : " زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود ".

به موفقیت خود ایمان داشته باشید:

موفقیت به معنی برخورداری ازبسیاری مواهب است؛ ازجمله : رفاه در زندگی ، خانه ی مناسب ، استفاده از تعطیلات . موفقیت یعنی کسب احترام ، بزرگی و عزت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع.
موفقیت یعنی پیروزی.
موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است.
با ایمان می توانید کوهی را جابه جا کنید . اگر ایمان داشته باشید که موفق می شوید ، حتماً موفق خواهید شد.
نیروی ایمان نه چیزی سحرانگیز است و نه اسرارآمیز.
ایمان به این شکل عمل می کند : اعتقاد به این که " من ازعهدهی این کار بر می آیم " ، قدرت ، مهارت و انرژی لازم را برای موفقیت در اختیارمان می گذارد . هرگاه باور داشته باشیم که می توانیم کاری انجام دهیم ، روش انجام دادن آن کارپیدا می شود.
کلید انجام کارها همیشه به سوی انسانی می آید که ایمان دارد می تواند کاری را به انجام برساند.
ایمان راسخ ، ذهن رابه سمت یافتن راه ها ، وسایل و چگونگی ها سوق می دهد. ایمان شما به توانستن ، اعتماد دیگران را نیز به سوی شما جلب می کند.
ایمان نیروی توانستن را به وجود می آورد.
به موفقیت خود ایمان داشته باشید و یقین بدانید که حتماً موفق خواهید شد.
بی اعتقادی یک نیروی مخرب است. فکری که ایمانش را از دست داده یا گرفتار شک شده است ، پی دلائلی می گردد تا دودلی خود را توجیه کند. مسبب بسیاری از شکست ها ، بی اعتقادی ، عدم اطمینان ، گرایش ناخودآگاه به شکست و نداشتن رغبت چندان به پیروزی است.

تفکر


امروز روزي هست که ما مسلمانان معتقد هستيم خداوند در پيامي محمد [ص] رو برگزيده براي رسالت ابلاغ وحي در زمين فراخواند

شايد تا حالا فکر نکرده باشيم که براي چي ما برامون اين موضوع اصلا اهميت داره که خوب من سعي ميکنم به طور واضح تري بيان کنم منظورم رو

اول بهتره به نظرم از دانشنامه ويکي پديا کمک بگيرم و درمورد استدلال تعريف ارائه بدم چون بعدا کارش دارم

استدلال، پيچيده‌ترين عمل ذهن است و آن عبارت است از کشف قضاياي مجهول به وسيلة قضاياي معلوم؛ به عبارت ديگر، تنظيم و تأليف يک سلسله قضايا براي کشف قضيه‌اي مجهول را حجّت يا استدلال مي‌گويند. در استدلال، ذهن بين چند قضيه يا حکم، ارتباطي دقيق و منظم برقرار مي‌سازد تا از پيوند آن‌ها، نتيجه زاده شود و بدين ترتيب نسبتي مشکوک و مبهم به نسبتي يقيني تبديل شود. پس استدلال بر خلاف شهود مستقيم(مانند شهودي که دربارة محسوسات و بديهيات وجود دارد) عملي تدريجي و پيش‌رونده است.

وقتي ذهن از قضاياي کلّي به نتايج جزئي مي‌رسد و به عبارت مختصرتر از کلّي به جزئي مي‌آيد؛ آن را قياس مي‌نامند.

وقتي در مسيري مخالف مسير قياس حرکت مي‌کند؛ يعني از قضاياي جزئي، به طريق تعميم، به قضيه‌ي کلّي دست مي‌يابد؛ يعني از جزئي به کلّي مي‌رود؛ آن را استقرا مي‌نامند.

بالاخره وقتي هم حکمي را که دربارة آن چيزي محقّق مي‌داند، به چيز ديگري، که از جهتي با آن همانند است، سرايت مي‌دهد؛ و در اين صورت تمثيل ناميده مي‌شود.


اين تعريف استدلال بود

خوب اين استدلال ممکنه غلط باشه در صورتي که ما رابطه هاي درستي برقرار کنيم و منطقي عمل کنيم استدلال سالمي داريم که اگر پيش فرض هاي ما اشتباه باشن غلط ميشه و بهش ميگن معلطه يعني چيزي که مردم رو به اشتباه ميندازه !

اگر استدلال ما با پيش فرض هاي صحيح پيش بره اما رابطه هاي درستي برقرار نکنيم  سفسطه سازي کرديم براي اينکه بفهميم يه استدلال سفسطه داره يا نداره بايد به بينيم تو رابطه هاش کاستي هست يا نيست

اگر کاستي وجود داشت استدلال داراي سفسطه هست . منطق به ما کمک ميکنه که ببينم استدلال ما درست هست يا نه

به غير از فرضهاي غلط که يک استدلال را باطل، ضعيف و يا فاسد ميسازد، کاستيهاي يک استدلال را سفسطه گويند.

سفسطه ها را ميتوان به دو گروه رسمي و غير رسمي دسته بندي کرد:

    * سفسطه هاي رسمي آن دسته از سفسطه ها هستند که با نگاه کردن به ساختار منطقي آنها ميتوان آنها را شناخت.
    * سفسطه هاي غير رسمي آن دسته از سفسطه هايي هستند که با نگاه کردن به محتويات آنها و نه ساختار آنها، آنها را شناسايي کرد.

يک استدلال اصولا در موقعي منطقي است که سه شرط داشته باشد.

   1. از الگوي منطقي يا قياس منطقي درستي پيروي کند
   2. فرضهاي درستي داشته باشد
   3. فرضها به هم بي ارتباط نباشند

همانطور که گفته شد به قسمتي از استدلالهاي غير منطقي که کاستي اي بجز مورد دوم داشته باشند سفسطه ميگويند.  بنابر اين هر حرف غير منطقي اي را نميتوان سفسطه ناميد، بعنوان مثال اگر فرضهاي غلطي در يک استدلال ديده شود نميتوان آنرا سفسطه ناميد اما اگر از الگوي منطقي مشخصي پيروي نکند و يا از الگوي مشخصي از سفسطه هاي رسمي پيروي کند ميتوان آنرا سفسطه ناميد.

سفسطه هاي رسمي همچون الگوهاي منطقي کاملا شناخته شده هستند و آنها را ميتوان تقريباً در هر کتابي که در مورد منطق کلاسيک نوشته شده است پيدا کرد، اين کتابها معمولا بخشي از مطالب خود را به بررسي انواع سفسطه اختصاص ميدهند

 اينم تو گوگل پيدا کردم

البته معمولا اگر استدلال غير منطقي باشه ولي سفسطه هم نباشه مغلطه هست ! حالا مثال هاشو بگم


 مثلا بگيم !!! اين دوتا علامت تعجب + !!!! اين يکي علامت تعجب ميشه =سه علامت تعجب در حالي که ما 7 تا علامت تعجب ميبينم !

اما اگه  بگيم 3+3=10 جمع اشتباهي هست پس سفسطه هست .


الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الى النور

اين قسمتي از آيات قران هست

اين يه استدلال هست که کاملا درست هست يعني باور به خدا آدم ها رو از تاريکي ها به نور خارج ميکنه!

خوب باور به خدا به عنوان بهترين و کاملترين . که هدف هست تنها کافي هست براي زندگي اما اين باور اصولي داره که اگه رعايت نشه ممکنه خدشه دار بشه و بعدش حتي مارو از نور به ظلمات هدايت کنه

خوب نور ظلمات معنيش مطمئنا بر خلاف خيلي ها حرف از عالم و دنيايي متفاوت نيست بلکه نور و ظلمات ابزاري هست براي رفتار ما تو زندگي يعني بهتر زندگي کردن ! خوب معني و مفهوم ساده اي داره نور و تاريکي  نقش خيلي خيلي مهمي داره تو زندگي آدم  و به همين ميزان باور به خدا هم نقش مهمي داره !

بعد ما که نه اونا وقتي ازشون درمورد چيستي و چرايي يه يکي از مناسک ديني ميپرسي ميگن از راه عقلي نميشه به دليليش رسيد ! مثلا اگه بپرسيم که چرا وقتي يکي داره ميميره بايد بچرخونيمش طرف قبله اين چه ربطي به نور ظلمت داره . خوب کلي

انصافا اصلا اگر مثلا از راه عقلي نشه ثابت کرد که نماز لازمه چه فرقي داره که اصلا کفر وجود داشته باشه .

و ارزش دين در اين حد پايين مياد که از يه ور ميگه از ظلمات خارج ميکنه از اون ور  که ميندازه تو ظلمات و سفارش کار بي دليل ميده .

تصور غالب مردم جامعه ما اينه که آدم مثل گوسفند هست و بايد هدايت بشه و دين هم تو مسيري که خدا دوست داره مارو هدايت ميکنه ميبره به مقصد که بسيار تصور مسخره اي هست. خوب واقعا با چنين چرندياتي که معمولا آخوند ها به مردم تحميل کردن کي انتظار داره که اصلا دين ارزش داشته باشه

يعني بايد انتظار داشت که چيزي که آدم رو در حد گوسفند هم نه يه مقلد مثلا يه حيوان مثل ميمون مياره پايين رو مردم دوست بدارن ! و بهش عشق بورزن ! به نظر من اين هيچ فرقي با کفر نداره ! تقريبا بهترين مصداق براي بي ديني همين هست که بگه يکي دين راه روشن هست !

يعني مثلا آدم هم مگس هس که به طرف نور جذب ميشه حالا مگس اگه زشته ميگن پروانه هست ! مثلا !

واقعا که

و تازه جالب اينه که حداقل پشه و يا پروانه اينا زندگي شخصي و داستان زندگي خودشون رو دارن اما دين از نظر اقتدار گريان همين هم نداره يعني ديگه همه چيز مشخص شده

به نوعي سر کاري ! بايد چند روزي زندگي کني از اين مسير هم رد بشه به يه هدفي هم برسي سرکار !

مثلا حالا اون دنيا خدا بهت ميگه چرا نماز نخوندي برو جهنم ! يا به اين يکي ميگه به به نماز خواندي برو تو بهشت ! خرافات يعني همين ! خدا چي کار داره که کسي نماز خوانده يا نخوانده اصلا اين موضوع چه اهميتي براي خدا ميتونه داشته باشه ! بعد تا اينو بگم زرتي ميزنن تو ذوقم که نه خير تو حديث سرت نميشه . خدا به نماز ما بندگان ميباله ! البته نه به اين سادگي ولي رک حرفشون همين هست !

به قول دوستم ميگن هرکه با ما نيست دشمن ماست خدا هم همين ميگه ميگه بنده آن است که نه قهر آرد نه خشم هرچه گويندش به گويد به چشم

البته اين بنده نيست اين تعريف بارزي هست از گوسفند ! اونم نه البته ! براي مثال گفتم !

من اصلا نميخوام مناسک ديني رو بي اهميت جلوه بدم بلکه کلي هم باور دارم که اهميت دارن و مثل فعاليت قلب که مرتب خون رو تو بدن جريان ميده تو جامعه خدا رو نگه ميدارن ! اما اين براي ما خودمون خوبه اين شرط نيست اين الزام و التزام نيستهرچند که مهم هست و کلي فايده داره ولي به هيچ وجه ابدا اصلا در حد هدف نيست !

شرط فقط تلاش براي بهتر بودن و اگر پا داد بهترين بودنه که ميگن تلاش براي تصميم درست گرفتنه

که خدا پرستي همينه يعني تلاش کنيم که مثل خدا بهترين باشيم البته خدا خوب ميدونه که ما انسانيم و رباط نيستيم و خطا هم ميکنيم اصلا نبايد به خاطر خدا از خطا بترسيم !  ترس يه واکنش طبيعي در مقابل خطر هست که خطا ها ممکنه خطر ناک باشن .

حالا اين چه مفهومي القا ميکنه که  آزادي و آزادگي هست

و اين مفهوم که نه خدا يه موجود ديو مانند زورگو هست که خوشش اومده شما يه مدت زندگي کني اونطوري که اون دوست داره !

خيلي آدما که معتقد هستن يا نيستن رو ديدم که اينطور تصور دارن از خدا

در حالی که اهمیت وحی از این نظر بارز میشه که وقتی ما میخواهیم تفکر و تدبر کنیم نیاز به اطلاعات صحیح داریم و وحی به ما این اطلاعات رو میده

اطلاعاتی که شاید نشه با آزمایش و تلاش به دست آورد و گسترش داد

وحی فقط یه اطلاعات هست مثل همه اطلاعات دیگه

و از این نظر دین کامل هست که این اطلاعات بنیادی رو کامل ارائه میده

مثلا در جای جای قران میبینم که پایه و اساس و بنده دین پرستش پروردگار هست !

حالا ما چقدر از هدفمون دور شدیم

بهتر سوال بپرسم

آیا تو جامعه ما از فرط بی فرهنگی و بدتر از گوسفند بودن نماد ها  و الگو های دینی مثل بسیج و ...

و از فرط فقر اطلاعاتی و گاهی اوقات تامین نشدن نیاز های اولیه ما

جای برای خدا و باور به خدا وجود داره؟

آیا جامعه ای که باور به خدا درش فقط یه چیز تحملی و تحمیلی هست میتونه یه جامعه اسلامی باشه

چرا با حقیقت تلخ نباید روبرو کرد مردم رو

و نباید گفت

چرا باید ساکت بود که تو جامعه ای مخلوط نماد بومی شده شرق زده خریت و گوسفند بودن الگوه تقدس بشه

مگه پیامبر در قبال همین مسائل سکوت کرد !

آن شب عالم حال و هواي ديگري داشت. ستاره‌ها به سلام رمين پايين آمده بودند. فرشتگان بر آستانه حرا به انتظار ايستاده بودند تا فرمان سجده بر آدم را يك‌بار ديگر لبيك بگويند. در درون غار غوغايي برپا بود.

سروش آسماني ندا در داد:            بخوان!

مي‌گويند حبيب گفت:                   چه بخوانم؟

پاسخ آمد:                                  بخوان به نام پروردگارت كه آفريد!

 

حبيب از چه خواندن پرسش كرده بود، محبوب به چگونه خواندن پاسخ گفت! نگفت چه بخوان، گفت چگونه بخوان!

 

-         به نام پروردگاري كه انسان را از خون بسته آفريد!

 

و او همچنان به خود مي‌لرزيد. موجودي آفريده شده از قطره‌اي پست و بدبو، كه به عنايت در مقام گفتگو با محبوب ايستاده است. احساس بندگي، ذلت، نيازمندي و ناتواني سراپاي وجودش را فرا گرفته بود.

 

-         بخوان كه پروردگارت كريم‌ترين است، پروردگاري كه به قلم تعليم داد و انسان را آن‌چه نمي‌دانست، آموخت!

 

احساس آرامش كرد، كرم پروردگار او را تا اوج ملكوت بالا كشيد، قاب قوسين او ادني! شانه به شانه معبود!

 

-         همانا انسان، چون خودكامگي كند و خويش را بي‌نياز انگارد، قطعاً نافرماني مي‌كند!

 

و بعد سكوت!

هرچه انتظار كشيد پاسخ چه بخوانم نيامد، فكر كرد لابد كسي كه ادب چگونه خواندن را فرابگيرد، چه خواندن را خود درخواهد يافت! ديگر پرسش نكرد. ادب چگونه خواندن را فراگرفته بود، بندگي كردن و از خودكامگي دوري جستن! و ابزار چه خواندن را به دست آورده بود، علم و قلم!

 

از كوه سرازير شد، بنده و آزاد، و با قلمي در دست، تا آدميان را به خوبي امر كند و از زشتي پرهيز دهد، نيكويي‌ها را بر آن‌ها حلال و ناپاكي‌ها را بر ايشان حرام گرداند، بارهاي سنگين را، كه دوش‌هاي آنان را مي‌آزرد، از شانه‌هاي ايشان برگيرد، و زنجيرهاي قرون و اعصار را، كه بر دست و پاي آن‌ها نهاده شده بود، بگشايد!

باشد كه روزي رسم خودكامگي از زمين برچيده شود، و هيچ بشر آفريده شده از خون بسته اي خود را شريف‌تر از ديگران نپندارد، سوداي فخرفروشي و قيموميت بر ديگران را در سر نپرورد، و بندگان خدا را ذوب در خود نخواهد!

و راه سپردن در مسير آزادي، عدالت و رستگاري رسم جاودان انسان‌ها گردد.

 

یاد حرفای قشنگت منو رها نمیکنه

سال پیش یه روزای بود یه روزای بدی اما خوبی بود که من مثل امسال ایرانم در تب تاب مرگ و زندگی فکر میکردم زندگی میکردم

روزای که سخت بود

سخت گذشت و درد داشت و خاطره های جا گذاشت که اندازه همه دنیا برام ارزش داره

خاطره های که منو بهتر از قبل ساخت

و بهترین ثانیه های عمرم روی تخت بیمارستان روز مادر و ...

اما در این یه سال بچه ها ناز دونه ها خواهر و برادرام و دوستان عزیزم تو نت و خاطرات بعد کنکور کلی باحال هستند و برجسته

تمام لحظه های که خاطرات منو ساختن داشتم با خودم فکر میکردم

و فکر کردن هدف اصلی این وبلاگ بود

خوشحالم که وبلاگ به هدفش رسید

من هروز گل ها رو بیشتر دوست دارم

من هروز نفس کشیدن

پرواز رو بیشتر دوست دارم من هروز خدا رو بیشتر دوست دارم

دوستامو هروز بیشتر دوست دارم

هروز



بی تو از عشق گفتن هدر دادن واژهاست

اگر مردها مي‌توانستند حامله شوند آن وقت سقط‌جنين آيينی مقدس مي‌شد!

(فلورانس کندی)

یعنی مادر عزیزم تو منو بزرگ کردی با هر بدبختی بود منو از یک علامت + روی جواب آزمایش به یک پسر توپول موپول همراهی کردی مامان گلم


این روزا که حرفای این محمود مثل ریگی در کفش خود نمایی میکنه و اسکیت با سرعت 300 کیلومتر روی اعصباب انسانهای شهید پرور تکاف میزنه فقط میشه گفت که حال آدم از زندگی کردن هم حتی بهم میخوره چه برسه به زندگی  نکردن ! فقط فکر ذکر خانواده دوستان مادر جون که میگه نگم مامان و آشنایان دور تر و کسبه محل و ایضا همسایه های اون محل من رو بر ادامه قدم زدن در مسیر پر پیچ خم و همراه این ریگ بد قواره مشنگ منتخب مصمم میکنه

خلاصه برویم سر اصل مطلب که همان فرع مطلب هست ممل خان هم گرفتن انداختنش اون تو ! که یعنی مواظب باشید در خلال نوشتن چرت پرت خط کودتا علیه رژیم ندید خلاصه از ما گفتن بود از شما هم نشنیدن باشه همین سیستم پیش بره احمدینژاد از شانگهای برگشته نگشته اصلا از بن انتخابات رفته زیر سوال خنده خنده !

حالا معلوم نیست تو این هاگیر واگیر چی میشه 10 20 30 یا شایدم 40 نفر میمیرن احتمالا رفته بودن بانک آتیش بزنن برگشتنی گربه شاخشون زده !

شایدم داشتن اتوبوس چپ میکردن یهو افتاده رو خودشون کسی چه میدونه به هر حال بی راه نیست که استاندار تهران راست راست نگاه میکنه تو چشم ملت میگه تقصیر هوادارن میرحسین هست

حالا هرچی ملت میگن بابا اینا داشتن درمورد بدبختی های خودشون فکر میکردن چه ربطی به حمله به مرکز پلیس کودتا علیه رژیم داره هیچ فایده ای نداره شایدم داشته باشه در این حد که  واسه خر کنسرت گذاشته باشی

لازم به ذکر هست که قبل استاندار تهران یک شخصیتی بوده به نام کامران دانشجو که احتمالا داره شکمشو صابون میزنه برای ریس جمهوری 4 سال دیگه البته با اذن رخصت آقای جلیلی ! و البته از همه مهتر طبق فرموده امام که میزان رای من است اذن رهبری هم هست !

جالبه بدونید که کامران خان دانشجو یکم در حادثه 18 تیر شریک جرم بوده چون اینو محمودو یه سری دیونه دیگه رفتن از سر حرص کار حرص در بیار کردن روزنامه سلام رو بستن بعد هم ریختن تو کوی دانشگاه

البته جونم براتون چیزی نمیگه اون زمونا کوی دانشگاه یک چیزی بود که نباید بهش حمله میشه اما الان از طویله هم بی در پیکر تر هست دیگه حمله کردن بهش هیچ مهم نیست ! پیگرد قانونی هم ندارد

قبلنا هم براتون گفتم که بهار ها کلا چند نوع هستن که انواعش ذکر شد و البته در آغاز فصل امتحانات دانشگاهی اصلا چه معنی داره اول سالی در دانشگاه باز باشه بچه پرو !

خلاصه برای اینکه بدونید بهتون میگم از این به بعد هرکسی رو دوست داشتید بکشید هر کی هم که دوست نداشتید زخمی کنید اصلا هم مهم نیست جون من !

فقط تورو ارواح خاک امام خمینی مواظب خودتون باشید اوضاع خیلی خنده دار تر شده

این از ما گفتن بود رفتید بیرون راهپیمای تظاهرات این حرفا چماق خوردید از پیش تایید شده بوده چماق خوردنتون

البته اگر دوست من باشید جهنم رو میارم جلوی چشم اونی که همچین غلطی کرده باشه ! جوری که به محمود بگه اردک !

نتیجه گیری مسالمت آمیز

طبق گزارش وزارت کشور

کل آرای ریخته شده مجلس خبرگان در استان تهران :5846107

کل آرای ریخته شده ریاست جمهوری در استان تهران :٧٤٠٥٨٣٩

یعنی  اینکه دو میلیون نفر همینطوری عشقی حال کردند به خبرگان "نه" بگویند ! شایدم وزارت کشور حواسش نبوده یادش رفته که نتیجه انتخابات خبرگان را هم نیم ساعت بعد از پایان رای گیری بدهد

فرهنگ واژگان

سربازي و خدمت: همه اش بيگاري است

کنکور: دو سال روز و شب بيداري است

تحصيل: چهار... هشت... ده سال دگر

جان کندن و درس خواندن و خرکاري است

تازه پس از اخذ دکتري مي فهمي

که مدرک تو «کاغذ بي مقداري» است

تصميم درست: راي آگاهانه

با علم به «هنجاري» و «ناهنجاري» است

پيش از همه ...
 
سن راي: معلوم که نيست

هفتاد و يکي، دويي، سه ايي، يا چاري است...!

بي قاعده هي زياد و کم مي گردد

چون سن زنان، سن پر از اسراري است!

کانديد: در آرزوي قدرت!... گهگاه

کانديد شدن عادت استمراري است

تاييد صلاحيت: يک استثناء است

در قاعده اي که فاقد معياري است!

تبليغ: ناهار! سيب زميني! چک پول!

يا راي خريدن!... که کمي بازاري است

تخريب: که بدگويي و تهمت زدن است

يا فحش و دروغ از سر ناچاري است

صندوق: که ناموس تو چون مادر تو

يا خواهر تو (اگر که خواهر داري) است

تغيير در آراء: تقلب... صرفاً

يک نوع پسا مدرن از عياري است

آن شيوه که «از راي غني برداري

تا در سبد فقيرتر بگذاري» است

دين: آنچه که با اصول ذبح شرعي

قرباني استفاده ابزاري است

مانند «مديريت آقا» که کنون

توجيه گر هرچه ندانم کاري است

کافر: همه را به کيش خود پندارد...

گهگاه هم ادعاي او دينداري است!

تحميق: همان «هاله نور»ي که هنوز

يادآوري اش مزيد بر بيزاري است

دانشجوي منتقد: «برانداز»ي که

جيباش پر از دلار استکباري است

اصلاح طلب: اهل اوين، روشنفکر

فردي است که جرم او «دگرپنداري» است

در تلويزيون البته او جاسوس است

يا اينکه تخصصش خيانتکاري است!

برچسب «سياسي»: صفت خوبي نيست...

چون «بي پدري» است يا که «لاکرداري» است

اخلاق: که در حرف  قشنگ است اما

تا مرز عمل فاصله بسياري است

ديگر چه؟... شعار: آرمانشهر!... محال!

چيزي که در اين زمانه خيلي کاري است!

مانند «عدالت» که به حمدُ لله

در کليه سطوح کشور جاري است!

يا... نفت: که آوردن پولش ديگر

در داخل سفره ها کمي تکراري است

برنامه: جنوني است که شايع شده است!

مانند «مديريت» که يک بيماري است!

پسرفت... نه!... پيشرفت: يک خاطره است

چيزي است که امروزه فقط آماري است!

مانند تورمي که در کنترل است!

يا مثل سقوط درصد بيکاري است!...

شايسته مدار: ... داده اي يافت نشد!

در دولت ما «مجيزگو سالاري» است

دولت: فک و فاميل رييسِ جمهور

که خانه شان هميشه استيجاري است!!

آن طايفه که سبک سفر رفتنشان

چون سيل، «به همراه هم» و «آواري» است!

محمود: همان رئيس جمهور عزيز!

که آمدنش حاصل سهل انگاري است

ملت: من و تو... که آنچه داريم امروز

از کرده خويشتن پشيمان واري است

توبه: که اگر نکرده باشي... «محمود»

يک بار دگر تحملش اجباري است

تحريم: يک اعتراض قهرآميز است

گاه از سر نااميدي و ناچاري است

البته اگر نتيجه اش «محمود» است

نه «قهر» و نه «اعتراض»... «خودآزاري» است!

شادی و نشاط چیز خوبی هست

نشاط چیزی خوبی است و آدم با نشاط را همه دوست دارند حتی همسرش.

برای نشاط داشتن نه پول زیادی لازم است و نه تلاش و زحمت خاصی باید خرجش کرد. مهم این است که نگاه و نگرش آدم به چیزهای اطارفش مثبت باشد. در این صورت حتی با دوغ ابعلی هم سرحال می شوید و نیازی به مواد انرژی زای گران قیمت نیست.

راه های شادی

۱- لبخند زدن: از هر فرصتی برای تبسم و لبخند استفاده کنید.

حتی موقعی که برگه حقوقی خود را با تمام کسورات آن تحویل می گیرید و یا قبض اب و برقو گاز و تلفن را در منزل دریافت میدارید لبخند را فراموش نکنید. حتما که نباید جلوی دوربین مخفی باشید.

 

۲ـ تماشای افراد شاد: از نگاه کردن به آدمهای عبوس که با خودشان هم دعوا دارند به شدت بپرهیزید در عوض تا می توانید و اشکالی هم ندارد به صورت اشخاص با نشاط و شاد بنگردید تا بقولی ـ عزیز رفته مان "عمران صلاحی" که روحش شاد باد ـ زیبایی شما به چاپ دوم برسد.

فقط خیره نشوید که طرف خیال کند مرض دارید یا چشمتان اتصالی کرده است.

 

۳ـ عرقیات سنتی: خوردن عرقیات چهل گیاه بهار نارنج سنبل الطیب و امثال این دم کرده های گیاهی سبب شادی و نشاط آدم می شود. گل گاو زبان هم  بی تاثیر نیست بخصوص در سال گاو که معرف حضور دوستان هست.

 

۴- تفریح های سالم: کوه رفتن و شنا کردن و گرگم به هوا بازی کردن و... امثال این جور ورزشها هم برای با نشاط شدن خیلی مفید است.

با نصف حقوق خود وسایل لازم اسکی روی برف را تهیه کنید و یک روز تعطیل به افاق دوستان و خانواده به کوه بزنید. اگر آب گیرتان می آید هرگز از شنا غافل نشوید که سبب با نشاطی شما در تمام لحظه های زندگ خواهد شد.

 

"" بر گرفته از طنز نوشته های رضا رفیع""

 

غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود

اگر چه له شود اما شکایتی نکند!

 

 

پایدار ایران و ایرانی

یا حق

هر چند تو نیز نا بخشوده ای

کلی مطلب نوشته بودم اما با تمام این حرفا 

فکر کردم دیگه وقتشه که از موسوی حمایت کنم و اینو بنویسم

الان حمایت میکنم


خبر ها رو میخوانم همش حاکی از این هست که همه چیز به نفع موسوی هست

وقتی روزنامه فارس رو میخونی فکر میکنی همه چیز حکایت میکنه که اقا و خانوم حامی موسوی هستن

وقتی جام جم رو میخونی حس میکنی احمدی نژاد راحت لم داده به صندلی تا موسوی رئیس جمهور بشه

وقتی آینده و فردا عصر ایران رو میخونی حس میکنی برای کروبی دست پا میزنن چون به موسوی رای میده !


و من هم طرف داره مهندس هستم

مهندسی که مردم هم ازش حمایت میکنن

خوب بود

حمایت کردم

روحیه دادم [نیشخند] [خنده]

2# جاسوسی شغل خوبی است ؟!

جاسوسی شغل خوبی است !؟

من از بچگی دوست داشتم جاسوس بشوم . اصولا در ایران دوتا شغل درست نیست که . البته ریشویی هم هست . با جاسوسی میشوند دوتا . سومی ندارد . بعد هم خدا خواست از آمریکا نامهآمد باز کردم درش را در داخل نامه خالی بود ! ولی پشت پاکتش نوشته بود این نامه تایید شد! به خودم گفتم احتمالا از طرف آمریکا نامه برای جاسوسی بوده پست جمهوری اسلامی چون نامه ها را چک نمیکند چک کرده ولی یادش رفته نامه را بگذارد سر جایش . و اینطوری جاسوس شدم . البته برای جاسوسی قرار است پول هم بگیرم در قبال طنز نوشتن . میگویند دفتر موسوی 190 طنز پرداز استخدام کرده . که ساعت 2 هزار تومان میگرند . البته من فکر میکنم با این حساب دفتر رهبری ورشکست هست ! البته اگر بخواد دست مزد محمود را بدهد . دست کم محمود 70 میلیون نفر طنز نویس هست . اما خوب آقا قرار نیست دست مزد محمود را بدهد . گفته میشود محمود برای خدا کار میکند

برای همین چندان هم مهم نیست که کارهایش خنده دار باشد . چون خدا یک نفر هست اگر راضی نبود یک چک 5 میلیون تومانی میکشی راضی میشود . یک زمانی که خیلی دور هست در مجلس اینکار ها را میکردند . ولی نمایندگان مجلس خیلی خدایی و خاکی نبودند . برای همین لو رفت . اما الان خدایی شدن دیگر لو نمیرود . همین هم شد که من جاسوس شدم . آمریکا دید کار کسابی اش کسات شده به من چک داد گفت برو جاسوسی کن .  البته وقتی به من چک دادند گفتن   بیشتر چون از تو خوشمان آمده بهت پول دادیم وگرنه رسانه ایران اینقدر آزاد هست که یک نگاه به ان بندازی از 100 تا جاسوسی ارزشش بیشتر هست

برای همین رهبری به کردستان سفر نمود و در آنجا یک سری حرف زد چون میدانست این حرفا را اگر بزند من جاسوس میشوم چون خیلی کیف میدهد [خنده] البته باید بگویم که من فقط جاسوس نیستم بلکه اشتباهی هم هستم

کلا جاسوسی شغل خوبی است با عث میشود رهبری مثل آب روی آتیش بشود

شاهدان میگویند جاسوسی ممکن است رهبری را به اسهال بی اندازد البته تقصیر خودش هست ما که با او کاری نداریم خودش به ما جاسوس ها گیر میدهد .

غایبان یک روز هست که چیزی نمیگویند منظورم از غایبان روزنامه اعتماد هست . بعد نامه های که در یافت کرد معلوم بود چرا چیزی نمیگوید . در عوض روزنامه جام جم که خیلی اسمش مثل جام جام هست حرف میزند

رهبری در کردستان : نخبگان در بر مقابل شیطنت بیگانگان هوشیار باشند (جام جام)                                      حضور حجت الاسلام حسين طائب فرمانده نيروي مقاومت بسيج و رحيم صفوي در ديدار نخبگان كردستان با مقام معظم رهبري

                                نخبگان کردستان در حال نگاه به شیطنت های رهبری

ای آمریکا بدان این اولی سمت چپ نخبه نیست من رفتم جاسوسی کردم به من گفتند یک اخوند هست که قرار هست در دولت بعدی نخبه بشود

اصولا در ایران یک دوره کسانی که نقش الاغ را بازی میکردند نخبه میشوند  دوره  دیگر میروند باز نقش الاغ را بازی میکنند

البته انصافا بیشتر به قیافه آنها می آید که نخبه باشند تا الاغ ؟!

البته خبر گذاری آینده گفته

احمدی نژاد باز هم گند سر داد و هچنین بعد از مدتی در امد بوی نشاط دولت و تو حرکت مخرب وی .

که چون  جاسوس خوبی هستم یادم می آید قبلنا در گفتگوی خبری شبکه دو محمود مشنگ گفته بود نخبه هست آن موقع گفتم باز این دیوانه شده ولی باز گفت  کارشناس هست البته رشته اش را نگفت حدس میزنم متخصص ایجاد بحران باشد .در هر صورت طبق فتوی رهبری باید حواسش به ما باشد که شیطنت نکنیم .

ولی حواسش به خدمت هست تازه گفته یک دقیقه هم فرو گذار نیست

رهبری یادش نبود بگوید نخبگان حواسشان به خدمت هم باشد

البته نخبگان در ان زمان حواسشان به فرار از ایران بود . در ضمانی که من جاسوس نبودم در کنار خیابان وایساده بودم تخمه میشکستم یک دفعه یک ماشین رفت پرت شد توی دره به بغلی گفتم جعفر اینا همشون مردن ؟ گفت آره گفتم میدونی توش کی بودن ؟ گفت نخبگان راهیان نور بودن ! الان که جاسوس شدم دیگر برایم سوال مطرح نشد که چرا به فکر فرار هستند ! البته بعضی از نخبگان هم مثل من و رکسنا جاسوس که نباید فرار کنیم وگرنه نمیتوانیم جاسوسی کنیم البته آنطرف راحتر میشود فهمید اینطرف چه خبر هست . برای همین "جاسوس ها هم فرار میکنند" البته نشان داده شد که عرضه برخورد با یک جاسوس را هم ندارد . بی عرضه هستند . 

کلا جمهوری اسلامی اینقدر هارت پورت میکند هیچی بارش نیست به همین محمود بگی آمریکا آمده تورا بخوره سکته میکند

ولا

اما برای من مجازات های خیلی سنگین تری دارند

مثلا روزنامه کیهان برای شکنجه مطلب طنز مینویسد مثل اینی که برای رکسانا نوشت آدم گریه میوفتد خوب 


 

طنز کیهان درباره آزادی رکسانا

گفت: مگر اعلام نشده بود که جرم جاسوسی رکسانا صابری اثبات شده و به همین علت محکوم به 8 سال زندان شده است؟

گفتم: معلومه که اعلام شده بود. دستگاه قضایی خودش اعلام کرده بود.

گفت: پس چی شد که آزادش کردند؟ اگر جاسوس نبوده چرا دستگیرش کردند و اگر بوده چرا آزادش کردند؟

گفتم: دستگاه قضایی اعلام کرده که جرم او اثبات شده و محکومیتش هم سرجای خود باقی است ولی این محکومیت را تعلیق کرده اند. یعنی اگر بار دیگر مرتکب همان جرم بشود، محکومیت قبلی به جرم بعدی اضافه می شود!

گفت: ولی او که قرار است به آمریکا برگردد!

گفتم: چه عرض کنم؟! دزدی را به ماموری سپرده بودند که او را به زندان ببرد. در میان راه به مامور گفت اجازی میدی از این بقالی کبریت بخرم، می خوام سیگار بکشم. مامور دستبند را باز کرد و طرف رفت که رفت. دفعه دیگر از قضا باز هم همان دزد به همان مامور سپرده شد و در میان راه همان کلک را سوار کرد و مامور که با کلک او آشنا شده بود دستبند را باز کرد ولی به او گفت: ای کلک! ایندفعه تو وایستا. من خودم کبریت می خرم و آقا دزده باز هم رفت که رفت و هنوز هم داره میره!


فقط در جمهوری اسلامی اینطور شکنجه ها وجود دارد

احمدی نژاد شکنجه گر خوبیست/جدیدا اینطور شکنجه کرده

احمدی نژاد : باز دهی دولت نهم چند برابر دولت قبل بوده است (ایرنا) بزودی دلایل تخریب علیه دولت را تشریح میکنم (رجا) فعالیت دولت انتخاباتی نیست (جام جام) در ضمن بازار ما آرام هست و یک لحظه از خدمت فروگذار نیست و ....

ولی اون نخبه بالایی سمت چب خیلی بیشتر شبیه خر بود . در دفتر خاطراتش نوشته بود که وقتی افتاد به چاله مردم برای اینکه بو نگرید خاک ریختند روش بعد هی خودش را تکان داد خاک ها ریخت کفت چاله این رویه ادامه پیدا کرد  تا کم کم چاله پر شد توانست از آن بیرون بیایید . به این میگویند تبدیل خطر به فرصت 

برای همین تدبیل کردن ما میشینم روی جمله های احمدی نژاد فکر میکنیم خنده دار میشود

مثلا میگوید باز دهی دولت نهم چند برابر دولت قبل بوده است منظورش را میفهم

یکم بی تربیتی هست . منظورش باد شکم هست . خوب فرق باز دهی و باد دهی را بلد نیست طفلی

و اینکه به زودی میخواد مردم را شنکجه کند هم خودش خنده دار هست هم به زودی خنده دار تر میشود

آخر منظورش این هست که فعلا جوابی ندارد . بعد تازه به زودی میخواد لابد بگوید کلا غرب با او بد است چون میخواسته ترورش کند بعد داستان های ترور هایش را میگوید . و یک داستان جدید هم تعریف میکند احتمالا

البته کل داستان را تعریف نمیکنم ولی احتمالا میخواستن احمدی نژاد را با ویروس ایدز ترور کنند

خود قضه خیلی خنده دار هست ولی چون احمدی نژاد به ویروس ایذر میگوید ویروس اچ آی وی اینجا هم خنده دار است یک بار دیگر گفته بود مشکل غربی ها بود

یا اینکه گفته فعالیت دولت انتخاباتی نیست منظورش این بوده که فعالیت انتخاباتی دولت هست .

و البته حرفهای دیگرش واقعا برای شکنجه هست

چون دولت احمدینژاد خیلی خوب مدیریت میکرد البته شکنجه کردن را

در هر چیزی مشکل داریم میرود شخصا وارد آن میشود بعد هی آن را اسباب شکنجه میکند

اوباما گفته اخبار شکنجه را نگویم

پس تا اخبار دیگر بدرود

پ . ن . اولین روزی که جاسوس شدم ۲ سالم بود گمونم وقتی تلویزیون رو روشن کردم !!!!!


___________________--------
_________________.-'.....&.....'-...
________________\.................../....
_______________:.....o.....o........;....
______________(.........(_............)
_______________:.....................:...
________________/......__........\
_________________`-._____.- ...
___________________\`"""`'/
__________________\......,...../...
_________________\_|\/\/\/..__/
________________(___|\/\/\//.___)...
__________________|_______|
___________________)_ |_ (__...
________________(_____|_____)

طنز انتخاباتی 1#


فیل رهبری ایندفعه یاد کردستون کرد؛ کاندیداها زیاد ذرت پرت

نکنند !
اخبار مقدماتی حاکی از اینست که تعظیم له برای حمایت از هیچکس به کردستان رفت . اصولاً هر وقت احمدی نژاد سه هیچ عقب می افتد فیل رهبری یاد کردستون میکند . در این سفر معنوی که همینطوری بیخود و بی جهت با ایام انتخابات مقارن شده رهبری در جمع دو میلیون نفر خطاب به شصت و هشت میلیون نفر بقیه برای دو سه نفر حرف زد . البته ایشان هیچ منظوری ندارد نیتش هم خیر است ولی در نظام اسلامی اصولاً همه عادت دارند وقتی میخواهند با دو سه نفر حرف بزنند بروند بین دو میلیون نفر خطاب به شصت و هشت میلیون تای بقیه حرفشان را به همان دو سه نفر بزنند . بطورکلی وقتی نیت آدم زیادی خیر باشد اینکه بطور خصوصی و بی سر و صدا آن دو سه نفر را بکشی کنار حرفت را بهشان بزنی زیاد کار آدم را راه نمی اندازد چون اینطوری دشمن زیاد مشت و لگد نمیخورد پدرسگ هیچی ندار !

تعظیم له همچنین تاکید کرد که "از همه چیز خبر دارد" . وی نگفت که چطوری از اینهمه چیز خبر دارد لیکن افزود "از شنیدن بعضی چیزها تعجب میکند" . هنوز هیچکس نمیداند چطوری وقتی یک نفر از "همه چیز" خبر دارد و از شنیدن "بعضی چیزها" تعجب میکند با بقیه ی چیزها چیکار میکند لیکن دفتر رهبری با انتشار بیانیه ای توضیح داد که رهبری از هیچ حرفش هیچ منظوری برای هیچکسی نداشته . اصولاً رسم شده که وقتی یک نفر در اجتماع میلیونی بطور مستقیم با آدمهائی که احتمالاً شعور هم دارند و منظور آدم را میفهمند حرف میزند بعداً چند نفر به همان ملت نفهم توضیح بدهند که منظور ایشان همه چیز بوده جز چیزهائی که شما فهمیدید !

رهبری در این سفر ملکوتی رکورد جدیدی هم در گینس ثبت کرد . تعظیم له توانست ظرف تنها بیست و هفت ثانیه یک جمله ی ۸ کلمه ای بسازد که در آن هشتاد و چهار تا دشمن بکار رفته باشد . بطورکلی دشمن چون همه جا بصورت لشکرکشی میرود اینست که وقتی در جمله هم می آید همانطوری لشکری وارد میشود . ملت قهرمان ایران ضمن تشکر از این سفر رضوانی با التماس از رهبری خواستند جهت تسریع در سرنگونی احمدی نژاد دو سه تا سفر دیگر هم برود و حرفهائی بزند که منظورش همه چیز باشد جز چیزهائی که ما فکر میکنیم . توضیحاً اینکه معظم له خودش هم عادت کرده که وقتی میخواهد یک نفر کلاً سرنگون بشود برود یکجا ازش تعریف بکند !

به همین مناسبت هوا شناسی از رویش دوباره فصل بهار در کردستان خبر داد . هواشناسی ضمن تکذیب توزیع هرگونه چاغاله بادوم اسرائیلی انواع مختلف بهار را چنین عنوان کرد :
  1. بهار دلها : با شروع ماه محرم آغاز و با کتک خوردن چند نفر تمام میشود .
  2. بهار جانها : با شروع ماه رمضان آغاز و با ترور چند نفر تمام میشود .
  3. بهار معمولی : با سفر رهبری به یزد آغاز و با رئیس مجلس شدن لاریجانی تمام میشود .
  4. بهار خیلی معمولی : از دیروز آغاز و محمود رئیس جمهور مادام العمر میشود . این بهار چون هوا خیلی خنک میشود به این راحتی ها تمام نمیشود !

به مناسبت روز خلیج فارس که گذشته همینطوری یه زری زدم

جفتک اندازی های عراب گذشت و روز ملی خلیج قارس اما مردم ایران هنوز زنده هستند و من هنوز زنده هستم و خواهم بود به امید خدا

چند روز پیش یه پست نوشتم که تحت تاثیر شیطونی های خواهر زادم پاک شد

میخواستم برای ایران و خلیج فارس بنویسم . دوست دارم یه چیزای رو بگم

به عراب نمیتونم حرفی بزنم چون حقیقتا زبون نفهم هستن  شهریار عزیز حرف جالبی زد پان عربیست چیز جز وحشی گری نیست یه نهادی که میخواد نژاد های مختلف که گمونم ۱۴ تا باشن رو به یک نام عرب در بیاره خیلی باحاله

اصلا یه بار اسماشون رو بگم دروزی کردی فینیقی آشوری ایلامی مصری  قبطی کارتاژی تونسی مراکشی بربر کدانی مغربی و.......

باحاله حتما آریایی و خلیج فارس با این هم عرب شد و در اومده که خلیج ما عرب بشه ... و جالبه که هیچ مسئول حکومتی هم حرفی نمیزنه بدتر از اون فراموش میکنن نام خلیج فارس رو بنویسند

اصلا من نمیخوام اثبات کنم که نام خلیج فارس هست چون مشخصه برای عراب حرف نمیزنم و میگم نام این خلیج فارس هست

اما واقعا چقدر اهمیت داره که یه نام فارس باشه ؟!

نظر من اینه که خیلی زیاد

تو این قرنتینه اطلاعاتی که هستیم نمیدونیم چه بر روز کشور عزیزمون میاد از هر طرف خبری از جدا شدن قسمتی به گوش میرسه ولی این ما هم دیگه رو دوست داریم دوست هم هستیم و هرچی باشه من به شدت حس میکنم با بردار خواهر هام زندگی میکنم

و دقیقا هم همین هست

تو کشوری که زندگی میکنیم مثل یه خانواده بزرگ شاید عده کمی باشن که دوست نداشته باشن جز این خانواده باشن ولی بازم این خانواده هست و اگه جنگ بشه فقر بشه اگه یکی تنها باشه حداقل تو این فضای نت به زیبایی میتونه حس کنه که تو  خانواده ای  داره زندگی میکنه که نعمت بزرگ خداست و باید ازش حفاظت بشه

تو فضای عادی شاید بعضی وقتها رفتارها احمقانه باعث بشه ما ها نتونیم خواهر برادر های خوبی برای هم باشیم

درسته که نمیدونم بر سر کشور عزیز ما چی میاد و در آینده چی میشه ولی میدونیم ماها یک خانواده هستیم یک کشور هستیم و باهم بدون افتخار و سرمایه ماست و در آینده هم خواهد بود و این چیزی هست که میدونیم تغییر نمیکنه

هرچند که به قول دوستان عزیزم در سایت ایران سبز که اتفاقی امروز به یادشون افتادم و سایتشون فیلتر شده

اينجا ايران است. حكومتش ،حكومت امام زمان است.بر مبناي قرآن است. رهبرش رهبر مستضعفين جهان است. قوت غالب مردم نان است. بهاي نان،به قيمت جان است. ثروتش براي فلسطينيان است.دانشگاهش ،ستاره باران است. جاي روشنفكرانش ، زندان است. هر كه فرياد بزند ،از كافران است. سكوت نشانه مسلمان است. شركت در راهپيمايي بزرگترين نشانه ايمان است.آنچه روز به روز ارزان ميشود جان انسان است

در ضمن تو این مدت چندین مطلب طنز تو ذهنم ردیف کردم که به دلیل اینکه من جز اون ۱۹۰ نفر طنز پردازی نبودم که انثار حزب الله گفت برای نوشتن طنز ساعتی ۲ هزار تومان از موسوی میگرفتن

برای همین چون فقط برای خود خدا کم محلی میکنم به انثار حزب الله .....

روز معلم

به مامان دوتا دوستام

به دوستام

به دوستام

به اصلاح طلب

به زن دایی

به یه روزای که عمه بود ...

و به تمام کسایی که به من چیز یاد دادن

یا خواستن یاد بدن

تو این لحظات آخر ۱۲اردیبهشت

میگم

دستتون درد نکنه

فکر کنم وقت خوبی بود

که بگم

دستتون درد نکنه

دو "ربان" (ربان غزه و ربان عراق)= دوربان

ربان یک نوع نوار هست که جنسش یکمی مثل جنس همین نوار غزه ماست برای همین اگه تو دو ربان یک کسی یک چیزی گفت بعد شد سوژه خبری صدا و سیما

طبق معمول حکم الهی که حضرت جبرعیل برای شخص ضرغامی به صورت کاملا اچ دی و هایج افکت و سه بعدی نازل کرده ابنکه خدا شخصا شاهد شکست غرب شرق شمال و ایضا جنوب بوده و اینکه مردم تمام اینجا ها با دیدن ریش شما زرتی میزنن زیر خنده این نیست که به ریش شما دارن میخندن بلکه خندشون نشان از شکست کفار هست و برای اینکه بشه بعدش ثابت کرد که وجی نازل شده هم نشونه این ادعا همان وجود هاله نور چراغ ماشین حضرت فرشته وحی کاملا توسط حضرات آیات الله تهرانی و یهجت قابل شهود هست و تایید نباید تعجب کرد به همین دلیل که اگه تو غزه نون ج.الف تو روغن تبلیغ و کر کردن مردم گیر  کنه تا اونجایی که بشه نونشو تو روغن میکشه هی ... که نون چرب چیلی بیشتر قوت داره 

اما نون خشک که اتفاقا خیلی هم کیفیتش بهتر از نون نونوایی هاست چرب نیست برای همین اگه ۶۰ تا ایرانی در عراق به خاطر حماقت جهالت نفهمی و.... وزارت کشور همسایه (!٬؟) دود بشن برن هوا مقصر اول آخرش چرب نبودن نون هست که با پیام معظم اله و تایین رسمی جانیان این حادثه کاملا چرب خواهد شد . و باید همه ما دست جمعی بریم وقت بگیریم دست آقا رو دوستی بگیریم محکم ماچ کنیم که نون رو از این طریق چرب کرد و گرنه اگر ایشون پیام تسلیت نمیداند و زیل این پیام چربی حاصل نمیشد که احتمالا مشتاقان زیارت قبور متبرکه هرگز نمیفهمیدند که این نوع زیارت با این وضع موجود ثواب که ندارد هیچ یک عالمه کشته هم دارد . و البته میشود برای چرب کردن مجدد این نون مذکور گفت که حادثه دیدگان این فاجعه شهید فی سبیل حسین (ع) هستند که اینطوری شاید چند نفر مردم از مکان های مختلف جهان جهت انجام فریضه شهید شدن مجددا به صورت باب میل کافران مزدوری چون اسرائیل و آمریکا وارد عراق شوند و به دست این کافران کشته شوند .

برای تکمیل شدن شکست دشمن در ضمن بخوانید :

 

کاری نمود آنکه ز دنیا بر او سلام _ صیاد در ژنو به جای صید خود افتاد به دام(تلمیح به حادثه فیلم یوزارسیف نبی )

دانی که چیست معنی آن ترک کنفرانس؟ _ یعنی گریخت دشمن از آن منطق کلام

ای نسیم سحر

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست  

                              منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن درپیش

                              آتش طور کجا موعد دیــــدار  کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

                              در خرابات بگویید که هشیـــار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

                             نکته ها هست بسی محرم اسرارکجاست

هر سر موی مرا با تو هــــزاران کارست

                           ما کجائیم و مـــــلامتـــگر بیـــــکار کجاست 

باز پرسند ز گیسوی شکن در شکنش

                            کاین دل غمزده سر گشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو

                             دل زما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

                              عیش بی یار مهـــــیا نشود یار کجاست

              حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

            فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

                             

 

لبخند میزنیم

به آسمان

به هر جایی که امکان دارد.

به زمین

خداوند عاشق ماست.

چه سعادتی والاتری از این؟!!

 

X.X.D.D

 

 

سربلند ایران و ایرانی

 

یا حق

 

 

یه خبر

بچه ها گمونم بلاگفا قاطی کرده شایدم نت من قاطی کرده هرچی میزنم کامنت نمیره یه بار هم واسه وبلاگ خودم کامنت زدم نرفت صفحه ارور اومد

بعد هم که زدم اسم و ایمیلش مال من نبود . . . . دیگه ببخشید

kaktoc

سلام به همه دوستای گلی که این وبلاگو میخونن

میدونید که وقتی خوشحالم مینویسم برای خودم و اگه یادم باشه معرفتم بکشه خبر میکنم دوستامو یا یه سرکی بهشون میزنم ولی الان ناراحتمو بازم دوست دارم بنویسم اما حوصله ام نمیکشه چیزی بگم ... حرفی بگم ... اصلا بجز خیره شده و تایپ کردن هیچی دیگه به ذهنم نمیرسه الان .. هیچی .. حتی وجود داشتن خودم ..

الان میخوام به همه سر بزنم بگم دلم گرفته

خیلی هم دلم گرفته الان نمیدونم کی دوباره دلم باز میشه ولی الان حالم خوب نیست .. فکر کنم تاشب دوباره خوب بشم

الانم شبه دیونه شدم انگار

وای نمیخوام این چه وضعی من دارم دوست ندارم الان سه ساله که کسی که خیلی دوستش داشتمو خیلی میخواستم حتی براش بمیرم فوت کرده نمیخوام به این موضع فوت کردنش فکر کنم ولی گاهی میاد تو ذهنم و دوستدارم وقت ناخوشیم هم بنویسم شاید یکم آروم شدم ..

چه حادثه مسخره ای تصادف .. بعد میگن همه جهان تصادفی .. نمیگن تصادف خیلی خیلی دلخراش من .. تو حالت عادی و بدون نت اصلا نمیتونم راحت درمورد تصادف حرف بزنم و فکر کنم تا آخر عمرم تصادف منو ناراحت کنه ولی اینجا دیگه صدام بغض نداره .. اینجاش تنگه بغض که هیچی نمیونه تو صدای دورگه آدم جز یه خواهش یه آروزو شایدم فریادی که میگه

آخی میخوام گریه کنم ...............................................................

میخوام اینطوری ماست نباشم آخه دارم ماستکی مینویسم انگار [نیشخند] ولی شعرای هی تو ذهنم میاد مینویسم اونا دیگه شل یخمک نیستن

نجوا کنم با خودم

بگم تن تو کو تن صمیمی تو کو ... تنی که جون پناه من نبود ... عطوفت تن صمیمی تو کو .. تنی که تکیه گاه من نبود ... سبد سبد گلای تازه ی تنت
برای باغ دست من نبود
افسانه ظهور دستهای تو
جز قصه شکست من نبود

صندوقچه ی عزیز خاطراتمو
ببین ببین که موریانه خورد
ببین که بی کبوتر صدای تو
گلای رازقیمو باد برد...

فکرای خاطره گونه میاد توذهنم از تصویر پاییز ۸۳ بیمارستان شهداء و پای شکسته من وقتی که فقط یه ماه از تنک شدن ریختن تمام موهام میگذشت و انگار هنوزم میدونم خوب میدونم چطوری میشه تو  چند دقیقه یه آدمو شناخت و رسیدن به تلخی یه خاطره هنوزم تو ذهنمه دعوای که با بابام داشتم دعوای که هنوزم چه بخوام چه نخوام یادم میاد و اینکه فهمیدم چقدر راه دارم تا مهربون بودن رو تجربه کنم ... تا.. . . .  بهار لعنتی ۸۵ که انگار تموم شد باز قصه تصادفی بودن هیچی شروع میشه و دیگه انگار تموم شد گفتن ظلم نیست .

ولی از نظر من ظالم بودن محضه ... من فیلسوف نیستم که بفهمم این زمان چیه که از ۸۵ تا ۸۸ مثل یه دقیقه هست برام  ولی خودمم نمیفهمم ۸۳ اول دبیرستان بودم ۸۴رفتم  دوم ۸۵ سوم و ۸۶  پیش دانشگاهی ۸۷ پیش تموم شد و کنکور رد شدم و الان ۸۸ شده به سومی ها میگن کنکوری به منم میگن کنکوری واقعا از ۸۵  تا الان چی عوض شده ؟! جز یه مدرک پیش مسخره ..

آره ظلم محضه که اینهمه مدت رو هیچی فرض کنم سال پیش دانشگهای   دوست جدید پیدا کردن خوب شدنم و خلاص شدم از بیماری وای همه اینا اگه نبود از بین بره میشه دوباره برام یه غصه شدید که بنویسم های های دارم براش گریه میکنم ...

به ناراحت بودن به غصه خوردن ادامه بدم نامردی هست برای کسی که ناز بود مهربون بودن رو بهم یاد داد شاد بود مایه ناراحتی باشم گریه کنم ... یعنی زیادی خودمو لوس کنم ...  زیاد زر بزنم زیادی اشک بریزیم

 

رفتنت مثل یه حادثه برام موندنیه
حالا آواز سفر کردن تو خوندنیه

لحظه ها، ثانیه ها طاقت موندن ندارن
می سوزونن، اما خب فکر سوزوندن ندارن

یه روزی لحظه هامون رنگ بنفشه ها بودن
تو هوای خونمون عطر آلاله ها بودن

تن من جسم تو یکی نبودن اما یه جون
زیر آفتاب، جدا اما یکی سایه هامون

حالا اون اسب بزرگ آهنی منتظره
تا تمومی وجود منو همراش ببره

می بره هر چی رو که بود و نبود
من می شم شناور مسیر رود

بدرقه کلام تلخ رفتنه
واسه من تجربه ی گسستنه

فقط خودمم نفهمیدم چی نوشتم ...

کیمیاگر عزیزم کسی بیشتر خاطرات قبل از ۸۵ منو ساخته و بیشتر شخصیتمو اگه مینوشی و میتونی بخونی

امیدوارم که روحت یعنی تو شاد باشی امیدوارم که .. این تلفن های مسخره بازی داداشم بگذاره فکر کنم ... تا حالا که نفهمیدم چی تو کامنتامو این پست نوشتم

تبریک

خواستم یه پست بدم دیدم چه بهتره به جناب آقائی دایی تبریک بگم همین

دلم تنگه برای تو !

 

یاد سال اول دبستان افتادم که یادش بخیر از اول سال میخواستم برم تو کوچه بازی کنم با دوستام مامان بابام نمیگذاشتن بعد گفتن اگه معدلت بیست بشه میگذارن معدلم بیست شد و اجازه گرفتم تابستون برم بیرون بازی کنم نه با دوستام با آدمای هم سن الان خودم که داره کم کم با حلول بهار 19 سالم میشه ! من تو خونه موندم و از همون روزا شخصیتم با کتاب همراه شد و الانم هست به قول خودم وقتی هیچ راهی نیست اتفاقا بهترین راه جلوی پاته !

و الانم از شش ماه پیش خودمونو جر دادیم تا بازم خاتمی بیاد بازم بوی باران بیاد ولی جالبه که موج احساسات خاطره انگیز مارو میبره به حس خواندن آخرین برگ های نامه محمد به ما و من که نوشته بود گالیله رو درک کنیم وقتی نشسته بود روی صندلی کلیسا و گفت زمین صاف هست و معنی واضح احساسی نباشم و میرحسین و کروبی رو حمایت کنیم رو بفهمم

الان هم نه راه پیش هست نه راه پس اگه خاتمی میومد اندکی شعار گلوی مارو شاید نه از تر سالی بارون بلکه از بوی بارون پر میکرد ولی دیگه باید بدون احساسات باشیم

خاتمی گفت بی احساسات باشیم و من هم همین کار رو میکنم بدون ترس جلوی پام رو نگاه میکنم یعنی اینکه برگردم بلند بشم و این صندلی چوبی موریانه خورده رو بندازم دور این دندون لق رو از ریشه بکشم و این خارش رو بخارونم این واقعیت رو ببینم که دیگه این رژیم قابل اصلاح نیست و نخواهد بود ! و چرا باید خودم رو کنترل کنم در حالی که فایده این کنترل کردن بیشتر از نزدیک شدن و تو دل رفتن بحرانی که خمینی و اسمش و یاراش ساختن نیست و من نباید احساساتی باشم و باید آروم باشم باید فکر کنم و ببینم آیا واقعا سکوت و تحمل راه خوبی هست ؟!

آیا واقعا اسیر احساس ترس نیستم و این اسارت نیست که باعث شده نبینم اگر وقتی برای اقدام هست بهترین وقت  الان هست

و دست کم  که بهترین راه سخت ترین راه جلوی پام اگه باعث نشه ایرانم کشور عزیزم نجات پیدا کنه باعث میشه من از مشکلات نترسم و  در اطرافم شاید یک نفر هم همراه من از راهش و ادامه راهش نترسه ؟!

من رای نمیدم شاید این صدای احساسم باشه که 80 روز مونده به انتخابات میگه میرحسین اگر بدتر از محمود احمدینژاد نباشه بهتر هم نیست ولی این احساس هست و عقل من نمیگه این احساس نیست و نباید باشه !

شاید این صدا و صدها صدای دیگه صدای اخبار جمهوری اسلامی رو خفه کنه که صندوق های خالی انتخابات لیاقت میرحسین بدون رای رو نشون داد

اگر احساساتی نباشم به احتمال زیاد میرحسین رای میاره که بهتره با رای کم رای بیاره

و اگر محمود رای بیاره ضرر بزرگی حاصل نشده تفاوت میرحسین و محمود چیزی نیست که به رژیم بله بگیم !

من رای نمیدم چون میفهمم تفاوت کسی که با نیامدنش سال 84 راه محمود رو باز کرد با محمود در خوش خط خال بودنش هست و من اینبار برای بار اول از این خط خال گزیده شدن رو انتخاب نمیکنم !

من رای نمیدم چون خاتمی کاندید شد و یک خائن بعد از اون کاندید شد یک بیانیه ای داد که جهل و حماقتش را نشان میداد و برای من تفاوتی بین میهن فروش با وطن فروش نداره !

چون کسانی که زیر بال پر این خائن سینه میزنن همون های هستن که هزینه بی خود بی فایده هنگفت انقلابی رو به زور از مردم مکیدند که بحران هویت و قدم قدم تا انقراض نسل پارسیان دلاور رو به هم راه داشت

موسوی ... ساکت شو !

موسوی...تو را چه می شود..؟!

 

حرف درویشان بدزدد مرد دون / تا بخواند بر سلیمی زان فسون

کار مردان روشنّی و گرمیست / کار دونان حیله و بی شرمیست...

 

وقتی که خبر کاندیداتوری رسمی میر حسین موسوی را شنیدم خیلی تعجب کردم...

وقتی که خاتمی گفت یا من یا موسوی گمانم افتاد که خاتمی با این مرد صحبت کرده و هماهنگ است یا شاید ایمان دارد که دو فردای دیگر خیانت نمی کند...

اما حالا می بینم که پس از اعلام کاندیداتوری سید محمد خاتمی به خاطر اصرار ملت ایران ناگهان  میر حسین موسوی می آید و آن اعلامیه ی عجیب و غریب را می دهد که حتی از سخنان پیش از انتخابات احمدی نژاد هم تند تر است و اگر کسی می گفت نویسنده ی آن را حدس بزن می گفتم ملا عمر طالبان...

سوال این جاست چه چیز موسوی را بر این کار واداشت...؟

چرا پس از 30سال حالا آمده و با روشی گنگ می خواهد دو جناح را ملعبه ی دست خود کند و سیرکی راه بیندازد و خود نقش دلقک اصلی را بر عهده بگیرد تا هم ملت را بخنداند و هم خودش به ریش ملت بخندد...

با خودم گفتم سوالاتم را که نمی توانم به صدا و سیما ببرم...

روزنامه ها که جرات انعکاس درد دلم را ندارند...

پس به راستی به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را...

می خواهم چند مورد تردید را به گوش موسوی برسانم ...

می خواهم شما هم به این تردید ها واقف شوید و به احمدی نژاد مهره ی کوچک رای دهید اما به این مار خوش خط و خال که گمانم رفت از جنایاتش توبه کرده و خاتمی دیگر شده نه...!!!!!

1: آقای موسوی چه چیز شما را برآن داشت که بعد از دو دهه سکوت مرگبار پا به عرصه گذارید و احساس مسئولیت کنید...!؟

2: آقای موسوی بعد این دو دهه دست شما را اصولگرایان گرفتند و به میدان آوردند یا خاتمی...؟!

3:آقای موسوی در آن زمان که دانشجویان  پیش شما آمدند و گفتند بیا و گفتی نه...شرایطت چه بود...!؟آیا صدا و سیما را نمی خواستی...؟! گمانت رفته حالا آن را به تو می دهند...!؟

4: آقای موسوی در سال 67 شما چه پستی داشتید...!؟ بقال سر کوچه ی نظام و بزاز لباس رهبر یا شیرینی فروش ملت نبودید... نخست وزیر بودید حضرت والا... آن سال ها چه کردید...!؟

می دانم که کلید ماجرا نبودید اما روغن قفل بودن کم از دست پیچانش نیست...

5: آقای موسوی پس از آن چه طور...!؟ وقتی مردم ما را کشتند وقتی قتل های زنجیره ای شد وقتی 18 تیر آمد شما چه می کردید....؟! از قربانیان انقلابتان نقاشی می کشیدید یا از قاتلان آن شهیدان...!؟

6:آقای موسوی وقتی آن خبرنگار معروف از شما پرسید که ملت شما در شرایط سختی هستند و مرز های خود را بازیافته اید و عراق خواستار صلح است مگر این شما نبودید که گفتید ملت باید خودش را فدای اسلام کند...؟! کدام اسلام...!؟ همان اسلامی که 20سال در خطر بود و تو از مخاطرات آن نقش می زدی...!؟

7: مگر این شما نبودید که شعار جنگ جنگ تا پیروزی را دادید و بعد پس چرا صلح را پذیرفتید و جام زهر پیشکش خمینی کردید...!؟

8: آقای موسوی مگر بالاترین رشد جمعیت در زمان شما نبود...؟ مگر این شما و دولت شما و روزنامه ی جمهوری اسلامی شما نبود که نوشت هر آن کس که دندان دهد نان دهد و مگر با همین استدلال شعار نفوذ اسلامی را مطرح نکردید و هزاران کودک گشنه در دست و دامان ملت استبداد زده ی ایران قرار ندادید...!؟

فرق شما با احمدی نژاد در چیست که می گوید ظرفیت ایران دویست ملیون نفر است ...؟ شاید شما آن را هم کم می دانید...!؟

9: گمان کرده اید با آن عینک زیبا و موهای شانه کرده و شعار های کلی می توانید آرای ما را مصادره کنید...!؟اعلامیه ی ننگینی که صادر کردی چه داشت...!؟ می خواهی سنگ را در کنار شیشه نگاه داری...!؟

می خواهی با نام اصلاح طلبی و رای راست سنتی اقتدارگرایی نوین رقم بزنی ...!؟

10: آقای موسوی کابینه ی خود را دیده ای...!؟ بسیاری از اعضای آن اکنون در احزاب موتلفه هستند و تو بودی که آن ها را تایید کردی...!!!

11: چه چیزی به شما این قدرت را داد که در این نظام خشونت گرای پایدار و استبداد زده ی دیرپای مجوز روزنامه بگیرید و خاتمی که 8سال رئیس جمهوری این مملکت بوده از داشتن سایت هم محروم باشد...!؟

یاور خاتمی ...این موسوی بود..؟!!!

وقتی در دانشگاه بودی ندیدی که شعارشان چه بود...؟! درود بر موسوی سلام بر خاتمی...!؟ ندیدی گفتند موسوی یاور خاتمی نه خاتمی یاور موسوی...؟!

یادمان باشد... بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم... این خاتمی بود که 76 آمد... این او بود که زخم زبان خورد و دشنام شنید... اینست خاتمی...

به کدام ترنم دل انگیز گوش سپارم

وقتی که اصوات در اختیار شیطانند...؟

و به کدام باران شباهنگی دل خوش کنم...؟

وقتی که شب از شولای سفید رنگ محبت خالیست...؟!

به مظلومیت خاتمی سوگند که احمدی نژاد را به شما ارجح می دارم و حاضرم به او رای دهم تا شما...

چون او اصولگرایی را به گند می کشد و شما اصلاح طلبی را با اعمال تند و زعارت ذاتی خود...!

ما نگوييم بد و ميل به ناحق نکنيم/ جامه کس سيه و دلق خود ازرق نکنيم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجدید /گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

+ نوشته شده در  87/12/26ساعت 20:0  توسط اصیل زاده  |  29 نظر